معنای
اين آيه بسيار ساده است.
هيچ راهی برای تغيير دادن و تفسير کردن اشتباهی آن، برای
هيچ فردی که مرضی در دل دارد باقی نمی گذارد.
خداوند
در يک جمله کوچک، اسلام، توحيد، و خالص کردن دين را به ما
مياموزد.
خداوند
در يک جمله کوچک، به من و شما ياد ميدهد که چگونه در دکان
تمام دکانداران مذهبی را ببنديم.
خداوند
در يک جمله کوچک و بسادگی به ما ياد ميدهد که از شرک دوری
کنيم و بگوئيم:
"(خداوندا) فقط بندگی تو را ميکنيم، و
فقط
از تو کمک ميخواهيم."
برداشت شما چيست؟
فقط از
تو کمک ميخواهيم بنظر شما يعنی چه؟
برداشت من، درخواست کمک کردن از
درگاه خداوند، و درخواست اجابت دعاهايمان،
بارها و بارها، خيلی خيلی بيشتر و بهتر از
آنچه درخواست کرده ام، خداوند به من ارزانی فرموده است.
لحظه ای فکر کنيد، آيا راهی وجود دارد که ما بتوانيم از
اينهمه لطف و عنايت خداوند بزرگ و يکتا تشکر کنيم؟
در آيات زير بسادگی و
صاف و پوست کنده خداوند
مطلبی بسيار مهم را باطلاع ما ميرساند.
در آيه 107 سوره 10 (سوره يونس) خداوند
ميفرمايد:
"اگر خدا ضرری بتو برساند،
هيچكس جز او نميتواند آنرا برطرف
كند
و اگر خيری برايت بخواهد،
هيچكس جلوی لطفش را نميتواند
بگيرد.
لطفش را به هر يك از بندگانش كه بخواهد ميكند.
او آمرزنده مهربان است. "
در آيه 31 سوره 42 (سوره شوری)
خداوند ميفرمايد:
"و
غير از خدا هيچ يار و ياوری برای
شما وجود ندارد."
اين خداوند بزرگ و يکتا است که با من و شما
صحبت ميفرمايد.
کدام قسمت از آيات بالا برای حتی انسان کم عقلی بايد قابل
فهم نباشد.
عده ای به هيچ عنوان (دوزاريشون نمی اوفته) و هنوز معنی "هيچکس" را
نفهميده اند و بدنبال ...
جای افسوس است.
در آيه 18 سوره 13 (سوره رعد)
خداوند ميفرمايد:
"خدا وضع قومی را تغيير نميدهد،
مگر اينكه خود آن قوم
آنچه مربوط به خودشان است را
عوض كنند.
( يعنی طرز فكر و گفتار و عملشان را)
وقتی خدا بلائی برای قومی بخواهد،
هيچكس و هيچ چيز جلوی آن را نميگيرد،
و هيچ كمك كنندهای غير
از خدا برای آنها وجود ندارد."
در آيه 88 سوره 28
(سوره يونس) خداوند ميفرمايد:
" و با
خدا معبود ديگری را مخوان. معبودی غير از خدا وجود ندارد.
هر چيزی از بين رفتنی است غير از ذات او.
حكم كردن ( فقط) مال اوست و بسوی اوبرگردانده
ميشويد."
در آيه 70 سوره 6 (سوره انعام)
خداوند به رسول ميفرمايد:
"فقط تذكر بده كه
هر كس
گرفتار اعمال خودش ميباشد و
كسی غير از خدا ياور و شفيعی ندارد."
خداوند بسادگی به من در اين آيات ميفرمايد که من
غير از خود خداوند هيچ
كمك كنندهای، هيج ياور و شفيعی
ندارم،
معبودی غير از خدا وجود ندارد.
گرفتاری من چيست اگر من معنی واضح و روشن اين جمله ها را
نفهمم و هنوز در به در بدنبال ... بگردم؟
قدرت درک من در چه پايه است اگر اين
فرمايشات بسيار روشن را کنار بگذارم و به حرف عده ای
دکاندار مذهبی گوش کنم؟
جواب خداوند را در روز رستاخيز که شکی در آن نيست چه ميدهم
وقتی از من پرسيده ميشود "کدام قسمت
از آيات روشن قرآن را نفهميدی؟"
از اين دکانداران قرآن نخوانده بخواهيد در درجه اول قرآن،
يعنی بطور کلی تمام فرمايشات، راهنمائی ها و دستورات
خداوند را بخوانند،
و بعد
از آنها بخواهيد بشما نشان دهند که:
|
در کدام آيه
از قرآن خداوند بما اجازه داده از غير او کمک بطلبيم،
و يا باور بداريم که غير خداوند کسی قادر است که دعای ما
را اجابت کند؟
اگر من باور داشته باشم که کس ديگری ميتواند اين صفات
را که
فقط اختصاص به خداوند دارد انجام دهد
بنظر شما اسم اين باور و عمل من چيست؟ |
خداوند در آيه 38 سوره انعام
ميفرمايد:
"ما در (اين) كتاب (در
قرآن)
چيزی را فروگذار نكرديم"
اميرالمومنين، حضرت علی در نهج البلاغه ميفرمايد: " کسی
بعد از قرآن به چيزی احتياج ندارد، و کسی قبل از قرآن بی
نياز نيست "
با چه جرئت و با چه اجازه ای عده ای
که خود را مسلمان مينامند غير از اين ميگويند؟
معنای خداوند در قرآن از هيچ
چيز فروگذار نکرديم
چيست؟
برداشت من اين است که قرآن کاملا کامل است و احتياجی به
هيچ انسانی ندارد که آنرا "به اصطلاح" بهتر کند.
برداشت شما از اين آيه چيست؟
افرادی که مخالف اين فرمايش
خداوند حرف ميزنند، يعنی ميگويند خيلی چيزها در قرآن نيست،
در درجه اول، بطور واضح مخالف فرمايش خداوند بزرگ و يکتا
هستند، که همانطور که در قرآن ذکر شده عاقبت شومی دارند و
در درجه دوم،
گفتارشان باعث گمراهی نسلهائی در گذشته و حال شده، و نسل
آينده، فرزندان ما بخاطر اين افراد شديدا در خطر گمراهی هستند.
اين افراد، بدون استثناء برای ثابت کردن فرضيه شان يک سلاح
بيشتر ندارند که هميشه از آن استفاده ميکنند.
با صورتی حق بجانب
مثل اينکه فتح بزرگی کرده اند ميپرسند "کجای قرآن در مورد طرز نماز
خواندن و تعداد
رکعت های آن حرفی زده شده؟
کجای قرآن نوشته شده نماز صبح دو رکعت است،
و نماز ظهر چهار رکعت، و ..."
جواب اين افراد بسيار ساده است.
افرادی که پشت سر پيغمبر سالها نماز ميخواندند از اين رسول خداوند ياد گرفتند
که چطور نماز بخوانند،
اين افراد ياد گرفتند که نمازهای روزانه چند رکعت هستند و چطور بايد
اجرا شود. بعد از اينکه حضرت محمد (ص) به امر پروردگار از دنيا رفت،
مسلمين در مساجد پشت سر افرادی مثل امام علی (ع) و امام حسين (ع) و
امام حسن (ع) و امام ... و افراد ديگری که از رسول اکرم
طرز و طريقه
خواندن نماز ها
را ياد گرفته بودند نماز خواندند.
فرزندان اين افراد از پدر و مادرشان
طرز و طريقه نماز خواندن را آموختند - اين آموزش نسل به نسل ادامه پيدا
کرد تا اينکه
به پدر و مادر شما و پدر و مادر من رسيد. آنها به من و شما ياد دادند
که به چه طرز و طريقه نماز بخوانيم -
و ما به فرزندانمان ياد ميدهيم که
به چه طرز و طريقه نماز بخوانند -
و فرزندان آنها ... - اين امر مثل يک حرکت
و عمل زنجيره ای با لطف پروردگار تا ابد ادامه خواهد داشت.
در اين راستا،
گه گاهی افرادی مثل من
پيدا ميشوند که طرز و طريقه نمازها را که از پدر و مادرمان ياد گرفته
ايم را
با ترجمه و صوت به وسيله ای در اختيار همگی ميگذارند.
از اين
عنايت و لطف خداوند که اجازه فرموده يکی از خدمتگذاران درگاهش باشم
بسيار بسيار ممنون و سپاسگذارم.
