|
Prepared by Hassan Zamanzadeh for
www.eHolyQuran.com
|
|
آيات قرآن مجيد
دستورات، فرمايشات، و راهنمائی های خداوند است برای يک يک
افراد بشر، تا با رعايت عدالت، در دنيائی پاک زندگی کنند. |
|
سوره مومن - سوره ۴۰ |
فقط خدا - فقط قرآن |
مکه - شامل ۸۵ آيه |
ترجمه فولادوند |
| به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 001. حاء، ميم. حم 002. فرو فرستادن اين كتاب، از جانب خداى ارجمند داناست، تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ 003. [كه] گناه بخش، و توبه پذير، [و] سخت كيفر، [و] فراخ نعمت است. خدايى جز او نيست. بازگشت به سوى اوست. غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ 004. جز آنهايى كه كفر ورزيدند، [كسى] در آيات خدا ستيزه نمىكند؛ پس رفت و آمدشان در شهرها، تو را دستخوش فريب نگرداند. مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ 005. پيش از اينان، قوم نوح، و بعد از آنان دستههاى مخالف [ديگر] به تكذيب پرداختند. و هر امتى آهنگ فرستاده خود را كردند تا او را بگيرند، و به [وسيله] باطل جدال نمودند، تا حقيقت را با آن پايمال كنند. پس آنان را فرو گرفتم. آيا چگونه بود كيفر من؟ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ 006. و بدين سان، فرمان پروردگارت در باره كسانى كه كفر ورزيده بودند به حقيقت پيوست، كه ايشان همدمان آتش خواهند بود. وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ 007. كسانى كه عرش [خدا] را حمل مىكنند، و آنها كه پيرامون آنند، به سپاس پروردگارشان تسبيح مىگويند، و به او ايمان دارند، و براى كسانى كه گرويدهاند طلب آمرزش مىكنند: پروردگارا، رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد، كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كردهاند ببخش، و آنها را از عذاب آتش نگاه دار. الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ 008. پروردگارا، آنان را در باغهاى جاويد كه وعده شان دادهاى، با هر كه از پدران و همسران و فرزندانشان كه به صلاح (درست کاری) آمدهاند، داخل كن، زيرا تو خود ارجمند و حكيمى. رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 009. و آنان را از بديها نگاه دار، و هر كه را در آن روز از بديها حفظ كنى، البته رحمتش كردهاى، و اين همان كاميابى بزرگ است. وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ 010. كسانى كه كافر بودهاند، مورد ندا قرار مىگيرند كه: قطعا دشمنى خدا از دشمنى شما نسبت به همديگر سخت تر است. آنگاه كه به سوى ايمان فرا خوانده مىشديد و انكار مىورزيديد. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ 011. مىگويند: پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانيدى، و دو بار ما را زنده گردانيدى. به گناهانمان اعتراف كرديم؛ پس آيا راه بيرون شدنى [از آتش] هست؟ قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ 012. اين [كيفر،] از آن روى براى شماست كه چون خدا به تنهايى خوانده مىشد، كفر مىورزيديد؛ و چون به او شرك آورده مىشد، آن را باور مىكرديد. پس [امروز،] فرمان از آن خداى والاى بزرگ است. ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ 013. اوست آن كس كه نشانههاى خود را به شما مىنماياند، و براى شما از آسمان روزى مىفرستد، و جز آن كس كه توبه كار است، [كسى] پند نمىگيرد. هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ 014. پس خدا را پاكدلانه فرا خوانيد، هر چند ناباوران را ناخوش افتد. فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ 015. بالابرنده درجات، خداوند عرش، به هر كس از بندگانش كه خواهد، آن روح [= فرشته] را، به فرمان خويش مىفرستد، تا [مردم را] از روز ملاقات [با خدا] بترساند. 1 رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ 016. آن روز كه آنان ظاهر گردند، چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمىماند. امروز فرمانروايى از آن كيست؟ از آن خداوند يكتاى قهار است. يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ 017. امروز هر كسى به [موجب] آنچه انجام داده است كيفر مىيابد. امروز ستمى نيست. آرى خدا زود شمار است (حسابرسی خدا سريع است). الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ 018. و آنها را از آن روز قريب [الوقوع] بترسان. آنگاه كه جانها به گلوگاه مىرسد، در حالى كه اندوه خود را فرو مىخورند. براى ستمگران، نه يارى است، و نه شفاعتگرى، كه مورد اطاعت باشد. وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ 019. [خدا] نگاههاى دزدانه، و آنچه را كه دلها نهان مىدارند، مىداند. يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ 020. و خداست كه به حق داورى مىكند، و كسانى را كه در برابر او (غير از خدا) مىخوانند [عاجزند و] به چيزى داورى نمىكنند. در حقيقت، خداست كه خود شنواى بيناست. وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ 021. آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها [زيسته]اند چگونه بوده است؟ آنها از ايشان نيرومندتر [بوده] و آثار [پايدارترى] در روى زمين [از خود باقى گذاشتند]، با اين همه، خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد، و در برابر خدا حمايت گرى نداشتند. أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ 022. اين [كيفر] از آن روى بود كه پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان مىآوردند؛ ولى [آنها] انكار مىكردند، پس خدا [گريبان] آنها را گرفت؛ زيرا او نيرومند سخت كيفر است. ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ 023. و به يقين، موسى را با آيات خود و حجتى (دليل) آشكار فرستاديم، وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ 024. به سوى فرعون و هامان و قارون؛ [اما آنان] گفتند: افسونگرى شياد است. إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ 025. پس وقتى حقيقت را از جانب ما براى آنان آورد گفتند: پسران كسانى را كه با او ايمان آوردهاند بكشيد، و زنانشان را زنده بگذاريد. و[لى] نيرنگ كافران جز در گمراهى نيست. فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ 026. و فرعون گفت: مرا بگذاريد موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند، من مىترسم آيين شما را تغيير دهد، يا در اين سرزمين فساد كند. وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ 027. و موسى گفت: من از هر متكبرى كه به روز حساب عقيده ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردهام. وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ 028. و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمان خود را نهان مىداشت گفت: آيا مردى را مىكشيد كه مىگويد: پروردگار من خداست؟ و مسلما براى شما از جانب پروردگارتان دلايل آشكارى آورده، و اگر دروغگو باشد دروغش به زيان اوست؛ و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مىدهد به شما خواهد رسيد، چرا كه خدا كسى را كه افراط كار دروغزن باشد هدايت نمىكند. وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ 029. اى قوم من، امروز فرمانروايى از آن شماست، [و] در اين سرزمين مسلطيد، و[لى] چه كسى ما را از بلاى خدا، اگر به ما برسد، حمايت خواهد كرد؟ فرعون گفت جز آنچه مىبينم به شما نمىنمايم، و شما را جز به راه راست راهبر نيستم. يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ 030. و كسى كه ايمان آورده بود گفت: اى قوم من، من از [روزى] مثل روز دستهها [ى مخالف خدا] بر شما مىترسم. وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ 031. [از سرنوشتى] نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها [آمدند]. و [گرنه] خدا بر بندگان [خود] ستم نمىخواهد. مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ 032. و اى قوم من، من بر شما از روزى كه مردم يكديگر را [به يارى هم] ندا درمىدهند، بيم دارم. وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ 033. روزى كه پشت كنان [به عنف (اجبار)] بازمىگرديد، براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست، و هر كه را خدا گمراه كند (مطابق قانونش به حال خود واگذارد) او را راهبرى نيست. 2 يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ 034. و به يقين، يوسف پيش از اين، دلايل آشكار براى شما آورد؛ و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد، تا وقتى كه از دنيا رفت، گفتيد: خدا بعد از او هرگز فرستادهاى را برنخواهد انگيخت. اين گونه خدا هر كه را افراط گر شكاك است، بى راه مىگذارد. وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ 035. كسانى كه در باره آيات خدا بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد، مجادله مىكنند، [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند [مايه] عداوت بزرگى است. اين گونه، خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مهر مىنهد. الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ 036. و فرعون گفت: اى هامان، براى من كوشكى (کاخی) بلند بساز، شايد من به آن راهها برسم. وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ 037. راههاى [دستيابى به] آسمانها، تا از خداى موسى اطلاع حاصل كنم، و من او را سخت دروغ پرداز مىپندارم. و اين گونه براى فرعون، زشتى كارش آراسته شد و از راه [راست] بازماند؛ و نيرنگ فرعون جز به تباهى نينجاميد. أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ 038. و آن كس كه ايمان آورده بود گفت: اى قوم من، مرا پيروى كنيد تا شما را به راه درست هدايت كنم. وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ 039. اى قوم من، اين زندگى دنيا تنها كالايى [ناچيز] است؛ و در حقيقت، آن آخرت است كه سراى پايدار است. يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ 040. هر كه بدى كند، جز به مانند آن كيفر نمىيابد. و هر كه كار شايسته كند، چه مرد باشد يا زن، در حالى كه ايمان داشته باشد، در نتيجه آنان داخل بهشت مىشوند؛ و در آنجا بى حساب روزى مىيابند. مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ 041. و اى قوم من، چه شده است كه من شما را به نجات فرا مىخوانم، و [شما] مرا به آتش فرا مىخوانيد. وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ 042. مرا فرا مىخوانيد تا به خدا كافر شوم، و چيزى را كه بدان علمى ندارم با او شريك گردانم؛ و من، شما را به سوى آن ارجمند آمرزنده