|
Prepared by Hassan Zamanzadeh for
www.eHolyQuran.com
|
|
آيات قرآن مجيد
دستورات، فرمايشات، و راهنمائی های خداوند است برای يک يک
افراد بشر، تا با رعايت عدالت، در دنيائی پاک زندگی کنند. |
|
سوره قمر - سوره ۵۴ |
فقط خدا - فقط قرآن |
مکه - شامل ۵۵ آيه |
ترجمه استاد فولادوند |
| به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 001. نزديك شد قيامت، و از هم شكافت ماه. اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ 002. و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند، و گويند سحرى دايم است. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ 003. و به تكذيب دست زدند، و هوسهاى خويش را دنبال كردند؛ و [لى] هر كارى را [آخر] قرارى است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ 004. و قطعا، از اخبار آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است، به ايشان رسيد. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ 005. حكمت بالغه (رسا) [حق اين بود]، ولى هشدارها سود نكرد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ 006. پس، از آنان روى برتاب. روزى كه داعى (دعوت کننده) [حق] به سوى امرى دهشتناك (وجشتناک) دعوت مىكند، فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ 007. در حالى كه ديدگان خود را فروهشتهاند (چشمهای بزير افکنده)، چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] برمىآيند. خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ 008. به سرعت سوى آن دعوتگر مىشتابند. كافران مىگويند: امروز [چه] روز دشوارى است. مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ 009. پيش از آنان قوم نوح [نيز] به تكذيب پرداختند و بنده ما را دروغ زن خواندند و گفتند: ديوانهاى است. و [بسى] آزار كشيد. كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ 010. تا پروردگارش را خواند كه من مغلوب شدم، به داد من برس. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ 011. پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم. فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ 012. و از زمين چشمهها جوشانيديم، تا آب [زمين و آسمان] براى امرى كه مقدر شده بود، به هم پيوستند. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِر 013. و او را بر [كشتى] تخته دار و ميخ آجين سوار كرديم. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ 014. [كشتى] زير نظر ما روان بود. [اين] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ 015. و به راستى آن [سفينه] را بر جاى نهاديم [تا] عبرتى [باشد]؛ پس آيا پند گيرندهاى هست؟ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ 016. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من]؟ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ 017. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كردهايم؛ پس آيا پند گيرندهاى هست؟ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ 018. عاديان به تكذيب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من]؟ كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ 019. ما بر [سر] آنان، در روز شومى به طور مداوم، تند بادى توفنده (طوفانی) فرستاديم. إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ 020. [كه] مردم را از جا مىكند؛ گويى تنههاى نخلى بودند كه ريشه كن شده بودند. تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ 021. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من]؟ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ 022. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كردهايم؛ پس آيا پند گيرندهاى هست؟ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ 023. قوم ثمود هشداردهندگان را تكذيب كردند. كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ 024. و گفتند: آيا تنها بشرى از خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت ما واقعا در گمراهى و جنون خواهيم بود. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ 025. آيا از ميان ما [وحى] بر او القا شده است؟ [نه] بلكه او دروغگويى گستاخ است. أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ 026. به زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ كيست. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ 027. ما براى آزمايش آنان، [آن] ماده شتر را فرستاديم و [به صالح گفتيم: ] مراقب آنان باش و شكيبايى كن. إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ 028. و به آنان خبر ده كه آب ميانشان بخش شده است؛ هر كدام را آب به نوبت خواهد بود. وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ 029. پس رفيقشان را صدا كردند و [او] شمشير كشيد و [شتر را] پى كرد (کشت). فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ 030. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]؟ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ 031. ما بر [سر] شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم، و چون گياه خشكيده [كومهها] ريزريز شدند. إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ 032. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پند گيرندهاى هست؟ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ 033. قوم لوط هشداردهندگان را تكذيب كردند. كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ 034. ما بر [سر] آنان سنگبارانى [انفجارى] فروفرستاديم، [و] فقط خانواده لوط بودند كه سحرگاهشان رهانيديم. إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ 035. [و اين] رحمتى از جانب ما بود، هر كه سپاس دارد، بدينسان [او را] پاداش مىدهيم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ 036. و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بيم داده بود، و [لى] در تهديدها [ى ما] به جدال برخاستند. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ 037. و از مهمان[هاى] او كام دل خواستند، پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم: ] [مزه] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد. وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ 038. و به راستى كه سپيده دم، عذابى پيگير به سر وقت آنان آمد. وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ 039. پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد. فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ 040. و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پند گيرندهاى هست؟ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ 041. و در حقيقت، هشداردهندگان به جانب فرعونيان آمدند. وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ 042. [اما آنها] همه معجزات ما را تكذيب كردند، تا چون زبردستى زورمند [گريبان] آنان را گرفتيم. كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ 043. آيا كافران شما، از اينان [كه برشمرديم] برترند، يا شما را در نوشتهها [ى آسمانى] خط امانى است؟ أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ 044. يا مىگويند: ما همگى انتقام گيرنده [و يار و ياور همديگر] يم. أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ 045. زودا كه اين جمع در هم شكسته شود و پشت كنند. سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ 046. بلكه موعدشان قيامت است، و قيامت [بسى] سخت تر و تلخ تر است. بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ 047. قطعا بزهكاران در گمراهى و جنونند. إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ 048. روزى كه در آتش به رو كشيده مىشوند، [و به آنان گفته مىشود: ] لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد]. يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ 049. ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريدهايم. إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ 050. و فرمان ما جز يك بار نيست، [آن هم] چون چشم به هم زدنى. وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ 051. و هم مسلكان شما را سخت به هلاكت رسانديم؛ پس آيا پند گيرندهاى هست. وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ 052. و هر چه كردهاند در كتابها [ى اعمالشان درج] است. وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ 053. و هر خرد و بزرگى [در آن] نوشته شده. وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ 054. در حقيقت، مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها، إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ 055. در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانايند. فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ |
||
|
خداوندا، پروردگارا، سرور من، تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير |
لطفا آدرس اين وب سايت را به ديگران بدهيد که راهنمائی افراد به راه راست ثواب بسياری دارد
www.eHolyQuran.com
Hassan Zamanzadeh