نمازهای روزانه با ترجمه و صوت در سايت من.
خداوند در آيه 16:89
سوره نحل ميفرمايد:
"ما قرآن را بر تو نازل کردیم،
كه هر چیزی را بیان میکند
و نشان دهنده راه صحیح و
رحمت و بشارت برای
افرادیست كه تسلیم حكم و
نظر خدا هستند."
خداوند ميفرمايد "قرآن
هر چيزی را بيان ميکند" اين افراد با چه
جرئت
ميگويند خيلی چيزها در قرآن نيست؟
خداوند بزرگ و يکتا خودش راه رهائی از اين مصيبت خانمان
برانداز (گمراهی من، شما و فرزندانمان)
را بسادگی با فقط يک جمله به ما نشان ميدهد و ميفرمايد:
"تا آنجا که ميتوانيد قرآن بخوانيد"
با خواندن قرآن، من درک خواهم کرد که گفتار اين دکانداران
مذهبی فقط و فقط برای بسته نشدن دکانشان است.
آنوقت است که افرادی که قرآن
را خوانده اند به اين دکانداران مذهبی ميگويند:
من قرآن را خوانده ام، از کليه فرمايشات خداوند بطور کامل
باخبر هستم، حنای تو ديگر برای من رنگی ندارد، و گفتارت
نميتواند مرا گمراه کند.
من مسلمان هستم، يعنی من پيرو دستورات خداوند بزرگ و يکتا
در قرآن هستم، قرآنی که خود خداوند ميفرمايد در آن
از هيچ چيز فروگذار نفرموده.
من پيرو دستورات هيچ بشری (چه زنده، چه مرده) نيستم
اگر حرفهايش
کوچکترين مغايرتی با قرآن داشته باشد، و يا اثری از آن در
قرآن نباشد.
|
در آيه 18 سوره 72 (سوره جن) خداوند
ميفرمايد:
"
کسی را در كنار خدا به كمك نخوانيد (دعا نکنيد)"
|
من کاملا در تعجبم - کجای اين دستور برای عده ای قابل
فهم نيست؟!
از اين واضح تر، از اين روشن تر، از اين ساده تر چطور
ميتوان مطلبی، دستوری را بيان کرد؟!
بدون هيچ تعارف و خوش آمد
گوئی، به زبان فارسی سليس:
1. اگر من مسلمان هستم
2. اگر از اين
دستور صريح و روشن خداوند در قرآن مجيد با خبر هستم
3. اگر بخاطر اينکه عده ای دکاندار مذهبی عکس اين دستور را در مغز من از
کودکی فرو کرده اند ضد اين دستور عمل کنم،
4. اسم اين کار من چيست؟
بار ديگر که ديديد کسی فرد
ديگری غير خداوند بزرگ و يکتا را به کمک ميخواند
(بدرگاه غير خدا دعا ميکند)،
به او
بگوئيد اين آيه، اين دستور خداوند را در قرآن بخواند.
و به
او يادآور شويد که اين يک پيشنهاد نيست، اين يک دستور است
از طرف خداوند بزرگ و يکتا،
که اجرا نکردنش مثل اجرا نکردن بقيه دستورات خداوند عاقبتی بسيار
ناخوشايند دارد.
به او بگوئيد اين آيه را از قرآن بخواند تا متوجه شود
خداوند در اين مورد چه ميفرمايد -
خداوند چه ميفرمايد، نه هر دکاندار مذهبی که از اين راه
(گمراه کردن مردم) امرار معاش ميکند.
در آيه های 56 و 57 سوره
هفدهم (سوره اسراء) خداوند ميفرمايد:
" بگو
هر كسی غير از خدا
را كه فكر ميکنيد به كمك
بخوانيد آنها توانائی
اينکه ضرر را از شما
برگردانند يا تغير دهند ندارند.
كسانی را كه
اين افراد به كمك ميخوانند
هر كدامشان كه به خدا
نزديک ترند و
اميد رحمتش را دارند و از عذابش
ميترسند،
دنبال
وسيله ای برای تقرب به خدا ميگردند.
چون بايد از
عذاب خدا ترسيد و حذر كرد."
لطفا توجه کنيد، خداوند ميفرمايد "هر
کسی غير از خدا" آيا اين برای ما نبايد کافی باشد؟
خداوند در مورد بت و بت پرستی صحبت نميکند.
خداوند ميفرمايد "هر کسی"
يعنی هر انسانی.
خداوند در مورد انسان هائی صحبت ميفرمايد که يک عده
دکاندار مذهبی قران نخوانده آنها را بصورت بت برای من و
شما ساخته اند.
خداوند ميفرمايد به مردم بگو، يعنی بمن و بشما "كسانی را كه اين
افراد به كمك ميخوانند" شکی ندارم که اسم چند نفر
از اين افراد همين الان به خاطر شما آمد.
خداوند ميفرمايد: "هر كدامشان كه به
خدا نزديک ترند و اميد رحمتش را دارند و از عذابش ميترسند"
آن افرادی که اسمشان بخاطرتان آمد، يک يک آنها، اميد رحمت
خداوند را دارند و از عذاب خداوند ميترسند.
و يک يک آنها " دنبال وسيله ای
برای تقرب به خدا ميگردند" اين افرادی که اسمشان
بيادتان آمد همانطور که خداوند ميفرمايد:
از عذاب خدا ميترسند و تمام سعی شان را ميکنند که از آن
حذر کنند "چون بايد از عذاب خدا
ترسيد و حذر كرد."
اين افرادی که اسمشان بيادتان آمد همانطور که خداوند بما
خيلی واضح ميفرمايد:
" توانائی اينکه ضرر را از شما
برگردانند يا تغير دهند ندارند"
درست عکس اين اصل مسلم، فرمايش خداوند بزرگ و يکتا را عده
ای دکاندار مذهبی قرنهاست که بخاطر بسته نشدن دکانشان
در تار و پود افکار ما فرو کرده و ميکنند. با خواندن قرآن
همه اين دروغ ها و فريبکاری ها آشکار ميشود.
بيخود نيست که شديدا اصرار دارند ما را از قرآن دور
نگهدارند.
در آيه های 20 تا 23 سوره 72 (سوره
جن) خداوند به پيغمبر ميفرمايد:
"بگو من
فقط خداوندم را ميخوانم
و هيچكس را (در اين کمک خواستن) شريك او نميسازم."
بگو من
برای
شما اختيار ضرری
يا هدايتی را ندارم.
بگو
هيچكس مرا از عذاب خدا حفظ نميكند
و هرگز
پناهگاهی
غير از او پيدا نميكنم.
وظيفه
من فقط رساندن پيام و رسالت خداست ... "
در آيه 15 سوره 6 (سوره انعام) خداوند به پيغمبر ميفرمايد
"بگو
من اگر از فرمان
خدا سرپيچی كنم از عذاب روز بزرگ ميترسم."
اين آيات قرآن است که در آن سه بار خداوند به پيغمبر دستور ميفرمايد
که به مردم بگو،
اينها نظريه من يا بشر ديگری نيست.
اين خداوند است که ميفرمايد که:
رسول برگزيده خداوند
اختيار ضرری
يا هدايتی
برای من و شما را ندارد.
رسول برگزيده خداوند
پناهگاهی
غير از خدا ندارد، و
فقط خداوند را بکمک ميخواند.
رسول برگزيده خداوند را
هيچکس نميتواند از عذاب خدا حفظ
کند.
رسول برگزيده خداوند اگر
از فرمان خدا سرپيچی كند
از
عذاب روز بزرگ ميترسد.
اين دکانداران مذهبی چطور به من و شما ميگويند و کوشش
ميکنند که ما را مطمئن کنند
که يکی از بندگان خدا که سالهاست از دنيا رفته است
صدای ما را ميشنود، دعای ما را مستجاب ميکند و ما را
ميامرزد؟
خداوند ميفرمايد: "آنها توانائی
اينکه ضرر را از شما
برگردانند يا تغير دهند ندارند"
پيغمبر خدا قادر نيست
که ضرری را از من دور کند، چه برسد به بقيه مقربان
درگاه ايزد يکتا که عده ای دکاندار مذهبی از آنها برای
ما بت ساخته اند.
