|
Prepared by Hassan Zamanzadeh for
www.eHolyQuran.com
|
|
آيات قرآن مجيد
دستورات، فرمايشات، و راهنمائی های خداوند است برای يک يک
افراد بشر، تا با رعايت عدالت، در دنيائی پاک زندگی کنند. |
|
سوره ص - سوره ٣٨ |
فقط خدا - فقط قرآن |
مکه - شامل ٨٨ آيه |
ترجمه فولادوند |
| به نام خداوند
رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 001. صاد. سوگند به قرآن پراندرز. ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ 002. آرى آنان كه كفر ورزيدند، در سركشى و ستيزهاند. بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ 003. چه بسيار نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم، كه [ما را] به فرياد خواندند، و[لى] ديگر مجال گريز نبود. كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ 004. و از اينكه هشدار دهندهاى از خودشان برايشان آمده درشگفتند، و كافران مى گويند: اين ساحرى شياد است. وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ 005. آيا خدايان [متعدد] را خداى واحدى قرار داده؟ اين واقعا چيز عجيبى است. أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ 006. و بزرگانشان روان شدند [و گفتند:] برويد و بر خدايان خود ايستادگى نماييد، كه اين امر قطعا هدف [ما] ست. وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ 007. [از طرفى] اين [مطلب] را، در آيين اخير [عيسوى هم] نشنيدهايم؛ اين [ادعا] جز دروغ بافى نيست. مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ 008. آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است؟ [نه،] بلكه آنان در باره قرآن من دودلند. [نه،] بلكه هنوز عذاب [مرا] نچشيدهاند. أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ 009. آيا گنجينههاى رحمت پروردگار ارجمند بسيار بخشنده تو، نزد ايشان است؟ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ 010. آيا فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، از آن ايشان است؟ [اگر چنين است] پس [با چنگ زدن] در آن اسباب به بالا روند. أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ 011. اين سپاهك دستههاى دشمن در آنجا [= بدر] در هم شكستنىاند. جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ 012. پيش از ايشان، قوم نوح و عاد و فرعون صاحب [عمارت و] خرگاه ها (خيمه ها) تكذيب كردند. كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ 013. و ثمود و قوم لوط و اصحاب ايكه [نيز به تكذيب پرداختند]، آنها دستههاى مخالف بودند. وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ 014. هيچ كدام نبودند كه پيامبران [ما] را تكذيب نكنند؛ پس عقوبت [من بر آنان] سزاوار آمد. إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ 015. و اينان جز يك فرياد را انتظار نمى برند، كه هيچ [مجال] سر خاراندنى در آن نيست. وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ 016. و گفتند: پروردگارا، پيش از [رسيدن] روز حساب، بهره ما را [از عذاب] به شتاب به ما بده. وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ 017. بر آنچه مىگويند صبر كن. و داوود بنده ما را كه داراى امكانات [متعدد] بود به ياد آور؛ آرى او بسيار بازگشت كننده [به سوى خدا] بود. اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ 018. ما كوهها را با او مسخر ساختيم (مسخر او ساختيم)، [كه] شامگاهان و بامدادان خداوند را نيايش مىكردند. إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ 019. و پرندگان را از هر سو [بر او] گرد [آورديم]؛ همگى [به نواى دلنوازش] به سوى او، بازگشت كننده [و خدا را ستايشگر] بودند. وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ 020. و پادشاهيش را استوار كرديم، و او را حكمت و كلام فيصله (کلام قاطع) دهنده عطا كرديم. وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ 021. و آيا خبر داد خواهان، چون از نمازخانه [او] بالا رفتند، به تو رسيد؟ وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ 022. وقتى [به طور ناگهانى] بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: مترس [ما] دو مدعى [هستيم] كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده؛ پس ميان ما به حق داورى كن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش. إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ 023. اين [شخص] برادر من است. او را نود و نه ميش، و مرا يك ميش است؛ و مىگويد: آن را به من بسپار، و در سخنورى بر من غالب آمده است. إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ 024. [داوود] گفت: قطعا او در مطالبه ميش تو [اضافه] بر ميشهاى خودش، بر تو ستم كرده، و در حقيقت، بسيارى از شريكان به همديگر ستم روا مىدارند، به استثناى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، و اينها بس اندكند؛ و داوود دانست كه ما او را آزمايش كردهايم. پس، از پروردگارش آمرزش خواست، و به رو درافتاد، و توبه كرد. قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ 025. و بر او اين [ماجرا] را بخشوديم، و در حقيقت، براى او پيش ما تقرب و فرجامى خوش خواهد بود. فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ 026. اى داوود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم؛ پس ميان مردم به حق داورى كن، و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند. در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مىروند، به [سزاى] آنكه روز حساب را فراموش كردهاند، عذابى سخت خواهند داشت. يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ﴿26﴾ 027. و آسمان، و زمين، و آنچه را كه ميان اين دو است، به باطل نيافريديم. اين گمان كسانى است كه كافر شده [و حق پوشى كرده]اند، پس واى از آتش بر كسانى كه كافر شدهاند. وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ 028. يا [مگر] كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كردهاند، چون مفسدان در زمين مىگردانيم، يا پرهيزگاران را چون پليد كاران قرار مىدهيم؟ أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ 029. [اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كردهايم، تا در [باره] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند. كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ 030. و سليمان را به داوود بخشيديم، چه نيكو بندهاى؟ به راستى او توبه كار [و ستايشگر] بود. وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ 031. هنگامى كه [طرف] غروب اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند، إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ 032. [سليمان] گفت واقعا من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشيد] در پس حجاب ظلمت شد. فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ 033. [گفت: اسبها] را نزد من باز آوريد. پس شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف كردن آنها در راه خدا]. رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ 034. و قطعا سليمان را آزموديم، و بر تخت او جسدى بيفكنديم؛ پس به توبه باز آمد. وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ 035. گفت: پروردگارا، مرا ببخش و ملكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد، در حقيقت تويى كه خود بسيار بخشندهاى. قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ 036. پس باد را در اختيار او قرار داديم، كه هر جا تصميم مىگرفت به فرمان او نرم روان مىشد. فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ 037. و شيطانها را [از] بنا و غواص، وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ 038. تا [وحشيان] ديگر را كه جفت جفت با زنجيرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآورديم]. وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ 039. [گفتيم] اين بخشش ماست [آن را] بىشمار ببخش، يا نگاه دار. هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ 040. و قطعا براى او در پيشگاه ما، تقرب و فرجام نيكوست. وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ 041. و بنده ما ايوب را به ياد آور، آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه: شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد. وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ 042. [به او گفتيم: ] با پاى خود [به زمين] بكوب، اينك اين چشمه سارى است سرد و آشاميدنى. ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ 043. و [مجددا] كسانش را، و نظاير آنها را همراه آنها، به او بخشيديم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد. وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ 044. [و به او گفتيم] يك بسته تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن، و سوگند مشكن. ما او را شكيبا يافتيم. چه نيكو بندهاى! به راستى او توبه كار بود. وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ 045. و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده ور بودند به يادآور. وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ 046. ما آنان را، با موهبت ويژهاى، كه يادآورى آن سراى (آخرت) بود، خالص گردانيديم. إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ 047. و آنان در پيشگاه ما، جدا (واقعا) از برگزيدگان نيكانند. وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ 048. و اسماعيل و يسع و ذوالكفل را به ياد آور، [كه] همه از نيكانند. وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ 049. اين ياد كردى است، و قطعا براى پرهيزگاران فرجامى نيك است. هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ 050. باغهاى هميشگى، در حالى كه درهاى [آنها] برايشان گشوده است. جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ 051. در آنجا تكيه مىزنند، [و] ميوههاى فراوان و نوشيدنى در آنجا طلب مىكنند. مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ 052. و نزدشان [دلبران] فروهشته نگاه همسال است. وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ 053. اين است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مىشد. هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ 054. [مىگويند:] در حقيقت، اين روزى ماست و آن را پايانى نيست. إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ 055. اين است [حال بهشتيان]، و [اما] براى طغيانگران واقعا بد فرجامى است. هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ 056. به جهنم درمىآيند، و چه بد آرامگاهى است. جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ 057. اين جوشاب و چركاب است، بايد آن را بچشند. هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ 058. و از همين گونه، انواع ديگر [عذابها]. وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ 059. اينها گروهىاند كه با شما به اجبار [در آتش] درمىآيند. بدا به حال آنها، زيرا آنان داخل آتش مىشوند. هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ 060. [به رؤساى خود] مىگويند: بلكه بر خود شما خوش مباد! اين [عذاب] را شما خود براى ما از پيش فراهم آورديد، و چه بد قرارگاهى است. قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ 061. مىگويند: پروردگارا، هر كس اين [عذاب] را از پيش براى ما فراهم آورده، عذاب او را در آتش دو چندان كن. قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ 062. و مىگويند: ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از [زمره] اشرار مىشمرديم نمىبينيم؟ وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ 063. آيا آنان را [در دنيا] به ريشخند مىگرفتيم، يا چشمها[ى ما] بر آنها نمىافتد؟ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ 064. اين مجادله اهل آتش، قطعا راست است. إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ 065. بگو: من فقط هشداردهندهاى هستم، و جز خداى يگانه قهار معبودى ديگر نيست. قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ 066. پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است؛ همان شكست ناپذير آمرزنده. رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ 067. بگو اين خبرى بزرگ است، قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ 068. [كه] شما از آن روى برمىتابيد. أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ 069. مرا در باره ملاء اعلى (گروه بالا، فرشتهگان) هيچ دانشى نبود، آنگاه كه مجادله مىكردند. مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ 070. به من هيچ [چيز] وحى نمىشود، جز اينكه من هشدار دهندهاى آشكارم. إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ 071. آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل خواهم آفريد. إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ 072. پس چون او را [كاملا] درست كردم، و از روح خويش در آن دميدم، سجده كنان براى او [به خاك] بيفتيد. فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ 073. پس همه فرشتگان يكسره سجده كردند، فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ 074. مگر ابليس، [كه] تكبر نمود، و از كافران شد. إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ 075. فرمود: اى ابليس، چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى؟ آيا تكبر نمودى، يا از [جمله] برترى جويانى؟ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ 076. گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل آفريدهاى. قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ 077. فرمود: پس از آن [مقام] بيرون شو، كه تو راندهاى. قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ 078. و تا روز جزا، لعنت من بر تو باد. وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ 079. گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مىشوند مهلت ده. قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ 080. فرمود در حقيقت تو از مهلت يافتگانى، قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ 081. تا روز معين معلوم. إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ 082. [شيطان] گفت: پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا (واقعا) از راه به در مىبرم، قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ 083. مگر آن بندگان پاكدل تو را. إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ 084. فرمود: حق [از من] است و حق را مىگويم. قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ 085. هرآينه جهنم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگىشان، خواهم انباشت. لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ 086. بگو: مزدى بر اين [رسالت] از شما طلب نمىكنم، و من از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ 087. اين [قرآن] جز پندى براى جهانيان نيست. إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ 088. و قطعا پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست. وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ |
|
خداوندا، پروردگارا، سرور من، تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير |
لطفا آدرس اين وب سايت را به ديگران بدهيد که راهنمائی افراد به راه راست ثواب بسياری دارد
www.eHolyQuran.com
Hassan Zamanzadeh