|
Prepared by Hassan Zamanzadeh for
www.eHolyQuran.com
|
|
آيات قرآن مجيد
دستورات، فرمايشات، و راهنمائی های خداوند است برای يک يک
افراد بشر، تا با رعايت عدالت، در دنيائی پاک زندگی کنند. |
|
سوره ق - سوره ۵۰ |
فقط خدا - فقط قرآن |
مکه - شامل ۴۵ آيه |
ترجمه فولادوند |
| به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 001. قاف. سوگند به قرآن باشكوه. ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ 002. [كه آنان نگرويدند] بلكه از اينكه هشدار دهندهاى از خودشان برايشان آمد در شگفت شدند. و كافران گفتند: اين [محمد و حكايت معاد] چيزى عجيب است. بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ 003. آيا چون مرديم و خاك شديم [زنده مىشويم]؟ اين بازگشتى بعيد است. أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ 004. قطعا دانستهايم كه زمين [چه مقدار] از اجسادشان فرو مىكاهد. و پيش ما كتاب ضبط كنندهاى است. قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ 005. [نه،] بلكه حقيقت را، وقتى برايشان آمد، دروغ خواندند، و آنها در كارى سردرگم [مانده]اند. بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ 006. مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريستهاند كه چگونه آن را ساخته و زينتش دادهايم، و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست؟ أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ 007. و زمين را گسترديم، و در آن لنگر[آسا كوه]ها فرو افكنديم، و در آن از هر گونه جفت دلانگيز رويانيديم. وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ 008. [تا] براى هر بنده توبه كارى بينش افزا و پندآموز باشد. تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ 009. و از آسمان، آبى پر بركت فرود آورديم؛ پس بدان [وسيله] باغها و دانههاى درو كردنى رويانيديم. وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ 010. و درختان تناور خرما كه خوشه[هاى] روى هم چيده دارند. وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ 011. [اينها همه] براى روزى بندگان [من] است؛ و با آن [آب] سرزمين مردهاى را زنده گردانيديم؛ رستاخيز [نيز] چنين است. رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ 012. پيش از ايشان، قوم نوح و اصحاب رس و ثمود، كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ 013. و عاد و فرعون و برادران لوط، وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ 014. و بيشه نشينان و قوم تبع به تكذيب پرداختند. همگى فرستادگان [ما] را به دروغ گرفتند، و [در نتيجه،] تهديد [من] واجب آمد. وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ 015. مگر از آفرينش نخستين [خود] به تنگ آمديم؟ [نه،] بلكه آنها از خلق جديد در شبههاند (ترديد دارند). أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ 016. و ما انسان را آفريدهايم و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند؛ و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ 017. آنگاه كه دو [فرشته] دريافت كننده (ثبت کننده) از راست و از چپ، مراقب نشستهاند. إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ 018. [آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمىآورد، مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مىكند]. مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ 019. و سكرات (بی هوشی) مرگ به راستى در رسيد؛ اين همان است كه از آن مىگريختى. وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ 020. و در صور دميده شود، اين است روز تهديد [من]. وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ 021. و هر كسى مىآيد؛ [در حالى كه] با او سوق دهنده، و گواهى دهندهاى است. وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ 022. [به او مىگويند: ] واقعا كه از اين [حال،] سخت در غفلت بودى. و[لى] ما پردهات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديدهات امروز تيز است. لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ 023. و [فرشته] همنشين او مىگويد: اين است آنچه پيش من آماده است [و ثبت كردهام]. وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ 024. [به آن دو فرشته خطاب مىشود: ] هر كافر سرسختى را در جهنم فروافكنيد. أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ 025. [هر] بازدارنده از خيرى، [هر] متجاوز شكاكى، مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ 026. كه با خداوند خدايى ديگر قرار داد. [اى دو فرشته، ] او را در عذاب شديد فرو افكنيد. الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ 027. [شيطان] همدمش مىگويد: پروردگار ما، من او را به عصيان وانداشتم، ليكن [خودش] در گمراهى دور و درازى بود. قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ 028. [خدا] مىفرمايد: در پيشگاه من با همديگر مستيزيد [كه] از پيش به شما هشدار داده بودم. قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ 029. پيش من حكم دگرگون نمىشود، و من [نسبت] به بندگانم بيدادگر نيستم. مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ 030. آن روز كه [ما] به دوزخ مىگوييم: آيا پر شدى؟ و مىگويد: آيا باز هم هست؟ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ 031. و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك گردانند، بىآنكه دور باشد. وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ 032. [و به آنان گويند: ] اين همان است كه وعده يافتهايد، [و] براى هر توبه كار، نگهبان [حدود خدا] خواهد بود. هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ 033. آنكه در نهان از (نافرمانی و عذاب) خداى بخشنده بترسد، و با دلى توبهكار [باز] آيد. مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ 034. به سلامت [و شادكامى] در آن درآييد، [كه] اين روز جاودانگى است. ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ 035. هر چه بخواهند در آنجا دارند، و پيش ما فزونتر [هم] هست. لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ 036. و چه بسا نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم، كه [بس] نيرومندتر از اينان بودند، و در شهرها پرسه زده بودند، [اما سرانجام] مگر گريزگاهى بود؟ وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ 037. قطعا در اين [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نيوشى (گوش دهنده حقيقت) كه خود به گواهى ايستد عبرتى است. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ 038. و در حقيقت، آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام (مرحله) آفريديم، و احساس ماندگى نكرديم. وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ 039. و بر آنچه مىگويند، صبر كن، و پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب، به ستايش پروردگارت تسبيح گوى. فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ 040. و پارهاى از شب، و به دنبال سجود او را تسبيح گوى. 1 وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ 041. و روزى كه منادى از جايى نزديك ندا درمىدهد، به گوش باش. وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ 042. روزى كه فرياد [رستاخيز] را به حق مىشنوند، آن [روز،] روز بيرون آمدن [از زمين] است. يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ 043. ماييم كه خود زندگى مىبخشيم، و به مرگ مىرسانيم، و برگشت به سوى ماست. إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ 044. روزى كه زمين به سرعت از [اجساد] آنان جدا و شكافته مىشود؛ اين حشرى (جمع کردن مردم) است كه بر ما آسان خواهد بود. يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ 045. ما به آنچه مىگويند داناتريم، و تو به زور وادارنده آنان نيستى؛ پس به [وسيله] قرآن، هر كه را از تهديد [من] مىترسد پند ده. نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ |
|
* اين قسمت پاورقی است و قسمتی
از قرآن نيست:
1.
اضافه کردن "[به صورت تعقيب و
نافله]" به آيه برای چيست؟
در ترجمه نوشته شده: "و پارهاى از شب، و به
دنبال سجود [به صورت تعقيب و
نافله] او را تسبيح گوى."
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ
|
|
خداوندا، پروردگارا، سرور من، تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير |
لطفا آدرس اين وب سايت را به ديگران بدهيد که راهنمائی افراد به راه راست ثواب بسياری دارد
www.eHolyQuran.com
Hassan Zamanzadeh