تازه غير اين بندگان
خدا، مقدار زيادی گنبد و بارگاه امامزاده را هم برای
ما توليد کرده اند که بآنجا برويم و استغاثه و دعا
بدرگاهشان کنيم،
و از آنها درخواست کنيم
که حاجت ما را برآورده کنند.
صد افسوس بر بی اطلاعی افراد از قرآن.
خداوند در آيه های 187 و 188 سوره
اعراف
ميفرمايد:
"از تو ميپرسند كه
قيامت
چه وقت برقرار ميشود؟ بگو
علم آن فقط پيش خداوند من است.
و
خداوند آن را فقط در وقت خود آشكار ميسازد.
قيامت بر آسمانها و زمين سنگين است. ناگهانی سراغ
شما میآيد.
از تو (
درباره قيامت) سئوال ميكنند
مثل اينكه تو از آن خبر داری.
بگو فقط خدا
از آن اطلاع دارد،
ولی بيشتر مردم اين را نميدانند.
بگو من مالك نفع و ضرری برای خودم نيستم مگر تا
آنجا كه خدا بخواهد.
اگر غيب ميدانستم نفع بيشتری بدست میآوردم و
آسيبی به من نميرسيد.
من فقط بيم دهنده و مژده دهنده افراد باايمان
هستم."
پيغمبر (ص) مسلمان و تسليم محض حكم و نظر خدا بود،
هرگز حرفی برخلاف قرآن نميزد، و هرگز كاری برخلاف
آن نميكرد.
پيغمبر خداوند غيب نميدانست و مالك نفع و ضرری
برای خودش نبود، و نمی توانست آسيبی را حتی از
خودش دور کند.
وقتی پيغمبر خدا قدرتش باين حد است، بقيه افرادی
که بعضی ها صبح و شب بدرگاهشان استغاثه ميکنند
قدرتشان در چه حد است؟
اين قرآن مجيد و آيات خداوند است، اين دکانداران
مذهبی قرآن نخوانده از چه کتابی پيروی ميکنند؟
|
برداشت شما از اين آيات
قرآن، دستورات خداوند چيست؟ |
بعد از مطلع شدن از اين دستورات خداوند بزرگ و يکتا اگر من
و شما دستهايمان را به آسمان بلند کنيم،
و برخلاف دستور صريح خداوند، بدرگاه غير خدا دعا کنيم، برايشان
نذر کنيم، با گريه زاری از اين افراد کمک بخواهيم،
و از اين افراد درخواست کنيم که دعاهايمان را اجابت کنند.
اسم اين کار ما چيست؟
اگر ما همانطور که خداوند در قرآن دستور فرموده، فقط و فقط بدرگاه او
دعا کنيم
و از او کمک بخواهيم و متوجه شويم تنها مبدأی که حاجت ما
را بر ميآورد، فقط و فقط خداست، ديگر دکان اين
دکانداران مذهبی
بسته ميشود.
بی جهت نيست که اصرار ميکنند من و شما را از قرآن دور
نگهدارند.
خداوند در آيه 186
سوره بقره (سوره 2) ميفرمايد:
"وقتی
بندگان من درباره من از تو سئوال ميكنند، من به ايشان
نزديكم.
دعای دعا كننده را وقتی مرا به
كمك بخواند اجابت ميكنم.
پس
آنها بايد دستورها و
نظرهای مرا قبول كنند و به من ايمان بياورند تا هدايت
شوند."
خداوند در آيه 16:89
سوره نحل ميفرمايد:
"ما قرآن را بر تو نازل کردیم،
كه هر چیزی را بیان میکند
و نشان دهنده راه صحیح و
رحمت و بشارت برای
افرادیست كه تسلیم حكم و
نظر خدا هستند."
تسلیم حكم و نظر خدا، نه تسليم هر دکاندار مذهبی بی اطلاع
از كتاب الهی كه دين را وسيله كسب معاش و تأمين مخارج
زندگی خود كرده.
|
خداوند به پيغمبر ميفرمايد
"
قرآن هر چيزی را بيان
ميکند
"
اگر قرآن هر چيزی را بيان ميکند،
ديگر اين
دکانداران مذهبی چه ميگويند؟
بنظر شما يک انسان عاقل، يک مسلمان کدام راه را انتخاب ميکند؟ |
بعد از خواندن و فهميدن اين دستورات صريح و روشن خداوند، که هر کودکی
معنی اش را براحتی خواهد فهميد،
اگر من هر انسان ديگری را، هر انسانی (چه مرده، چه زنده)
با هر مقام و منصبی، بدرگاهش دعا کنم و او را بجای
خداوند به کمک بخوانم،
به نظر شما
اين عمل مرا در چه موقعيتی قرار ميدهد؟
برداشت من اين است که در آن صورت، اگر چه من از دستور خداوند بزرگ
و يکتا کاملا با خبر بودم، ولی درست عکس آن عمل کردم،
آيا شما برداشت ديگری داريد؟
اين دستور صريح، روشن و واضح در قرآن است، اين کتاب حديثی
نيست که انسانی که حتی قادر به کنترل کردن آب دماغش هم نيست
نوشته باشد.
اين دستوری از طرف
خالق من و شما، خداوند بزرگ و يکتا است.
گرفتاری من چيست
اگر دستور خداوند را ناديده ميگيرم و دنباله رو يک مشت دکاندار مذهبی هستم؟
دکاندارانی قرآن نخوانده که با گمراه کردن مردم امرار
معاش ميکنند.
اگر آن دکاندار قرآن را خوانده بود، اين آيه و آيات ديگری
را که درمورد اين مطلب بسيار مهم در قرآن وجود دارد را
ديده
و خوانده بود،
و ميدانست که اجرا نکردن دستور خداوند چه عاقبتی را بوجود
مياورد، جامعه ای را گمراه نميکرد.
وای برما بخاطر دوری از قرآن،
و وای بر ما اگر از خواب
بيدار نشويم
و شروع بخواندن قرآن که بطور کلی تمام دستورات
و راهنمائی های
خداوند در آن است را نکنيم.
|
قرآن مجيد کلام خداست
هر چيز
ديگری اگر با قرآن کوچکترين مغايرتی داشته باشد، و
يا اثری در مورد آن مطلب در قرآن وجود نداشته باشد
نظر و دستور بشری است و ربطی با دستورات
خداوند در قرآن ندارد - بدون هيچ گونه استثناء
باور نداريد، بيائيد ببينيم پيغمبر اسلام حضرت
محمد (ص) و شاه مردان حضرت علی (ع) در اين مورد چه
ميفرمايند:
|
در
حديث 11 باب 32 صفحه 263 جلد 2 بحارالانوار از رسول خدا نقل
شده:
"
خداوند متعال حدودی برای شما تعين کرده، از آن تجاوز
نکنيد، و واجباتی بر شما واجب کرده، آنرا ضايع نکنيد،
و سنت هائی برای شما گذاشته، از آنها
پيروی کنيد، و چيزهائی را بر شما حرام کرده، آنها را
نکنيد،
و از چيزهائی برای شما روی رحمت خودش
بدون اينکه فراموش کرده باشد عفو کرده، خودتان را درباره
آنها به زحمت نيندازيد."
حضرت علی (ع)
که شاگرد حضرت محمد (ص) بود در اين مورد در نهج
البلاغه سخن کوتاه 102
يا 105 ميفرمايد:
"خدا
چيزهائی را بر شما واجب کرده آنها را ضايع نکنيد
(آنها را انجام دهيد)
و برای شما حدودی تعيين کرده از آنها تجاوز نکنيد،
و شما را از چيزهائی نهی کرده حرمت آنها را از بين
نبريد (آن کارها را نکنيد)
و در مورد چيزهائی برای شما ساکت مانده (حرفی
نزده)
و آنها را از روی فراموشی ترک نکرده خودتان را
درباره آنها به زحمت نيندازيد."
آية الله مطهری
مينويسد:
"
آنجا كه خدا مردم را آزاد گذاشته شما برای
مردم تعيين تكليف نكنيد.
