Prepared by Hassan Zamanzadeh for  www.eHolyQuran.com   

     

Qur'an is the Message (Communication) of Almighty God to Humanity - My God, please accept my thanks and gratitude for The Holy Quran 

سوالات زيادی دارم، از که بايد پرسيد؟ جواب چه کسی صد در صد قابل اطمينان است؟
بيائيد قرآن را باز کنيم و بسادگی و مستقيما  از خداوند بزرگ و يکتا سوالاتمان را بپرسيم

     

   

دوستان ... تمام نوشته های من اظهار نظر من و يا هيچ انسان ديگری (چه زنده، چه مرده) نيست
مطالبی که در اختيارتان ميگذارم هميشه همراه آيه ای و يا آيه هائی از قرآن است
دليل آن اين است که من و تمام افراد بشر اشتباه ميکنيم، ولی هرگز اشتباهی در فرمايشات صاحب اختيار مردم،
فرمانروای مردم، و معبود مردم، خداوند بزرگ و يکتا نيست
در ضمن بخاطر اينکه من تا حد زيادی با يک يک آيات قرآن آشنا هستم، بخوبی با خبرم که اگر مطلب نادرستی را بيان کنم و بگويم اين را خداوند فرموده
چه بلائی در اين دنيا و در روز رستاخيز که شکی در آن نيست در انتظار من خواهد بود - حسن زمان زاده
 

   
چه کسی با چه رتبه ای اجازه دارد در موردی فتوا دهد؟
فتوای چه کسی بايد بدون چون و چرا اجرا شود؟
اگر فتوای مرجعی، مخالف تمام چيزهائی است که من باور دارم، آيا آن فتوی و دستور را بايد اجرا کنم؟
اگر اين فتوا را اجرا کردم، مقصر اصلی کيست؟

بار ديگر تمام باورها و افکار انسانها (چه زنده، چه مرده) را کنار ميگذاريم و مستقيما از خود خداوند سئوالمان را ميپرسيم.
اجازه بدهيد آيات زير را با هم بخوانيم و من و شما با هم برداشتی منطقی در مورد اين بحث در افکارمان ترسيم کنيم

لطفا توجه کنيد که در آيات زير ما ميخوانيم که خداوند به رسول اکرم ميفرمايد، از تو در مورد موضوعات مختلفی ميپرسند و سئوال ميکنند،
بلافاصله بعد از آن، خداوند ميفرمايد "بگو".

آياتی در اين باره از سوره بقره

در آيه  189 سوره 2 (سوره بقره) خداوند ميفرمايد:
            "
درباره هلال های ماه از تو سئوال ميكنند.
           بگو: آن تقويمی برای مردم و تعيين زمان حج است.
           نيكی آن نيست كه از پشت وارد خانه شويد،
           نيكوكار كسی است كه متقی ( مسلط بر نفس خود) باشد.
           از در خانه وارد خانه شويد و از نافرمانی خدا بترسيد تا رستگار شويد. "

در آيات  215 تا 217 سوره 2 (سوره بقره) خداوند ميفرمايد:
           "
از تو ميپرسند چه چيزی انفاق كنند.
           بگو: هر چيز خوبی كه انفاق ميكنيد اختصاص به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و تهيدستان و در راه ماندگان دارد.
           هر كار خوبی كه بكنيد خدا آن را ميداند.
           جنگ بر شما واجب شده در صورتيكه شما از آن بد تان ميآيد.
           ولی خيلی چيزها است كه شما از آن بدتان ميآيد در صورتيكه بنفع شما است،
           و خيلی از چيزها است كه شما دوست داريد در صورتيكه بضرر شماست.
           خدا ميداند ولی شما نميدانيد.
          
از تو درباره جنگ در ماه حرام ميپرسند.
           بگو: جنگ در ماه حرام گناه بزرگی است
           در حالی كه گناه جلوگيری از راه خدا و كفر به او و مسجدالحرام و بيرون كردن اهل آن از آن بزرگتر است.
           فتنه از قتل بدتر است.
           دائماً با شما ميجنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند.
           كسانی از شما كه از دينشان برگردند و در حال كفر بميرند كسانی هستند كه اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته است،
           و اهل جهنم هستند، و هميشه در آن خواهند بود. "

در آيات  219 تا 222 سوره 2 (سوره بقره) خداوند ميفرمايد:
        "
درباره شراب و قمار از تو سؤال ميكنند.
        بگو: در آنها گناه بزرگی وجود دارد و منفعت‌هايی هم برای مردم دارد ولی گناه آنها بزرگتر از نفع آنها است.
      