دعوت مىكنم. تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ 043. آنچه مرا به سوى آن دعوت مىكنيد، به ناچار نه در دنيا و نه در آخرت [درخور] خواندن (دعوت) نيست؛ و در حقيقت، برگشت ما به سوى خداست، و افراط گران همدمان آتشند. لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ 044. پس به زودى آنچه را به شما مىگويم به ياد خواهيد آورد. و كارم را به خدا مىسپارم؛ خداست كه به [حال] بندگان [خود] بيناست. فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ 045. پس خدا، او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مىكردند حمايت فرمود، و فرعونيان را عذاب سخت فرو گرفت. فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ 046. [اينك هر] صبح و شام بر آتش عرضه مىشوند، و روزى كه رستاخيز بر پا شود، [فرياد مىرسد كه] فرعونيان را در سخت ترين [انواع] عذاب درآوريد. النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ 047. و آنگاه كه در آتش شروع به آوردن حجت (دليل) مىكنند، زيردستان به كسانى كه گردنكش بودند مىگويند: ما پيرو شما بوديم، پس آيا مىتوانيد پارهاى از اين آتش را از ما دفع كنيد؟ وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ 048. كسانى كه گردنكشى مىكردند مىگويند: [اكنون] همه ما در آن هستيم. خداست كه ميان بندگان [خود] داورى كرده است. قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ 049. و كسانى كه در آتشند به نگهبانان جهنم مىگويند: پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد. وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ 050. مىگويند: مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند؟ مىگويند: چرا؛ مىگويند: پس بخوانيد و[لى] دعاى كافران جز در بيراهه نيست. قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ 051. در حقيقت، ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويدهاند، در زندگى دنيا و روزى كه گواهان برپاى مىايستند، قطعا يارى مىكنيم. إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ 052. [همان] روزى كه ستمگران را پوزش طلبىشان سود نمىدهد، و براى آنان لعنت است، و برايشان بد فرجامى آن سراى است. يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ 053. و قطعا موسى را هدايت داديم، و به فرزندان اسرائيل تورات را به ميراث نهاديم؛ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ 054. [كه] رهنمود و ياد كردى براى خردمندان است. هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ 055. پس صبر كن كه وعده خدا حق است، و براى گناهت آمرزش بخواه، و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستايشگر باش. فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ 056. در حقيقت آنان كه در باره نشانههاى خدا بىآنكه حجتى برايشان آمده باشد به مجادله برمىخيزند، در دلهايشان جز بزرگ نمايى نيست، [و] آنان به آن [بزرگى كه آرزويش را دارند] نخواهند رسيد. پس به خدا پناه جوى، زيرا او خود شنواى بيناست. إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ 057. قطعا آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [و شكوه مندتر] از آفرينش مردم است، ولى بيشتر مردم نمىدانند. لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ 058. و نابينا و بينا يكسان نيستند، و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [نيز] با [مردم] بدكار [يكسان] نيستند. چه اندك پند مىپذيريد. وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ 059. در حقيقت، رستاخيز قطعا آمدنى است، در آن ترديدى نيست، ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند. إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ 060. و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مىورزند، به زودى خوار در دوزخ درمىآيند. وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ 061. خدا [همان] كسى است كه شب را براى شما پديد آورد، تا در آن آرام گيريد، و روز را روشنى بخش [قرار داد]. آرى، خدا بر مردم بسيار صاحب تفضل است (بسيار لطف دارد)، ولى بيشتر مردم سپاس نمىدارند. اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ 062. اين است خدا، پروردگار شما، [كه] آفريننده هر چيزى است. خدايى جز او نيست. پس چگونه [از او] بازگردانيده مىشويد؟ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ 063. كسانى كه نشانههاى خدا را انكار مىكردند، اين گونه [از خدا] رويگردان مىشوند. كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ 064. خدا [همان] كسى است كه زمين را براى شما قرارگاه ساخت، و آسمان را بنايى [گردانيد]، و شما را صورتگرى كرد، و صورتهاى شما را نيكو نمود، و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى داد؛ اين است خدا، پروردگار شما، بلند مرتبه و بزرگ است خدا، پروردگار جهانيان. اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ 065. اوست [همان] زندهاى كه خدايى جز او نيست. پس او را در حالى كه دين [خود] را براى وى بىآلايش گردانيدهايد بخوانيد. سپاس [ها همه] ويژه خدا پروردگار جهانيان است. هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ 066. بگو: من نهى شدهام از اينكه جز خدا كسانى را كه [شما] مىخوانيد پرستش كنم؛ [آن هم] هنگامى كه از جانب پروردگارم مرا دلايل روشن رسيده باشد، و مامورم كه فرمانبر پروردگار جهانيان باشم. قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ 067. او همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفهاى، آنگاه از علقهاى، و بعد شما را [به صورت] كودكى برمىآورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد، و از ميان شما كسى است كه مرگ پيشرس مىيابد، و تا [بالاخره] به مدتى كه مقرر است برسيد؛ و اميد كه در انديشه فرو رويد. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ 068. او همان كسى است كه زنده مىكند و مىميراند، و چون به كارى حكم كند، همين قدر به آن مىگويد: باش. بىدرنگ موجود مىشود. هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ 069. آيا كسانى را كه در [ابطال] آيات خدا مجادله مىكنند نديدهاى [كه] تا كجا [از حقيقت] انحراف حاصل كردهاند؟ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ 070. كسانى كه كتاب [خدا،] و آنچه را كه فرستادگان خود را بدان گسيل داشتهايم (فرستاديم) تكذيب كردهاند، به زودى خواهند دانست. الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ 071. هنگامى كه غلها در گردنهايشان [افتاده]، و [با] زنجيرها كشانيده مىشوند. إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ 072. در ميان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مىشوند. فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ 073. آنگاه به آنان گفته مىشود: آنچه را در برابر خدا [با او] شريك مىساختيد كجايند؟ ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ 074. مىگويند: گمشان كرديم، بلكه پيشتر [هم] ما چيزى را نمىخوانديم. اين گونه خدا كافران را بىراه مىگذارد. مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ 075. اين [عقوبت،] به سبب آن است كه در زمين به ناروا شادى و سرمستى مىكرديد؛ و بدان سبب است كه [سخت به خود] مىنازيديد. ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ 076. از درهاى دوزخ درآييد، در آن جاودان [بمانيد]. چه بد است جاى سركشان. ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ 077. پس صبر كن كه وعده خدا راست است. پس، چه پارهاى از آنچه را كه به آنان وعده دادهايم، به تو بنمايانيم، چه تو را از دنيا ببريم، [در هر صورت آنان] به سوى ما بازگردانيده مىشوند. فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ 078. و مسلما پيش از تو، فرستادگانى را روانه كرديم. برخى از آنان را [ماجرايشان را] بر تو حكايت كردهايم، و برخى از ايشان را بر تو حكايت نكردهايم. و هيچ فرستادهاى را نرسد (حق و اجازه ندارد) كه بىاجازه خدا نشانهاى بياورد. پس چون فرمان خدا برسد، به حق داورى مىشود، و آنجاست كه باطل كاران زيان مىكنند. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ 079. خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد، تا از برخى از آنها سوارى گيريد، و از برخى از آنها بخوريد. اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ 080. و در آنها براى شما سودهاست تا با [سوار شدن بر] آنها به مقصودى كه در دلهايتان است برسيد؛ و بر آنها، و بر كشتى حمل مىشويد. وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ 081. و نشانههاى [قدرت] خويش را به شما مىنماياند. پس كدام يك از آيات خدا را انكار مىكنيد؟ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ 082. آيا در زمين نگشتهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است. [آنها به مراتب از حيث تعداد] بيشتر از آنان، و [از حيث] نيرو و آثار در روى زمين استوارتر بودند؛ و[لى] آنچه به دست مىآوردند به حالشان سودى نبخشيد. أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿82﴾ 083. و چون پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند، به آن چيز [مختصرى] از دانش كه نزدشان بود خرسند شدند، و [سرانجام] آنچه به ريشخند مىگرفتند، آنان را فروگرفت. فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون 084. پس چون سختى [عذاب] ما را ديدند گفتند: فقط به خدا ايمان آورديم، و بدانچه با او شريك مىگردانيديم كافريم. فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ 085. و[لى] هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند، ديگر ايمانشان براى آنها سودى نداد. سنت خداست كه از [ديرباز] در باره بندگانش چنين جارى شده، و آنجاست كه ناباوران زيان كردهاند. فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ |
|
* اين قسمت پاورقی است و قسمتی
از قرآن نيست: 1. منظور رسيدن به حضور خداوند است در روز قيامت برای ديدن جزا و پاداش اعمال. اين حضور به چه صورت است نميدانيم.
2.
كسانی كه به آيات خدا ايمان نمیآورند خدا آنها را هدايت
نمیکند و عذاب پردردی دارند. خدا كافران را هدایت نمیکند.
|
|
خداوندا، پروردگارا، سرور من، تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير |
لطفا آدرس اين وب سايت را به ديگران بدهيد که راهنمائی افراد به راه راست ثواب بسياری دارد
www.eHolyQuran.com
Hassan Zamanzadeh