"
برداشت من اين است که خداوند بزرگ و يکتا در آن
مواردی که با آگاهی کامل سکوت فرموده،
ما را آزاد گذارده که با فهم و درکی که از بقيه
دستورات خداوند در قرآن داريم برای آن
مطالب تصميم
بگيريم.
|
فارسی سليس، هيچ انسان ديگری اجازه ندارد در آن
موارد برای من و شما مسئله تراشی
کند
|
برای اينکه
کاملا ثايت شود که بطور کامل تنها دستور دهنده فقط و فقط
خداوند است
و هيچ کس حتی پيغمبر خداوند هم هيچ نوع دستوری از خودش
صادر نميکند و فقط و فقط دستورات خداوند را برای ما بازگو
ميکرد، آيات زير را بخوانيد
خداوند در آيه 215
سوره بقره (سوره 2) به پيغمبر ميفرمايد:
"
از تو ميپرسند چه چيزی انفاق كنند.
بگو
هر چيز خوبی كه انفاق ميكنيد اختصاص به پدر و مادر و
خويشان و يتيمان و تهيدستان و در راه ماندگان دارد.
هر كار خوبی كه بكنيد خدا آن را
ميداند."
خداوند در آيه 217
سوره بقره (سوره 2) به پيغمبر ميفرمايد:
"از تو درباره جنگ در ماه
حرام ميپرسند.
بگو
جنگ در ماه حرام گناه بزرگی است
در حالی كه گناه جلوگيری
از راه خدا و كفر به او و مسجدالحرام، و بيرون كردن اهل آن
از آن بزرگتر است.
فتنه از قتل بدتر است.
دائماً با شما ميجنگند تا
اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند.
كسانی از شما كه از دينشان
برگردند و در حال كفر بميرند كسانی هستند
كه اعمالشان در دنيا و
آخرت از بين رفته است و اهل جهنم هستند و هميشه در آن
خواهند بود.
خداوند در آيه 4 سوره
مائده (سوره 5) به پيغمبر ميفرمايد:
"از
تو ميپرسند چه چيزی برايشان حلال است.
بگو
تمام خوردنيهای پاك و گوشت حيواناتی كه توسط حيواناتی كه
مطابق
آنچه خدا بشما ياد
داده تعليم يافتهاند شكار شده باشند برای شما حلال است.
از آنچه برای شما
شكار كردند بخوريد و اسم خدا را بر آن ذكر كنيد از
نافرمانی خدا بترسيد.
چون خدا بسرعت به
حسابها ميرسد. "
خداوند در آيات 187 و
188 سوره اعراف (سوره 7) به پيغمبر ميفرمايد:
"
از تو ميپرسند كه قيامت چه وقت برقرار ميشود؟
بگو
علم آن فقط پيش خداوند من است.
و خداوند آن را فقط
در وقت خود آشكار ميسازد.
قيامت بر آسمانها و
زمين سنگين است. ناگهانی سراغ شما میآيد.
از تو ( درباره قيامت) سئوال ميكنند
مثل اينكه تو از آن خبر داری.
بگو
فقط خدا از آن اطلاع دارد، ولی بيشتر مردم اين را
نميدانند.
بگو
من مالك نفع و ضرری برای خودم نيستم مگر تا آنجا كه خدا
بخواهد.
اگر غيب ميدانستم
نفع بيشتری بدست میآوردم و آسيبی به من نميرسيد.
من فقط بيم دهنده و
مژده دهنده افراد باايمان هستم."
لطفا توجه
کنيد که اين آيات با چه کلمات و جمله ای شروع ميشود:
" از تو ميپرسند
... بگو ... "
اين خداوند
است که دستور دهنده و قانونگذار است و هيجکس در قانونگذاری
شريک خداوند نيست.
آيات مختلف
و زيادی در اين مورد در قرآن وجود دارد که با عنايت خداوند
بزرگ و يکتا آنها را در قسمت "فتوی" در آينده در اختيارتان
خواهم گذارد.
استاد بختياری
مينويسد:
"
می بينيم كه پيغمبر خدا فتوی نميداد يعنی اظهار نظر
نميكرد، حالا چگونه ديگران بخود اجازه فتوی دادن ميدهند
بايد از خودشان پرسيد.
آيه 5:101
سوره مائده را ببينيد که خداوند در مورد آنچه سکوت کرده
گذشت کرده.
آيه 4:31
سوره نساء را هم ببينيد که خداوند ميفرمايد:
اگر شما از
گناهان بزرگی كه از آنها نهی شدهايد خودداری كنيد،
گناههای ديگر شما را می بخشيم و شما را وارد بهشت ميكنيم.
"
اگر شخصی مثل
پيغمبر برگزيده خداوند در موردی فتوی نميدهد، اين همه فتوی
ها که ديگران داده اند و ميدهند چه ارزشی دارد
و به نظر شما اين فتوی ها قابل اجرا هستند؟
خداوند در آيه 132
سوره آل عمران (سوره 3) به ما ميفرمايد:
"و
از خدا و پيغمبر اطاعت
كنيد تا مورد مرحمت قرار
گيريد."
از خدا اطاعت کردن، يعنی از دستورات خداوند
اطاعت کردن، يعنی فرمايشات خداوند را در قرآن اجرا کردن.
از پيغمبر اطاعت کردن، يعنی زمانی که ايشان زنده بودند از
راهنمائی ها و دستوراتشان که همگی دستورات و
راهنمائی های خداوند بزرگ و يکتا بود
و در قرآن وجود دارد پيروی
کردن.
چون پيغمبر خداوند هرگز حرفی بر خلاف قرآن نميزد، و هرگز
کاری بر خلاف قرآن نميکرد - اگر کوچکترين شکی داريد اين
آيه را بخوانيد:
خداوند در آيه 43 تا 46 سوره حاقه ميفرمايد:
"نزول آن (قرآن) از طرف صاحب
اختيار جهانيان است.
اگر بعضی
حرفها را از قول ما ميگفت، ما با دست خودمان او را
ميگرفتيم، و شاهرگش را قطع ميكرديم."
|
فکر ميکنم کسانی که شکی داشتند، با خواندن اين
آيه شکشان کاملا برطرف شد. |
خداوند در آيه 59
سوره نساء (سوره 4) به ما ميفرمايد:
"ای
افراد باايمان، از خدا و
پيغمبر و اولياء امور مسلمانتان (از شما مومنين) اطاعت كنيد.
و اگر در چيزی ( با اولياء امور از شما
مومنين )
اختلاف نظر
داشتيد،
اگر به خدا و روز آخرت ايمان داريد،
آنرا به
خدا و پيغمبر برگردانيد ( ببينيد خدا و پيغمبر چه
ميگويند).
اينكار برای شما بهتر و خوش عاقبت تر است."
عده کثيری که
سعی دارند بهر قيمتی که شده بر مردم قرآن نخوانده سروری
کنند، قسمت اول اين آيه را شديدا از بر کرده اند
و هميشه تکرار ميکنند. مثل اينکه از تمام قرآن فقط همين يک
جمله را درک کرده اند که من و شما بايد از اولياء امور
اطاعت کنيم
و هرگز از بقيه اين آيه حرفی نميزنند!!
بيائيد با هم بمعنی اين
آيه پی ببريم:
1. خداوند بما دستور ميدهد که از سه مبداء اطاعت کنيم " خداوند -
پيغمبر - اولياء امور از ما مومنين "
2. اگر در موردی با "اولياء امور از ما مومنين" اختلاف نظری داشتيم ( پيغمبر که با
خداوند اختلاف نظری نداشته )
3. جستجو و مطالعه کنيد و دريابيد که خداوند و پيغمبر در اين مورد چه
ميگويند.
پيغمبر در حال حاضر در ميان ما نيست و تنها
راه ديگری که برای ما همانطور که خداوند فرموده باقی مانده
اين است که ببينيم خداوند چه ميفرمايد -
دستورات خداوند در کدام کتاب است؟
پس اگر مطب و موردی را "اولياء امور از ما مومنين" دستور ميدهند که ما با
آن زياد موافق نيستيم، به تنها مرجع کاملا مطمئنی که وجود
دارد
و هرگز
از بين نميرود، يعنی قرآن مجيد که خداوند ميفرمايد خودش
حافظ آن است مراجعه ميکنيم
و آن مورد را با اولياء امور که از ما مومنين هستند در
ميان ميگذاريم.
استاد بختياری نژاد مينويسد:
*اين
اختلاف نظر با اولياء امور است. چون اگر بين افراد بود
بايد به قاضی که ولی امر مسلمين در مورد رسيدگی
به اختلافات مردم است مراجعه ميکردند،
در صورتيکه می بينيم در قسمت دوم رد کردن به اولياء امور
وجود ندارد."