  از تو ميپرسند چه چيزی انفاق كنند،
        
بگو: آنچه را كه بيشتر از مخارج زندگی است.
        خدا اينطور آيات را برای شما بيان ميكند شايد شما درباره دنيا و آخرت فكر كنيد.
       
از تو درباره يتيمان سئوال ميكنند.
         بگو: اصلاح كار آنها بهتر است، و اگر با آنها معاشرت كنيد برادران شما هستند.
         خدا افراد خرابكار و اصلاح ‌كنندگان را ميشناسد.
         اگر خدا ميخواست شما را دچار زحمت ميكرد چون خدا توانا و حكيم است.
         با زنان مشرك تا ايمان نياورند ازدواج نكنيد،
         بدون شک ازدواج با كنيز باايمان بهتر از ازدواج با زن مشرک است،
         اگر چه دل شما را ببرد؛ و به مردان مشرک تا وقتی ايمان نياورند زن ندهيد.
         مسلما بنده باايمان بهتر از مرد مشرک است، اگر چه او باعث تعجب شما شود.
         آنها افراد را به آتش جهنم دعوت ميكنند و خدا با قوانين خود شما را به بهشت و آمرزش دعوت ميكند
         و آياتش را برای مردم بيان ميكند تا متوجه شوند.
       
  درباره قاعدگی زنان از تو سؤال ميكنند.
         بگو: آن ناراحت كننده است.
         در زمان حيض (قاعدگی) از زنان كناره جويی كنيد و تا وقتی كه پاك نشوند، با آنها همخوابگی نكنيد.
         وقتی هم كه پاك شدند از جائی كه خدا به شما دستور داده با آنها همخوابی كنيد (نه از جای ديگر).
         چون خدا توبه كنندگان و پاكان را دوست دارد. "

در آيه  286 سوره 2 (سوره بقره) خداوند ميفرمايد:
           "
وقتی بندگان من درباره من از تو سئوال ميكنند، من به ايشان نزديكم.
          دعای دعا كننده را وقتی مرا به كمك بخواند اجابت ميكنم.
          پس آنها بايد دستورها و نظرهای مرا قبول كنند و به من ايمان بياورند تا هدايت شوند. "

آياتی در اين باره از سوره آل عمران

در آيه  20 سوره 3 (سوره آل عمران) خداوند ميفرمايد:
           "
اگر با تو بحث و بگومگو كردند بگو: من خودم را تسليم خدا كرده‌ام، و پيروان من هم همينطور.
           و
به اهل كتاب و مشركان بگو: آيا شما هم تسليم خدا شده‌ايد؟
           اگر تسليم خدا شده‌اند، هدايت شده‌اند و اگر سرپيچی كردند وظيفه تو فقط رساندن پيام است.
           خدا كارهای بندگانش را می بيند.

آياتی در اين باره از سوره مائده

در آيات  4 و 5 سوره 5 (سوره مائده) خداوند ميفرمايد:
           "
از تو ميپرسند چه چيزی برايشان حلال است.
          بگو: تمام خوردنيهای پاك و گوشت حيواناتی كه توسط حيواناتی كه مطابق
          آنچه خدا بشما ياد داده تعليم يافته‌اند شكار شده باشند برای شما حلال است.
          از‌ آنچه برای شما شكار كردند بخوريد و اسم خدا را بر آن ذكر كنيد از نافرمانی خدا بترسيد؛
          چون خدا بسرعت به حسابها ميرسد.
          امروز تمام خوردنيهای پاك برای شما حلال است،
          همينطور غذای اهل كتاب برای شما حلال و غذای شما برای آنها حلال است.
          همينطور ازدواج با زنان پاكدامن مؤمن و زنان پاكدامن اهل كتاب برای شما حلال است،
          البته وقتی مهريه ‌شان را به آنها بدهيد؛ ازدواج باشد، نه زنا و نه معشوقه گرفتن.
          كسی كه منكر ايمان شود، عملش از بين رفته و در آخرت از افرادی است كه ضرر كرده‌اند. "