بيائيد همراه شويم و اسلام را به نسل امروز
و نسل آينده بشناسانيم و بجای دستورات هر بشری که
حتی قادر به کنترل کردن آب دماغش هم نيست،
فقط و فقط به
دستورات خداوند بزرگ و يکتا که همگی در قرآن مجيد است گوش بدهيم و فقط و فقط آن
دستورات را عمل کنيم.
خداوند در آيه 103 سوره آل عمران
ميفرمايد و بما
دستور فرموده که:
"همگی به
رشته الهی ( قرآن) بچسبيد
و دچار تفرقه نشويد"
در اين مورد خداوند در آيه 3 سوره اعراف ميفرمايد:
"از آنچه
از خداوندتان
به شما نازل شده (از قرآن
)
پيروی كنيد
و از اوليائی غير از آن
پيروی نكنيد."
در اسلام فقط و فقط يک قانون
گذار وجود دارد و آن خداوند بزرگ و يکتا است.
در مورد قانون گذاری در مورد دين، بياد سخنی ديگر از
اميرالمومنين افتادم.
شيرمردی که پيروی کردن از اعمال او وظيفه هر فرد
مسلمانی است.
من
شخصا در طول زندگيم سعی کرده ام که از اعمال اين شهيد
راه اسلام و توحيد پيروی کنم.
هر
وقت که بر سر دوراهی گير کردم، به اين فکر ميافتم که،
اين مظهر مردانگی که مطيع کامل و مطلق دستورات خداوند،
يعنی قرآن بود
اگر اگر در اين موقعيت قرار
ميگرفت، چه تصميمی ميگرفت و چه ميکرد؟
اين سالار مرد در خطبه 18 نهج البلاغه ميفرمايد:
"
يا خداوند سبحان دين ناقص فرستاده و از ايشان كمك
خواسته آن را كامل كنند؟...
يا
آنها شريک خدا هستند و حق دارند نظر خود را بگويند و
وظيفه خدا است که آن را قبول کند؟ ...
يا خداوند سبحان دين
را كامل فرستاده و پيغمبر
(ص)
از رساندن آن بمردم كوتاهی كرده؟"
اين قهرمان و شهيد راه توحيد و اسلام،
امام مسلمانان جهان
در خطبه 175 نهج البلاغه ميفرمايد:
" کسی بعد از قرآن به
چيزی احتياج ندارد و کسی قبل از قرآن بی نياز نيست"
برداشت شما از اين سخنان اميرالمومنين چيست؟
راه، طريقه و روش حضرت علی (ع) کاتب قرآن چيست؟
آيا کسی کوچکترين شکی دارد که اميرالمومنين هرگز برخلاف
قرآن حرفی نميزد، و هرگز برخلاف قرآن کاری نميکرد؟
|
اگر حضرت علی
(ع)
امروز زنده و در ميان ما بود،
به جز پيروی از قرآن بمن و بشما آيا دستوری ديگری
ميداد؟ |
اگر با اين اصل مسلم مثل من موافق هستيد، بيائيد از روش اين
شيرمرد پيروی کنيم.
بيائيد همراه من و همکاران من، بنا بدستور خداوند تا آنجا
که ميتوانيم قرآن بخوانيم و نسل امروز و نسل آينده،
فرزندانمان را با قرآن،
با يک يک دستورات خداوند آشنا کنيم تا گول عده ای دکاندار
مذهبی را نخورند.
|
دشمنان اسلام اين دکانداران مذهبی را بوجود آورده
اند تا مسلمين را از قرآن، از اسلام دور کنند
و در دل مسلمانان شک ايجاد کنند |
عده ای فرياد ميزنند که مسلمان شيعه هستند - عشق و
علاقه شاه مردان علی تمام وجودشان را گرفته،
خود را شديدا پيرو مکتب اين شهيد راه توحيد و خداپرستی
ميخوانند.
اگر من واقعا باين موارد ايمان دارم، چرا
حقيقتا دنباله رو اين مرد دلاور نيستم،
چرا مثل اين سالارمرد فقط و فقط بدرگاهی که او دعا ميکرد
دعا نميکنيم.
در سراسر نهج البلاغه و دعای کميل - اين شهيد راه توحيد حتی يک بار از حضرت محمد
(ص) هم کمک نخواسته
و فقط و فقط از ذات پاک خداوند کمک
ميخواهد و فقط و فقط بدرگاه خداوند دعا ميکند - باين
ميگويند توحيد.
من حسن زمان زاده افتخار
ميکنم مسلمان و پيرو قرآن هستم
و شاه مردی چون اميرالمومنين حضرت علی (ع) يکی از مدل های
زندگی من در راه توحيد و خداپرستی است.
از دعای کميل اين دلاور
اسلام من مقدار زيادی ياد گرفتم که به چه طريق بدرگاه ايزد
يکتا دعا کنم.
نمونه های از اين دعا را ببيديد و دعای کامل کميل را در
سايت من بخوانيد.
"خــــداونــدا، بـرای گـناهانـم آمـرزنـده ای و بـرای
زشـتی هايـم پـوشـانـنده ای و بـرای کـردار زشـتـم کـسی
نـيابـم که آن را به کـردار نـيک گـردانـد
مگـرتــو کـه معـبودی جـز تــو نـيـسـت. پـاک و مـنـزهـی تــو و بـه
سـتـايـشـت مـشـغولـم."
"خـــــداونــدا ... به حـق
ارجـمـنـديـت در هـمه حـال نـسـبـت به من مـهـربان بـاش و
در هـمـه کـارهـا بر مـن رحـم آور.
مــعـبودا و پــــروردگـارا ... جـز تـو چـه کـسی را دارم
کـه از او درخواسـت کـنم تـا زيـان و گـزنـدم برطـرف سـازد
و در کـارم نـيک نـگرد؟"
"مـــعـبودا
و ســرورا... به حق نـيرويی که تـقـدير کردی و فـرمـانی که
حتـمی نمودی و بـر هـر کـس رانـدی چـيره شـدی،
از تـو درخواسـت ميـکنـم کـه در همـين شـب و همـين سـاعـت
بـر مـن بـبخـشـی هـر خـطايی که انجـام داده ام و هـر
گـناهی که مرتکـب شـده ام"
"ای
آنـکه نـام او دارو …و يـاد او درمـان و فـرمـانـبـرداری
او تـوانـگری و بـی نــيازی اسـت؛
رحـم آور بـر کـسـی که سـرمـايـه ای جـز اميـد و ســلاحی
جز گريــه نـدارد."
|
آيا ما هم مثل اين شهيد راه توحيد بدرگاه معبود
علی دعا و تقاضای کمک ميکنيم؟ |
بياد خانم تحصيل کرده ای
افتادم که مسيحی بود و يکی دو سال
پيش مسلمان شد.
از او پرسيدند چرا مسلمان شدی؟
او گفت من
از اين ببعد به آن معبودی که عيسی بدرگاه او دعا ميکرد، دعا خواهم کرد
و از آن معبود (معبود عيسی) کمک خواهم خواست.
دليل و جمله ای کوتاه، ولی
بسيار پرمعنی.
ايکاش همگی ما "مسلمانان" هم
که علی را يکی از نمونه های مسلمانی ميشناسيم بگوئيم،
من هم به
تنها معبود علی، خداوند بزرگ و يکتا دعا ميکنم و فقط و فقط
از او کمک ميطلبم.
من مسلمانم و تابع دستورات خداوند هستم نه
عده ای دکاندار مذهبی قرآن نخوانده.
ايکاش روزی آيد که ما برخيزيم و به تمام
اين دکانداران مذهبی بگويم:
دکانت را جمع کن، ما قرآن را
خوانده ايم، ما مسلمانيم، ما با تمام دستورات خداوند که
همگی بطور کامل در قرآن است آشنا هستيم.
تو و همکارانت ديگر
نميتوانيد با تزريق کردن افکار دور از قرآن و
خلاف قرآن، شک و ترديد در افکار ما بوجود آوريد.
همانطور که خداوند فرموده قرآن کامل است و در آن چيزی را
فروگذار نفرموده
يعنی هيچ احتياجی به
هيچ بشری ندارد که آن را بهتر و يا کامل تر کند.