آياتی در اين باره از سوره اعراف

در آيات  187 و 188 سوره 7 (سوره اعراف) خداوند ميفرمايد:
            "
از تو ميپرسند كه قيامت چه وقت برقرار ميشود؟
            بگو: علم آن فقط پيش خداوند من است.
            و خداوند آن را فقط در وقت خود آشكار ميسازد.
            قيامت بر آسمانها و زمين سنگين است.
            ناگهانی سراغ شما می‌آيد.
           
از تو ( درباره قيامت) سئوال ميكنند مثل اينكه تو از آن خبر داری.
            بگو: فقط خدا از آن اطلاع دارد، ولی بيشتر مردم اين را نميدانند.
           
بگو: من مالك نفع و ضرری برای خودم نيستم مگر تا آنجا كه خدا بخواهد.
            اگر غيب ميدانستم نفع بيشتری بدست می‌آوردم و آسيبی به من نميرسيد.
            من فقط بيم دهنده و مژده دهنده افراد باايمان هستم."

در اين آيه خوانديم که:
     1- پيغمبر خداوند غيب نميدانست
     2- مالك نفع و ضرری حتی برای خودش هم نبود
     3- و نمی توانست آسيبی را حتی از خودش دور کند.

اگر کسی مثل پيغمبر خداوند، حضرت محمد (ص) بهيچ عنوان قادر بدفع ضرر و گرفتاری از خودش ، حتی در زمانی که در قيد حيات بود نبود،
چگونه ايشان قادر است گرفتاریهای من و شما را دفع کند؟
گرفتاری ديگر ما اينجاست که به جز پيغمبر خداوند، عده کثيری امام و امامزاده و اقوام امامزاده را برای ما علم کرده اند و به ما تزريق و تلقين کرده اند
که اين افراد شفيع ما در پيشگاه خداوند ميشوند و قادر هستند که گرفتاری ما را برطرف کنند و درد ما را شفا دهند و وضع زندگی ما را رونق دهند.
مثل اينکه اين افراد آياتی مثل آيه
48 سوره بقره را نخوانده اند که خداوند ميفرمايد:
     " از روزی بترسيد كه از كسی برای ديگری كاری ساخته نيست
       و از كسی شفاعتی پذيرفته نميشود و از كسی تاوانی گرفته نميشود و كمكی به آنها نخواهد شد. "

وقتی پيغمبر خدا قدرتش باين حد است، بقيه افرادی که ما صبح و شب بدرگاهشان استغاثه ميکنيم قدرتشان به چه حد است؟
اين قرآن مجيد و آيات خداوند است، اين دکانداران مذهبی قرآن نخوانده از چه کتابی پيروی ميکنند؟

حضرت ... که حتی در زمان حيات مالک نفع و ضرری برای خودش هم نبود، چطور قادر است حالا که قرن هاست بدنش مدفون شده بتواند مشگل مرا حل کند.
اگر ايشان مشگل گشا بود، اول مشگل خودش را ميگشود.

برای اطلاع بيشتر به بحث شفاعت در قسمت  جواب به سوالات دينی از قرآن مجيد  که توسط استاد بختياری نژاد نوشته شده در اين سايت نگاه کنيد.

پيغمبر (ص) مسلمان و تسليم محض حكم و نظر خدا بود، هرگز حرفی برخلاف قرآن نميزد، و هرگز كاری برخلاف آن نميكرد.

از افرادی که در باره اين مطلب کوچکترين شکی دارند،
و يا به هر طريقی اصرار ميکنند که به غير از قرآن، از کتابهای ديگری هم بايد پيروی کرد دعوت ميکنم که دو آيه زير را بخوانند.

خداوند در آيه ۴۳ تا ۴۶ سوره حاقه در مورد رسول اکرم ميفرمايد:
      "نزول آن (قرآن) از طرف صاحب اختيار جهانيان است.
     
 اگر بعضی حرفها را از قول ما ميگفت، ما با دست خودمان او را ميگرفتيم، و شاهرگش را قطع ميكرديم."