در سوره
احقاف
آيه 5 خداوند ميفرمايد:
"
كيست گمراه تر از كسی كه
غير
خدا را به كمك ميخواند"
دکانداران مذهبی غير اين را ميگويند
و سعی دارند که ما يکی از اين گمراهان باشيم -
انتخاب با ماست
در آيه
186 سوره 2 (سوره بقره)
خداوند ميفرمايد:
"وقتی
بندگان من درباره من
از تو سئوال ميكنند،
من به ايشان نزديكم.
دعای دعا كننده را وقتی مرا به كمك بخواند اجابت ميكنم.
پس آنها بايد
دستورها و نظرهای مرا قبول كنند و به من ايمان بياورند تا
هدايت شوند."
در آيه 60 سوره 40 (سوره مومن)
خداوند ميفرمايد:
"و
خداوند شما گفت مرا بخوانيد تا دعای
شما را اجابت كنم."
حسن زمان زاده را يادتان ميآيد در آن شب
تاريک وقتی در کمال بیچاره گی بدرگاه ايزد يکتا، خداوند بزرگ دعا کرد و از او
تقاضای کمک کرد.
من شاهد کاملا زنده اين آيات قرآن هستم.
در آيه 73 سوره 22 (سوره حج) خداوند برای
من و شما مثلی ميزند، اين مثل در مورد بت ها و بت پرستی
نيست،
خداوند ميفرمايد "کسانی"
يعنی افرادی که بعضی ها بدرگاه غير خدا دعا
ميکنند و از آنها برای اجابت دعاهايشان کمک ميخواهند:
"ای مردم، مثلی زده شده به آن گوش
دهيد:
کسانی را که غير از خدا
به کمک ميخوانيد هرگز
مگسی را خلق نميکنند،
اگر چه برای آن متحد شوند
و اگر يک مگس چيزی را از آنها بربايد
نميتوانند آن را از چنگ مگس درآورند.
طالب و مطلوب هر دو ضعيف هستند."
در آيه های 104 و 105 سوره 10 (سوره
يونس) خداوند ميفرمايد:
"بگو ای مردم، اگر از دين من دچار
شک هستيد بدانيد كه من
كسانی را كه غير از خدا
عبادت ميكنيد،
عبادت و بندگی نميكنم ولی خدائی را بندگی ميكنم كه جان شما
را ميگيرد.
بمن دستور داده شده
كه از افراد باايمان باشم.
و بمن امر شده كه رو به
دين توحيدی بياور و از
مشركين نباش."
مطلب توحيد را در اين قسمت
در آينده نزديکی بخوانيد تا به اين دستور خداوند به حضرت محمد
(ص) بيشتر پی ببريد.
آيه 26 سوره کهف را نگاه کنيد که خداوند
ميفرمايد:
"مردم
ياوری
غير از او ندارند
و او
كسی را در قانونگذاری شريک
خود نميکند."
اسم کتابی را که
اين قانون گذاران حرفه ای قرآن نخوانده از آن پيروی
ميکنند چيست.
حتی پيغمبر خدا در قانونگذاری فقط و فقط
از خداوند بزرگ و يکتا پيروی ميکند و خودش قانونگذار نيست.
اين افراد با اجازه ای چه کسی قوانين خداوند را ناديده
ميگيرند، آنها را عوض ميکنند، و يا قوانينی را بآن
اضافه ميکنند؟
آيا اطلاع دارند که چه مصيبت و آينده ای در
انتظار آنهاست؟
مسلما بخاطر دوری از قرآن از آن بی خبراند، چون اين عاقبت دردناک در قرآن
بارها نوشته شده و اين افراد قرآن را نخوانده اند.
خداوند در اين آيه
ميفرمايد که من ياری غير از خود خداوند ندارم
آيا من هنوز بايد متوجه نباشم که تنها يار و ياور من
کيست؟
در آيه
115 سوره 2 (سوره بقره) خداوند ميفرمايد:
"مشرق و مغرب مال خدا است. پس
به هر طرف كه رو كنيد خدا همان طرف است.
خدا وسعت
دهنده دانا است."
بعد
از درک اين آيه، آيا محل و مکانی در اين
جهان وجود دارد
که من
دسترسی مستقيم و بدون هيچ نوع واسطه ای به خداوند
را
نداشته باشم؟
در
مورد افرادی که از بندگان خدا کمک ميخواهند و
بدرگاه آنان دعا ميکنند و اين بندگان خدا را
اولياء خود گرفتند،
در
آيه 102 سوره 18 (سوره کهف) خداوند ميفرمايد:
"آيا
افراد بیايمان
خيال كردند كه ميتوانند
بجای من، بندگان مرا اولياء خود بگيرند؟
ما جهنم را برای افراد بیايمان
آماده كردهايم."
بار ديگر که فردی را ديديد که انسانی (چه
مرده، چه زنده) با هر مقام و درجه ای را بجای
خداوند اولياء خود گرفته،
باو بگويد اين آيه را بخواند و متوجه شود بکجا
ميرود.
در آيه 78 سوره 22 (سوره حج) خداوند
ميفرمايد:
"بنابراين نماز را بپا داريد و زکات بدهيد
و
(
فقط) به خدا توسل جوئيد،
او مولای شماست،
چه مولای خوبی و ياور شايسته ای."
بياد بياوريد که بعضی ها از چه افرادی
توسل ميجويند و چه افرادی را مولای خود
ميخوانند و بجای دعای کميل چه دعاهائی را
ميخوانند؟
افسوس
و صد افسوس از بی اطلاعی از قرآن.
در سوره انعام آيه 1 خداوند ميفرمايد:
"ستايش
و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد
كه آسمانها و زمين را خلق كرد و تاريكی و
نور را برقرار كرد."
آيا فهميدن و درک کردن اين دستور بسيار
واضح و روشن برای من بايد مشکل باشد؟
خداوند ميفرمايد "
ستايش و بزرگداشت فقط اختصاص به خدا دارد"
من را چه شده که اين صفات که خداوند
ميفرمايد فقط به او اختصاص دارد را بر
خلاف دستور او به بعضی از بندگان او ميدهم؟
بار ديگر که کسی را ديديد که انسانی را تا
اين حد بالا برده، باو امر و دستور خداوند
را گوشزد کنيد
در آيه 60 سوره 40 (سوره مومن) خداوند
ميفرمايد:
"و خداوند شما گفت مرا بخوانيد تا
دعای
شما را اجابت كنم.
اشخاصی كه
خود را بزرگتر از اين ميپندارند كه
بندگی مرا بكنند (تسليم دستورهای
من باشند)
با خواری
وارد جهنم ميشوند."
خداوند در اين آيه و در آيات ديگر
برای ما کاملا تشريح کرده
که فقط و
فقط مستقيما از چه کسی بايد کمک خواست
و به درگاه چه کسی بايد دعا کرد.
خداوند ميفرمايد
"
مرا بخوانيد تا دعای
شما را اجابت كنم"
آيا هنوز من بايد گيج باشم و ندانم که
فقط و فقط برای اجابت دعاهايم،
چه معبودی را بايد خواند و بدرگاهش
دعا کرد؟
و فقط وفقط چه معبودی است که تنها او
قادر به اجابت دعاهای من بوده، هست، و
در آينده خواهد بود؟
در آيه های 14 و
26 و 27 سوره 18 (سوره کهف) خداوند
ميفرمايد:
"معبود
ديگری را غير از او بكمك نمیخوانيم،
چون در آنصورت حرفی دور از حقيقت
زدهايم."
"مردم
ياوری غير از او ندارند و او كسی را
در قانونگذاری شريک خود نميکند."
"هر قدر از كتاب خداوندت كه به تو وحی
شده بخوان.
سخنان او تغير
ناپذير است و غير از او هرگز پناهی
پيدا نميکنی."
خداوند
بزرگ و يکتا ميفرمايد:
"غير
از او هرگز پناهی پيدا نميکنی"
کدام قسمت از اين جمله قابل درک کردن
نيست؟
پس اينهمه يار و ياور،
پناه دهنده و انسانهائی که از کودکی
بما ياد داده اند که به کمک بخوانيم،
و به
درگاهشان دعا کنيم،
و
از آنها اجابت دعا
بطلبيم، و برايشان نذر کنيم، و در و ديوار
و ضريح و آرامگاهشان ببوسيم برای چيست؟
انتخاب بسيار مشکلی
است:
1. دستورات خداوند
بزرگ و يکتا
2. دستورات يک عده دکاندار مذهبی
که از اين راه (گمراه کردن مردم) نان
ميخورند -
انتخاب با ماست.