پيغمبر برگزيده خداوند اجازه نداشت حتی کوچکترين حرفی که خداوند نفرموده از قول خداوند بيان کند،
اين دکانداران مذهبی که به هيچ عنوانی قابل مقايسه با پيغمبر خدا، حضرت محمد (ص) نيستند، چطور به خودشان اجازه ميدهند که ...
خداوند عاقبت اين کار را برای رسول برگزيده خويش در اين آيه بيان فرموده،
اگر شاهرگ رسول خدا، حضرت محمد (ص) برای اين عمل خلاف، خداوند ميفرمايد که قطع ميشود،

شما فکر ميکنيد چه به سر اين قانونگذاران حرفه ای دينی، اگر مطابق دستورات خداوند حکم نکنند خواهد آمد؟

بعضی ها مثل نوکران و کنيزان عمل ميکنند و جز "بله قربان، بله قربان" در زندگی چيزی ياد نگرفته اند و انجام نميدهند؟
آيا اين افرادی که با
"بله قربان، بله قربان" زندگی ميکنند و آن انسانی را که به او "بله قربان، بله قربان" ميگويند را از حد يک انسان بزرگتر ميکنند،
حتی دست و پای آن فرد را ميبوسند و به هر طريقی ستايشش ميکنند، از آيات متعددی که ضد اين عملشان در قرآن آمده با خبر هستند،
ميبنيم که اين آقايان برای اينکه بوسيله عده قرآن نخوانده هميشه ستايش شوند،
چگونه اين افراد را برای بسته نشدن دکانشان، از آيات قرآن  دور نگاه داشته و دور نگاه ميدارند؟

آياتی مثل:
آيه
2 سوره فاتحه
     "ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد که صاحب اختيار همه مردم جهان است."

آيه 1 سوره انعام
    "ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد كه آسمانها و زمين را خلق كرد و تاريكی و نور را برقرار كرد."
آيه 25 سوره لقمان
    "اگر از آنها بپرسی چه کسی آسمانها و زمين را آفريده، حتماً ميگويند خدا.
     بگو ستايش و بزرگداشت نيز اختصاص به خدا دارد؛ ولی بيشتر آنها اين را نميدانند."
آيه 1 سوره سبا
    "ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد كه هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است مال اوست
     و در آخرت هم ستايش اختصاص به او دارد و او حكيم و آگاه است. "
آيه 1 سوره فاطر
    "ستايش و بزرگداشت فقط مخصوص خداست كه آفريننده آسمانها و زمين است"
آيات 29 و 75 سوره زمر  
    "خدا مثل مردی را زد كه چند ارباب دارد كه با هم سازش ندارند و مرديكه تنها يك ارباب دارد.
     آيا اين دو با هم مساوی هستند؟
     ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد ولی بيشتر مردم اين را نميدانند. "
     "و فرشتگان را می‌بينی كه دور عرش جمع شده‌اند و با ستايش خداوندشان را بزرگ ميشمارند.
      بين آنها بحق داوری ميشود و گفته ميشود كه: ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به (خداوند) صاحب اختيار جهانيان دارد."
آيات 36 و 37 سوره جاثيه
     "ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد كه صاحب اختيار آسمانها و زمين و تمام افراد بشر است.
      در آسمانها و زمين، بزرگی فقط اختصاص به او دارد و او توانا و حكيم است."
آيه 1 سوره تغابن
     "آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح خدا را ميگويند.
      فرمانروائی فقط از آن اوست، و ستايش و بزرگداشت فقط برای اوست و او بر هر كاری قادر است. "

احترام گذاشتن به افراد، و آنان را محترم شمردن، با ستايش و بزرگداشت و بزرگ شمردن فرق ميکند.
خداوند به وضوح و روشنی به من و شما ميفرمايد که ستايش و بزرگداشت و بزرگ شمردن فقط و فقط همانطور که در اين آيات خوانديم
اختصاص به او دارد - باور داشتن و عمل کردن غير از اين، به زبان فارسی سليس، دستور خداوند را اجرا نکردن است.
 

آيه ای در اين باره از سوره انفال

در آيه  1 سوره 8 (سوره انفال) خداوند ميفرمايد:
              "
درباره انفال (غنائم جنگی) از تو سئوال ميكنند،
             بگو: انفال متعلق به خدا و رسول ميباشد.
             بنابراين از نا فرمانی خدا بترسيد و كار خود را ميان خويش اصلاح كنيد
             و اگر افراد باايمانی هستيد از خدا و رسولش اطاعت كنيد. "

آيه ای در اين باره از سوره يونس

در آيات  53 تا 55 سوره 10 (سوره يونس) خداوند ميفرمايد:
             "
از تو ميپرسند آيا آن (عذابی كه ميگوئی) راست است؟
            بگو: قسم به خداوندم كه راست و درست است و شما نميتوانيد جلوی آنرا بگيريد.
            كسی که ظلم كرده، اگرچه تمام چيزهائی كه در زمين است داشته باشد،
            حاضر است بدهد تا عذاب نشود و چون عذاب را ببينند، پشيمانی خود را پنهان ميكنند و بين آنها از روی عدالت حكم ميشود و به آنها ظلمی نميشود.
            بدانيد آنچه در آسمانها و زمين است مال خدا است.
            بدانيد كه وعده خدا راست است ولی بيشتر مردم اين را نميدانند. "

آيه ای در اين باره از سوره کهف

در آيات  83 و 84 سوره 18 (سوره کهف) خداوند ميفرمايد:
         "
درباره ذوالقرنين از تو سئوال ميکنند.
          بگو: درباره او مطلبی بشما خواهم گفت.
          ما او را در زمين به قدرت رسانديم و وسيله هر كاری را به او داديم. "

آيه ای در اين باره از سوره طه

در آيات  105 تا 108 سوره 20 (سوره طه) خداوند ميفرمايد:
         "
درباره کوهها از تو سئوال ميکنند.
          بگو: خدای من آنها را از هم ميپاشد، و زمين را صاف و هموار ميسازد؛
           بطوريکه هيچ کجی و برجستگی در آن نمی بينی.
           روزی که بدون کوچکترين سرپيچی از دعوت کننده پيروی ميکنند و صداها بخاطر خداوند رحمان پائين ميآيد
           و فقط صدای آهسته ای ميشنوی."

آياتی در اين باره از سوره احزاب

در آيات  63 تا 68 سوره 33 (سوره احزاب) خداوند ميفرمايد:
         "
مردم درباره قيامت از تو سئوال ميكنند.
           بگو:
علم آن فقط پيش خدا است.
           از كجا ميدانی شايد قيامت نزديك باشد.
           خدا افراد بی ‌ايمان را از رحمت خود دور كرده و برای آنها جهنم سوزان را آماده كرده.
           هميشه در آن خواهند بود و يار و ياوری پيدا نميكنند.
           روزی كه صورتشان در آتش برگردانده ميشود ميگويند ای كاش ما از خدا و پيغمبر اطاعت ميكرديم.
           و
گفتند: خداوندا ما از آقايان و بزرگانمان اطاعت كرديم، آنها ما را گمراه كردند.
           خداوندا، عذاب آنها را چند برابر بده و آنها را هر چه بيشتر از رحمت خود دور ساز. "

آيا بعضی ها هنوز به جای پيروی از قرآن، همانطور که خداوند در اين آيه فرموده از " آقايان و بزرگانمان" اطاعت نميکنند؟
تا کی گول اين
" آقايان و بزرگانمان" را بايد خورد.

من مسلمانم و قرآن خداوند در دست من است " آقايان و بزرگانمان" در اينجا چه نقشی دارند؟

خداوند واضح و صريح به من و شما ميفرمايد اين کار را نکنيم و به ما ميفرمايد که اگر بجای کلام او،
يعنی راهنمائی ها، و دستوراتی که در قرآن مجيد است از اوامر و نظريات
" آقايان و بزرگانمان" اگر کوچکترين مغايرتی با قرآن داشته باشد پيروی کنيم،
با اين عملمان چه سرنوشت شومی در اين دنيا و در روز رستاخيز که شکی در آن نيست گريبان گير ما ميشود؛ 
ولی بعضی ها اين همه تذکرات را که برای رفاه و راحتی و آمرزش ما به صورت کتابی که خداوند در اختيارمان گذارده کنار ميگذارند
و پيرو گفته های
" آقايان و بزرگانمان" ميشوند؛
عده ای پا را فراتر ميگذارند يکی از اين
" آقايان و بزرگانمان" را مرجع تفليد برای خود قرار ميدهند و از او تقليد ميکنند.