انتخابی که سرنوشت
ساز ما در اين دنيا و در روز رستاخيز
که
شکی در آن نيست
ميباشد.
خداوند در آيات بالا به من و شما
بوضوح، بسادگی، و صريحا ميفرمايد:
1. من نبايد معبود ديگری را غير از او
بكمك بخوانم،
2. مردم ياوری غير از او ندارند،
3. غير از خداوند، من هرگز پناهی پيدا
نميکنم.
آيا من هنوز در اين مورد به راهنمائی
های بيشتری احتياج دارم؟
گذشته را فراموش کنيد، خداوند در آيات
زيادی فرموده که توبه ما را قبول
ميکند و ما را ميبخشد و ما را
ميامرزد.
خداوند شديدا بخشنده و مهربان است
حالا که من دسترسی به تمام دستورات
خداوند (قرآن مجيد) را پيدا کرده ام.
حالا که من براحتی فهميده ام که
خداوند به من در اين آيات چه
ميفرمايد.
حالا که من کوچکترين شکی ندارم که
خداوند مرا بعد از توبه کردنم و کوشش
کردن برای جبران کردن اشتباه و گناهم
خواهد بخشيد.
اگر من هنوز راه ديگری بروم، راهی که
خداوند بطور واضح و صريح به من
ميفرمايد از آن دوری کنم، آنوقت اسم
اين کار من چيست؟
در آيه های 43
و 44 سوره 18 (سوره کهف) خداوند
ميفرمايد:
"
كسانی غير از خدا
وجود نداشتند كه به او كمك كنند و
خودش هم نميتوانست كمكی بخود
بکند.
آنجا متوجه شد كه كمك
كردن فقط از آن خداست
و بهترين پاداش و عاقبت خوش هم
در اختيار اوست."
خداوند ميفرمايد
" كمك كردن فقط از آن خداست"
متاسفانه از کودکی غير اين را در
مغزهای ما گنجانده اند.
خواهش ميکنم نگذاريد نسل آينده
اعمال ما را تکرار کنند و آنها را
با حقيقت اسلام (قرآن مجيد) آشنا
کنيد.
به آنها، به نسل آينده فرمايشات
خداوند را بگوئيد، بگوئيد که کمک
کننده و اجابت کننده دعا کيست،
و نگذاريد يک عده
دکاندار مذهبی بلائی که سر پدران
ما و خود ما آوردند را به سر
فرزندان ما، نسل آينده درآورند.
اين موردی نيست که ما حق انتخاب
داشته باشيم. اين وظيفه ماست.
اگر شما ببينيد کسی نابينائی را
بطرف چاهی راهنمائی ميکند و او را
در آن چاه خواهد انداخت،
آيا شما
حق انتخاب داريد که آن نابينا را
نجات بدهيد يا ندهيد؟
در
آيه 16 سوره 50 (سوره ق) خداوند
ميفرمايد:
"ما انسان را آفريديم و ميدانيم
وجودش او را به چه كارهائی وسوسه
ميكند.
ما از رگ گردن به او نزديكتريم."
در
آيه 106 سوره 12 (سوره يوسف)
خداوند ميفرمايد:
"بيشتر آنها در حالی
به خدا ايمان میآورند كه هنوز
مشرك هستند."
در
آيه 24 سوره 8 (سوره انفال)
خداوند ميفرمايد:
"و
بدانيد كه
خدا بين انسان و قلبش قرار ميگيرد
و بدانيد كه پيش او جمع ميشويد."
بعد از خواندن اين آيات، من منتظر
چه هستم؟
آيا من منتظر يک دعوتنامه هستم؟
خداوند ميفرمايد که بين من و قلب
من قرار
دارد، خداوند ميفرمايد که از رگ گردن به
من
نزديکتر است. معنی اين آيات چيست؟
خداوند به من ميفرمايد: بدرگاه
هيچ کس غير او دعا نکنم، از هيچ کس
غير او کمک نطلبم
(در آيات خوانديم که آنها به
خودشان هم نميتوانند کمکی کنند،
چه رسد به من)
خداوند به من ميفرمايد: اگر من
تصور و باور کنم که غير از او
(ذات مقدس خداوند) مبدأ ديگری
قادر است
کارهائی را که فقط و فقط اختصاص
باو دارد را انجام بدهد، با اين
باور، من مشرک شده ام.
آيا من باز هم احتياج به توضيح
بيشتری دارم؟
در آيه های 196 و 197 سوره 7
(سوره اعراف) خداوند ميفرمايد:
"مولا و ياور من
خدا است كه قرآن را نازل كرده
و او يار و ياور افراد درستكار
است.
كسانی را كه غير از خدا به كمك
خود ميخوانيد،
توانائی ياری شما را ندارند،
خودشان را هم نميتوانند ياری
كنند."
خداوند در مورد بت ها صحبت
نميفرمايد "
كسانی را
كه غير از خدا به كمك خود
ميخوانيد "
صحبت در مورد "
کسانی" افراديست که برای
ما از آنها بت ساخته اند، و ما
بدرگاه اين افراد دعا ميکنيم،
برايشان نذر ميکنيم،
از آنها درخواست کمک ميکنيم، و از
آنها ميخواهيم که دعای ما را
اجابت کنند.
اگر کسی خودش را هم نميتواند ياری
کند، چطور قادر است من و شما را
ياری کند؟
متوجه هستيد دوری از قرآن ما را
بکجا برده و با ما چه کرده؟
اجازه بدهيد باين آيه
نظر دقيق
تری بکنيم.
ما مسلمانان شديدا
باور داريد که رسول
برگزيده خداوند بزرگ و يکتا، حضرت
محمد (ص) يکی از مقربان درگاه
خداوند است؟
حالا بيائيد با هم تاريخ را ورق
بزنيم - يادتان ميايد که در سالهای اول اين مقرب
درگاه ايزد يکتا چه گرفتاريها و
چه مصيبت هائی کشيد.
سالها زندگی در صحرای بی آب
و علف عربستان بدون
حتی وسايل اوليه زندگی را يادتان
هست؟
اين گفتنش ساده است، سعی کنيد فقط
دو روز بدون وسايل اوليه زندگی،
در
آن صحرای بی آب و علف زندگی کنيد تا حس کنيد
من چه ميگويم.
خداوند در آيه 188
سوره اعراف به پيغمبر ميفرمايد:
"بگو
من مالك نفع و ضرری برای خودم
نيستم مگر تا آنجا كه خدا بخواهد.
اگر غيب ميدانستم
نفع بيشتری
بدست میآوردم و آسيبی به من
نميرسيد.
من
فقط
بيم دهنده و مژده دهنده افراد
باايمان هستم."
رسول خداوند، حضرت محمد (ص)
قادر به کمک کردن، رفع آسيب و ضرر
از خودش و يارانش نبود،
وگر نه آنهمه آسيب نميديد و آنهمه
زجر نميکشيد.
اين رسول خداوند است که من در
موردش صحبت ميکنم.
اين دکانداران مذهبی با چه جرئت و
اجازه ای ميگويند و قرنهاست بما
تزريق و تلقين ميکنند
که يکی از مقربان درگاه خداوند ما
را کمک خواهد کرد؟
خداوند
ميفرمايد هيچ احدی حتی رسول
اکرم قادر بکمک کردن بخودش هم
نيست و ضرری را از خودش هم
نميتواند دور کند.
امام حسين، سيدالشهداء و يارانش را در صحرای
کربلا يادتان هست؟
کدام يک از اين شهيدان راه توحيد
و اسلام می توانستند کوچکترين
کمکی حتی به خودشان بکنند؟
اگر ميتوانستند که به آن صورت
شهيد نمی شدند.
اين همه آيات در قرآن به ما
ميگويد که تنها کمک کننده و معبود
خداوند است.
باعث تعجب است که بعضی ها با وجود
اينکه ميدانند که ميتوانند قرآن
را براحتی بخوانند و يا بشنوند،
با وجود اين همه آيات هنوز ...
من شديدا سفارش ميکنم که اين
دکانداران مذهبی و همفکرانشان و
افرادی را که گمراه کرده اند قرآن
را بخوانند تا بدون هيچ شک و
ترديدی بدانند چه عاقبت شوم و غير
قابل تحملی در انتظار آنهاست - و
توبه کنند و قبل اينکه دير شود و
راه بازگشتی نباشد برگردند .