مگر من گوساله ام که دنباله رو کسی باشم و يا فهم و عقل ندارم و يا دسترسی به کتاب خدا، قرآن مجيد ندارم؛ 
قرآن، اين کتاب الهی مرجع تقليد من است - يک يک سوالاتم را مستقيما از خود خداوند ميپرسم.
تقليد از بشری که بدون استثناء در گذشته اشتباه کرده و در آينده اشتباه ميکند و فهم و قدرت درک مطالب برايش تا حد يک انسان است
به نظر شما اسمش چيست؟

من از اوامر و دستورات خداوندم که همگی در دست من است، از قرآن مجيد تقليد ميکنم.

در آيه 38 سوره انعام، يادتان هست که خداوند ميفرمايد:
    " ما در (اين) كتاب (در قرآن) چيزی را فروگذار نكرديم"
در آيه 89 سوره نحل،ا يادتان هست که خداوند ميفرمايد:
 
   " ما قرآن را بر تو نازل کردیم كه هر چیزی را بیان میکند و نشان دهنده راه صحیح و رحمت و بشارت برای افرادیست كه تسلیم حكم و نظر خدا هستند"
در آيه 9 سوره اسراء، يادتان هست که خداوند ميفرمايد:
   " اين قرآن مردم را به درست ترين راه هدايت ميکند"
در آيه 41 سوره اسراء، يادتان هست که خداوند ميفرمايد:
   " ما در اين قرآن حقيقت را بصورت‌های گوناگون بيان كرديم تا متوجه شوند."
در آيه 27 سوره زمر، يادتان هست که خداوند ميفرمايد:
   "ما در اين قرآن برای مردم هر گونه مثلی زده‌ايم، شايد متوجه شوند."
در آيه 54 سوره کهف، يادتان هست که خداوند ميفرمايد:
   "ما دراين قرآن هر گونه مثلی برای هدايت مردم زده‌ايم، ولی انسان بيشتر از هر چيزی اهل بگومگو است."


يک بچه چهار ساله ميداند که معنی "همه چيز و يا هر چيزی" چيست.
اکر من به جواب يک يک سئوالاتم به وسيله کسی که هرگز اشتباه نکرده، اشتباه نميکند، و اشتباه نخواهد کرد دسترسی دارم، ديگر بدنبال چه ميگردم؟

در روز رستاخيز که شکی در آن نيست، خداوند از افرادی که به جای قرآن از " آقايان و بزرگانمان " پيروی ميکنند ميپرسد، کجای اين آيه روشن و واضح را نفهميدی؟
لحظه ای فکر کنيد، اگر من و يا شما يکی از اين افراد هستيم، در آن روز جواب خداوند را چه ميدهيم؟

ما برای رفتن و ديدن رئيس اداره ای برای استخدام شدن در آن اداره، ساعتها با خود تمرين ميکنيم که چه بگوئيم،
برای ديدن خداوند ميرويد، اعمالی که امروز انجام ميدهيم، دو مرحله و مکان برای ورود من و شما بوجود مياورد، جهنم و يا بهشت؛
لحظه ای با خود جلوی آئينه تمرين کنيد که جواب خداوند را چه ميدهيد.
يادتان باشد که دروغ گفتن، بهانه تراشی، و کلک زدن در درگاه خداوند امکان پذير نيست. 


در آيات  1 تا 10 سوره 70 (سوره معارج) خداوند ميفرمايد:
         "
کسی درباره عذابی كه واقع خواهد شد سئوال كرد.
          هيچكس نميتواند آنرا از افراد بی ‌ايمان دور كند؛ از طرف خداست كه مالك آسمانهاست.
           فرشتگان و روح در روزی كه مقدار آن پنجاه هزار سال است بطرف خدا بالا ميروند.
           پس تو صبر نيكوئی داشته باش.
           آنها آن را دور می بينند و ما آن را نزديك می بينيم.
           روزی كه آسمان مثل مس گداخته و كوهها مثل پشم زده شده خواهد بود.
           روزی كه دوست درباره وضع دوستش سئوالی نميكند."

در آيات  42 تا 46 سوره 79 (سوره نازعات) خداوند ميفرمايد:
          "
درباره قيامت از تو ميپرسند كه چه موقع برپا می‌شود.
           تو با ذكر آن چه كار داری؟
           پايان آن با خداوند توست.
           تو فقط کسی را كه از آن ميترسد برحذر ميداری.
           وقتی كه آن را می‌بينند مثل اينست كه فقط شبی يا صبحی مانده‌اند."

قبل از اينکه با هم در مورد آياتی که خوانديم برداشتی در افکارمان ترسيم کنيم، ميخواهم آيه ديگری از قرآن را بياد شما بياورم؛

در آيه 26 سوره کهف خداوند خداوند ميفرمايد:
        "مردم ياوری غير از او ندارند و او كسی را در قانونگذاری شريک خود نميکند."

در قسمت اول اين آيه "مردم ياوری غير از او ندارند" روی سخن خداوند با افرادی است که حضرت .. و يا حضرت ... را ياور، معبود و يا شفيع خود
در پيشگاه و در درگاه خداوند ميدانند است - و در قسمت دوم " او كسی را در قانونگذاری شريک خود نميکند " خداوند بسادگی و واضح مطلب را ميفرمايد.
از اين واضح تر گفتن، امکانش وجود ندارد - هيچ کس، حتی يکی از رسولان درگاهش را - قانونگذار فقط و فقط خداوند است.

ديديم و خوانديم که در يک يک آيات خداوند تکرار ميفرمايد که:
از تو در مورد موضوعات مختلفی ميپرسند و سئوال ميکنند، بلافاصله بعد از آن، خداوند ميفرمايد "بگو".

با توجه به اين آيات، و آيات  127 و 176 از سوره نساء
      "درباره زنان از تو نظر ( فتوا) ميخواهند؛
      
بگو: خدا و آنچه كه در قرآن برای شما خوانده ميشود درباره آنها فتوا ميدهد."
      "
از تو نظر (فتوا) ميخواهند؛
       
بگو: خدا درباره كلاله برای شما نظر (فتوا) ميدهد."

برداشت من اين است حتی رسول خداوند حضرت محمد (ص) هم در موردی فتوا نميدهد
و فقط و فقط دستوراتی که خداوند به او به صورت وحی ميفرمايد بازگو و اجرا ميکند - آيا شما با توجه به اين آيات، نظر و برداشت ديگری داريد؟
پس اينهمه دکاندار مذهبی و قانونگزاران حرفه ای کدام کتاب را خوانده اند و از کدام کتاب پيروی ميکنند.
زمانی که پيغمبر خداوند فتوا نميدهد، ديگران (با هر رتبه و مقامی)، با چه جرئت در موارد مختلف فتوا ميدهند؟

برای نزديک نشدن به اين گناه بزرگ، وقتی از من سئوالی ميشود، آياتی از قرآن را که مربوط به آن مطلب ميشود را در اختيار سئوال کننده ميگذارم،
و هر روز در حال سجده به درگاه ايزد يکتا، از او تقاضا ميکنم که کمکم کند که اشتباه نکنم و با اين اشتباهم عده ای را گمراه نکنم.

در سوره اسراء خداوند ميفرمايد
      " اين قرآن مردم را به درست ترين راه هدايت ميکند " ... " ما هر چيزی را كاملا توضيح داده‌ايم."
پس اين دکانداران مذهبی در مورد چه حرف ميزنند و چه ميگويند