در
آيه 25 سوره 16 (سوره نحل)
خداوند ميفرمايد:
"تا
روز قیامت بار گناهان خود را بطور
كامل حمل كنند به اضافه بار گناه
كسانی كه به سبب نادانی گمراه
كردهاند.
بدانید باری كه به دوش میکشند بد باری است."
در
آيه 31 سوره 42 (سوره شوری)
خداوند ميفرمايد:
"و غير از خدا
هيچ يار و ياوری
برای شما وجود ندارد."
گرفتاری من چيست اگر معنی اين
جمله روشن را نميفهمم ؟
کدام قسمت از اين دستور واضح و
صريح برای من فهمش مشکل است؟
آيا من بايد در اين مورد
هنوز سوالی داشته باشم؟
در
آيه 30 سوره 13 (سوره رعد) خداوند
به رسول اکرم ميفرمايد:
"بگو او خداوند من است.
معبودی غير از خدا وجود ندارد.
بر او توكل كردهام و بازگشت من
بسوی او است."
در
آيه 6 سوره 41 (سوره فصلت) خداوند
به رسول اکرم ميفرمايد:
"بگو
من فقط انسانی مثل شما هستم.
به من وحی ميشود كه معبود شما
معبودی يگانه است.
مستقيما بطرف او برويد و فقط از
او طلب آمرزش كنيد.
وای بر مشركين."
اين دستورات خداوند است - بعد از
خواندن اين آيات، اگر من از غير
خداوند کمک بطلبم،
و بر ضد دستور صريح خداوند،
مستقيما بطرف خداوند نروم،
و از معبود ديگری طلب آمرزش کنم،
دعا بدرگاهش کنم، و از او درخواست
کمک کنم، بنظر شما اسم اين کار من
چيست؟
خداوند بزرگ و يکتا به پيغمبر امر
ميکند که "بگو
من فقط انسانی مثل شما هستم"
عده ای دنباله رو دکانداران مذهبی
اصرار شديدی دارند که بر ضد دستور
واضح خداوند، حضرت محمد و اهل بيت
را بصورت ديگری برای ما جلوه
دهند.
گرفتاری ما چيست اگر معنی اين
دستور ساده و روشن خداوند، اين
آيه قرآن را
نفهميم؟
اين افراد، پيغمبر خدا و اهل بيت، اين انسانها، مقربآن
درگاه خداوند هستند.
اين افراد شديدا قابل احترام و
مدل هائی برای ما مسلمانان هستند.
اين
افراد همانطور که خداوند فرموده،
خودشان را هم نميتوانند کمک کنند
و هر كدامشان كه به خدا نزديک
ترند، اميد رحمتش را دارند و از
عذاب خداوند ميترسند،
و در به در به دنبال وسيله ای برای
تقرب به خدا ميگردند،
و هيچ کاری از دستشان برای من و
شما برنميايد.
آيات زيادی در قرآن وجود دارد که
در آن ايزد يکتا ميفرمايد که فقط
و فقط خداوند است که پناه، کمک
کننده،
سرور و يار و ياور ماست.
در آيه 20 سوره 40 (سوره مومن)
خداوند ميفرمايد:
"خدا به حق قضاوت و حكم ميكند و
كسانی كه آنها غير از خدا به كمك
ميخوانند ذرهای قضاوت و حكم
نميكنند.
چون خدا شنونده و بينا است. "
در
آيه 66 سوره 40 (سوره مومن)
خداوند به رسول اکرم ميفرمايد:
"بگو من از بندگی
كسانی كه غير از
خدا بکمک ميخوانيد نهی شدهام
چون
دليلهای روشنی
از خداوندم برای من آمده و امر
شدهام كه تسليم (خداوند) صاحب
اختيار همه مردم جهان باشم."
در
آيه های 2 و 3 سوره 39 (سوره زمر)
خداوند ميفرمايد:
"ما قرآن را بحق بتو نازل كرديم.
بنابراين خدا را در حالی كه دين
را برای او خالص ميکنی بندگی كن.
بدانيد كه دين خالص برای خدا است
و
كسانی كه اوليائی غير از خدا
برای خود گرفتهاند
ميگويند ما اينها را فقط برای اين
عبادت ميكنيم كه ما را به خدا
نزديك كنند.
خدا بين آنها در مورد چيزهائی كه
در آن اختلاف دارند حكم ميكند،
خدا آدم دروغگوی كافر را هدايت
نميكند."
که ما را به خدا نزديک کنند!؟؟؟
خداوند بين من و قلب من قرار
دارد.
خداوند از رگ گردن به من نزديکتر
است.
خداوند به من دستور داده که فقط
مستقيما از او کمک بخواهم و فقط
بدرگاه او دعا کنم.
بعضی ها مثل ميزنند و ميگويند،
اگر ميخواهی با رئيس اداره ای
صحبت کنی و او را ببينی، اول منشی
آن رئيس را بايد ببينی؛
بعد معاونش را بايد ببينی، و بعد
اگر امکان داده شد رئيس را
ميبينی.
اين افراد يک سازمان مخرب اجتماعی
که از انسانهائی رشوه گير و باج
بگير تشکيل شده،
يک اداره ای مثل
اداره ثبت اسناد در قديم را
با سازمانی و تشکيلاتی که خداوند
برای ما ايجاد کرده مقايسه
ميکنند.
سازمانی و تشکيلاتی بسيار پاک،
منزه از هر دروغ و دو روئی و
ناپاکی.
اين بنظر من توهين بسيار
بزرگيست.
کدام واسطه ميتواند از رگ گردن من
به من نزديکتر باشد؟
وای بر بی توجهی و بی اطلاعی
افراد از قرآن.
در آيه 72 سوره 5 (سوره مائده)
خداوند ميفرمايد حضرت عيسی (ع)
گفته:
"خدا را كه سرور من و سرور شماست
بندگی كنيد.
هركس شريكی برای خدا قائل باشد،
خدا بهشت را بر او حرام كرده و
جايش جهنم است.
كسانی كه ظلم ميكنند ياوری
ندارند."
لحظه ای فکر کنيد، بجز خداوند، چه
چيزی يا کسی
از رگ گردن به انسان نزديکتر
ميشود؟
آيا هنوز من بايد دنبال "فردی"
بگردم که درخواست مرا به خداوند
بگويد؟
آيا آن فردی يا افرادی را که من
انتخاب ميکنم، از خداوند من، از
رگ گردن من، از فاصله بين من و
قلبم به من نزديک تر هستند؟
به فرض محال اگر باشند که هرگز
نيستند، آيا من فراموش کرده ام که
با دعا بدرگاه غير خداوند،
و دست به آسمان دراز کردن و از
غير خداوند کمک خواستن،
من باور کرده ام که قدرت ديگری
غير خداوند ميتواند در همه حال و
در همه جا دعای مرا بشنود،
و اين معبود قادر است که در همه
جا و در همه حال حاجات مرا
برآورده کند؟
با اين طرز فکر و با اين اعمالم،
من باور داشته ام که وجود ديگری
ميتواند کارهائی که فقط و فقط
اختصاص به خداوند دارد
(حضور
در همه جا، شنيدن دعا و درخواست
من در همه جا، و برآوردن حاجت من
در همه جا)
را انجام دهد.
افرادی که اين باور را دارند،
صفاتی که فقط و فقط اختصاص به
خداوند دارد را به غير
خداوند، به انسانی، به معبود
ديگری داده ند.
اسم اين تصور و باورشان بزبان فارسی
سليس و به زبان قرآن مجيد شرک به
خداوند است.
خواندن و
درک کردن قرآن، عمل کردن بدستورات خداوند بزرگ و يکتا در قرآن بسادگی از يک
آدم يک انسان ميسازد.
لطفا بياد داشته باشيد که امروز، همين لحظه يک يک ما، با هر
گذشته ای ميتوانيم به عملی دست بزنيم که بدون هيچ گونه واسطه
ای، و يا وسيله ای و يا ...
همانطور که خداوند فرموده بخشيده، آمرزيده و پاک شويم - برای
رسيدن به اين موهبت
الهی قسمت
تنها راه بخشيده شدن انسان گناهکار
که دستورات خداوند در اين مورد در آن است را در اين سايت بخوانيد.
حسن زمان زاده - دسامبر 2008
- لوس انجلس کاليفرنيا