قرآن مجيد در دست من است، قرانی که خداوند بزرگ و يکتا آنرا برای من تشريح کرده، توضيح داده،
خداوند خودش فرموده که در قرآن
برای مردم هر گونه مثلی زده، آنرا برای اينکه من درک کنم آسان نازل فرموده، در آن انحرافی قرار نداده،
فرموده که قرآن
هر چیزی را بیان میکند و نشان دهنده راه صحیح و رحمت و بشارت برای افرادیست كه تسلیم حكم و نظر خدا هستند
آنرا هدايت و رحمت از طرف ذات مقدسش خوانده، فرموده از قرآن پيروی کنم و از اوليائی غير از قرآن پيروی نکنم،
فرموده قرآن مرا
از تاريكی ها خارج كرده و به نور و  به راه خداوند توانای ستوده هدايت ميکند،
فرموده قرآن مردم را به درست ترين راه هدايت ميکند، فرموده در قرآن حقيقت را بصورت‌های گوناگون بيان فرموده تا من متوجه شوم،
فرموده قرآن را بصورت آيات روشنی نازل فرموده، فرموده همگی به رشته الهی ( قرآن) بچسبيد و دچار تفرقه نشويد،
فرموده
که ذات مقدسش، در قرآن، هر چيزی را كاملا توضيح داده‌،
سئوال فرموده که من بعد از قرآن به چه سخنی ايمان ميآورم؟

وای بر من اگر اين موهبت الهی، قرآن مجيد را کنار بگذارم و از انسانی پيروی کنم که حرفهايش کوچکترين مغايرتی با قرآن دارد.

همين امروز، همين لحظه، با هر گذشته ای، بدون استفاده از هيچ واسطه و يا وسيله ای
يک يک ما ميتوانيم در راه آمرزيده شدن قدم بگذاريم و بوسيله تنها مرجعی که قادر است
يک يک ما را ببخشد و بيامرزد، بخشيده و آمرزيده شويم - همين امروز، همين لحظه

اين نظر و حرف من و يا هيچ انسان ديگری نيست
اين قول ايزد يکتا است در قرآن مجيد به يک يک ما، بدون استثناء

دين و حكم و نظر خدا چيزی است كه از آيات قرآن بدست می ‌آيد.
فرمايشات خداوند (قرآن) که هدایت و رحمتی است برای مردمی كه به آن ایمان می آورند،
در دست ماست چرا به نظريات و دستورات ديگران توجه ميکنيم؟
بنظر شما اسم اين چيست؟

    

قول خداوند به من و شما برای آمرزيده شدن، رهائی از آتش جهنم، و اقامت هميشگی در بهشت

  يادتان باشد که خداوند بما قول داده که همه گناهان من و شما را ميبخشد، اگر قبل از اينکه فرصت از دستمان برود،
      توبه کنيم و در راه اصلاح اشتباهات و گناهانمان تا آنجا که ميتوانيم بکوشيم.  (آيات 53 و 54 سوره زمر)
"بگو ای بندگان من كه بضرر خودتان زياده روی كرده‌ايد، از رحمت خدا نااميد نشويد چون خدا همه گناهان را ميبخشد.
او آمرزنده مهربان است.
به اطاعت خدا برگرديد (توبه كنيد) و قبل از اينكه عذاب بر شما وارد شود و کسی نتواند شما را ياری كند، تسليم حكم و نظر خدا باشيد.
"

خداوند در آيه 82 سوره طه به من و شما ميفرمايد:
"من كسی را كه توبه كند و ايمان بياورد و كار صحيح بكند و راه صحيح را بشناسد می ‌آمرزم. "

خواندن و درک کردن قرآن، عمل کردن به دستورات خداوند بزرگ و يکتا در قرآن، بسادگی از يک آدم يک انسان ميسازد.
لطفا بياد داشته باشيد که امروز، همين لحظه يک يک ما، با هر گذشته ای ميتوانيم به عملی دست بزنيم که بدون هيچ گونه واسطه ای، و يا وسيله ای و يا ...
همانطور که خداوند فرموده بخشيده، آمرزيده و پاک شويم - برای رسيدن به اين موهبت الهی قسمت  تنها راه بخشيده شدن انسان گناهکار
که دستورات خداوند در اين مورد در آن است را در اين سايت بخوانيد.
حسن زمان زاده - آگست
2009 - لوس انجلس کاليفرنيا

 برگشت

    

خداوندا، سرور من تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير، قرآنی که خودت فرموده ای:
کامل است، آياتش را برای اينکه من آنرا درک کنم، ساده نموده ای، تشريح کرده ای و توضيح داده ای  

Hassan Zamanzadeh
www.eHolyQuran.com