|
Prepared by Hassan Zamanzadeh for
www.eHolyQuran.com
|
|
آيات قرآن مجيد
دستورات، فرمايشات، و راهنمائی های خداوند است برای يک يک
افراد بشر، تا با رعايت عدالت، در دنيائی پاک زندگی کنند. |
|
سوره شعراء - سوره ۲۶ |
فقط خدا - فقط قرآن |
مکه - شامل ۲۲۷ آيه |
ترجمه فولادوند |
| به نام خداوند
رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 001. طا، سين، ميم. طسم 002. اين است آيههاى كتاب روشنگر. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ 003. شايد تو از اينكه [مشركان] ايمان نمىآورند جان خود را تباه سازى. لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ 004. اگر بخواهيم، معجزهاى از آسمان بر آنان فرود مىآوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد (از تواضع خم شود). إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ 005. و هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى] رحمان برايشان نيامد، جز اينكه همواره از آن روى برمىتافتند. وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ 006. [آنان] در حقيقت به تكذيب پرداختند؛ و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند بديشان خواهد رسيد. فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون 007. مگر در زمين ننگريستهاند، كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيدهايم؟ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ 008. قطعا، در اين [هنرنمايى] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نيستند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 009. و در حقيقت پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 010. و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه: به سوى قوم ستمكار برو؛ وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ 011. قوم فرعون آيا پروا ندارند (از نافرمانی خدا حذر نميکنيد)؟ قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ 012. گفت: پروردگارا، مىترسم مرا تكذيب كنند، قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ 013. و سينهام تنگ مىگردد، و زبانم باز نمىشود، پس به سوى هارون بفرست. وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ 014. و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند، و مىترسم مرا بكشند. وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ. 015. فرمود: نه چنين نيست، نشانههاى ما را [براى آنان] ببريد كه ما با شما شنوندهايم. قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ 016. پس به سوى فرعون برويد و بگوييد: ما پيامبر پروردگار جهانيانيم. فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ 017. فرزندان اسرائيل را با ما بفرست. أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ 018. [فرعون] گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم، و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى؟ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ 019. و [سرانجام] كار خود را كردى؛ و تو از ناسپاسانى. وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ 020. گفت: آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم. قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ 021. و چون از شما ترسيدم، از شما گريختم؛ تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد. فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ 022. و [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساختهاى نعمتى است كه منتش را بر من مىنهى؟ وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ 023. فرعون گفت: و پروردگار جهانيان چيست؟ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ 024. گفت: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است؛ اگر اهل يقين باشيد. قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ 025. [فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت: آيا نمىشنويد؟ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ 026. [موسى دوباره] گفت: پروردگار شما، و پروردگار پدران پيشين شما. قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ 027. [فرعون] گفت: واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت ديوانه است. قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ 028. [موسى] گفت: پروردگار خاور و باختر؛ و آنچه ميان آن دو است؛ اگر تعقل كنيد (عقل داريد، فکر کنيد). قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُون 029. [فرعون] گفت: اگر خدايى غير از من اختيار كنى، قطعا تو را از [جمله] زندانيان خواهم ساخت. قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ 030. گفت: گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم؟ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ 031. گفت: اگر راست مىگويى آن را بياور. قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ 032. پس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد. فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ 033. و دستش را بيرون كشيد، و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مىنمود. وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ 034. [فرعون] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت: واقعا اين ساحرى بسيار داناست. قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ 035. مىخواهد با سحر خود، شما را از سرزمينتان بيرون كند، اكنون چه راى مىدهيد؟ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ 036. گفتند: او و برادرش را در بند دار، و گردآورندگان را به شهرها بفرست؛ قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ 037. تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند. يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ 038. پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند. فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ 039. و به توده مردم گفته شد: آيا شما هم جمع خواهيد شد؟ وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ 040. بدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند، از آنان پيروى كنيم. لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ 041. و چون ساحران پيش فرعون آمدند گفتند: آيا اگر ما غالب آييم، واقعا براى ما مزدى خواهد بود؟ فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ 042. گفت: آرى؛ و در آن صورت شما حتما از [زمره] مقربان خواهيد شد. قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ 043. موسى به آنان گفت: آنچه را شما مىاندازيد، بيندازيد. قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ 044. پس ريسمانها و چوبدستىهايشان را انداختند و گفتند: به عزت فرعون كه ما حتما پيروزيم. فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ 045. پس موسى عصايش را انداخت، و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد. فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ 046. در نتيجه ساحران، به حالت سجده درافتادند. فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ 047. گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم. قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ 048. پروردگار موسى و هارون. رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ 049. گفت: [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است. به زودى خواهيد دانست. حتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راست خواهم بريد؛ و همهتان را به دار خواهم آويخت. قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ 050. گفتند: باكى نيست، ما روى به سوى پروردگار خود مىآوريم. قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ 051. ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد، [چرا] كه نخستين ايمان آورندگان بوديم. إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ 052. و به موسى وحى كرديم كه: بندگان مرا شبانه حركت ده، زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت. وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ 053. پس فرعون ماموران جمع آورى [خود را] به شهرها فرستاد، فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ 054. [و گفت] اينها عدهاى ناچيزند. إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ 055. و راستى آنها ما را بر سر خشم آوردهاند، وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ 056. و[لى] ما، همگى به حال آماده باش درآمدهايم. وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ 057. سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمه سارها؛ فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ 058. و گنجينهها و جايگاههاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم. وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ 059. [اراده ما] چنين بود؛ و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم. كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ 060. پس هنگام برآمدن، آفتاب آنها را تعقيب كردند. فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ 061. چون دو گروه همديگر را ديدند، ياران موسى: گفتند ما قطعا گرفتار خواهيم شد. فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ 062. گفت: چنين نيست، زيرا پروردگارم با من است، و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد. قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ 063. پس به موسى وحى كرديم: با عصاى خود بر اين دريا بزن؛ تا از هم شكافت، و هر پارهاى همچون كوهى سترگ (بزرگ) بود. فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ 064. و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم. وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ 065. و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم. وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ 066. آنگاه ديگران را غرق كرديم. ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ 067. مسلما، در اين [واقعه] عبرتى بود؛ و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 068. و قطعا، پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 069. و بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان. وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ 070. آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت: چه مىپرستيد؟ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ 071. گفتند: بتانى را مىپرستيم و همواره ملازم آنهاييم (در خدمتشان هستيم). قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ 072. گفت: آيا وقتى دعا مىكنيد از شما مىشنوند؟ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ 073. يا به شما سود يا زيان مىرسانند؟ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ 074. گفتند: نه بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مىكردند. قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ 075. گفت: آيا در آنچه مىپرستيدهايد تامل كردهايد؟ (دقت کرده ايد) قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ 076. شما و پدران پيشين شما؟ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ 077. قطعا همه آنها، جز پروردگار جهانيان، دشمن منند. فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ 078. آن كس كه مرا آفريده، و همو راهنماييم مىكند، الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ 079. و آن كس كه او، به من خوراك مىدهد و سيرابم مىگرداند، وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ 080. و چون بيمار شوم، او مرا درمان مىبخشد، وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ 081. و آن كس كه مرا مىميراند، و سپس زندهام مىگرداند، وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ 082. و آن كس كه اميد دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشايد. وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ 083. پروردگارا، به من دانش عطا كن، و مرا به صالحان ملحق فرماى، رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ 084. و براى من، در [ميان] آيندگان آوازه نيكو گذار، وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ 085. و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان، وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ 086. و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود، وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ 087. و روزى كه [مردم] برانگيخته مىشوند، رسوايم مكن: وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ 088. روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد، يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ 089. مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد. إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ 090. و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مىگردد. وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ 091. و جهنم براى گمراهان نمودار مىشود. وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ 092. و به آنان گفته مىشود: آنچه جز خدا مىپرستيديد كجايند؟ وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ 093. آيا ياريتان مىكنند، يا خود را يارى مىدهند؟ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ 094. پس آنها و همه گمراهان، در آن [آتش] افكنده مىشوند، فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ 095. و [نيز] همه سپاهيان ابليس. وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ 096. آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مىكنند [و] مىگويند: قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ 097. سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم، تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ 098. آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىكرديم، إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ 099. و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند، وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ 100. در نتيجه شفاعتگرانى نداريم، فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ 101. و نه دوستى نزديك. وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ 102. و اى كاش كه بازگشتى براى ما بود، و از مؤمنان مىشديم. فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ 103. حقا در اين [سرگذشت درس] عبرتى است، و[لى] بيشترشان مؤمن نبودند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 104. و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 105. قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند. كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ 106. چون برادرشان نوح به آنان گفت: آيا پروا نداريد (از نافرمانی خدا حذر نميکنيد)؟ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ 107. من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم. إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ 108. از خدا پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد)، و فرمانم ببريد، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 109. و بر اين [رسالت،] اجرى از شما طلب نمىكنم؛ اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ 110. پس، از خدا پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 111. گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم، و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كردهاند؟ قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ 112. [نوح] گفت: به [جزئيات] آنچه مىكردهاند چه آگاهى دارم؟ قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ 113. حسابشان اگر درمىيابيد، جز با پروردگارم نيست. إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ 114. و من طردكننده مؤمنان نيستم. وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ 115. من جز هشداردهندهاى آشكار [بيش] نيستم. إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ 116. گفتند: اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود. قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ 117. گفت: پروردگارا، قوم من مرا تكذيب كردند. قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ 118. ميان من و آنان فيصله (فاصله) ده، و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش. فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ 119. پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود، رهانيديم. فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ 120. آنگاه باقىماندگان را غرق كرديم. ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ 121. قطعا، در اين [ماجرا درس] عبرتى بود؛ و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 122. و در حقيقت پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 123. عاديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند. كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ 124. آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت: آيا پروا نداريد (از نافرمانی خدا حذر نميکنيد)؟ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ 125. من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم. إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ 126. از خدا پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 127. و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم، اجر من، جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ 128. آيا بر هر تپهاى بنايى مىسازيد كه [در آن] دست به بيهوده كارى زنيد؟ أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ 129. و كاخهاى استوار مىگيريد، به اميد آنكه جاودانه بمانيد؟ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ 130. و چون حمله ور مىشويد، [چون] زورگويان حمله ور مىشويد؟ وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ 131. پس از خدا پروا داريد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 132. و از آن كس كه شما را به آنچه مىدانيد مدد كرد پروا داريد (از نافرمانی خدا حذر کنيد). وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ 133. شما را به [دادن] دامها و پسران (فرزندان) مدد كرد، أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ 134. و به [دادن] باغها و چشمه ساران، وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ 135. من از عذاب روزى هولناك بر شما مىترسم. إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ 136. گفتند: خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى، براى ما يكسان است. قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ 137. اين جز شيوه پيشينيان نيست. إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ 138. و ما عذاب نخواهيم شد. وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِين 139. پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم. قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود، و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند. فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 140. و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 141. ثموديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند. كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ 142. آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: آيا پروا نداريد (از نافرمانی خدا حذر نميکنيد). إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ 143. من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم. إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ 144. از خدا پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 145. و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم، اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ 146. آيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مىكنند؟ أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ 147. در باغها و در كنار چشمه ساران، فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ 148. و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفههايشان لطيف است؟ وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ 149. و هنرمندانه براى خود از كوهها خانههايى مىتراشيد. وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ 150. از خدا پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 151. و فرمان افراط گران را پيروى مكنيد. وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ 152. آنان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند. الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ 153. گفتند: قطعا تو از افسون شدگانى. قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ 154. تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى؛ اگر راست مىگويى معجزهاى بياور. مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ 155. گفت: اين ماده شترى است كه نوبتى از آب او راست، و روزى معين نوبت آب شماست. قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ 156. و به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مىگيرد. وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ 157. پس آن را پى كردند (کشتند)، و پشيمان گشتند. فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ 158. آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت. قطعا، در اين [ماجرا] عبرتى است؛ و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند. فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 159. و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 160. قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند. كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ 161. آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت: آيا پروا نداريد (از نافرمانی خدا حذر نميکنيد). إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ 162. من براى شما، فرستادهاى در خور اعتمادم. إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ 163. از خدا پروا داريد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 164. و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم، اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ 165. آيا از ميان مردم جهان، با مردها در مىآميزيد؟ أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ 166. و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامىگذاريد؟ [نه،] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد. وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ 167. گفتند: اى لوط، اگر دست برندارى قطعا از اخراج شدگان خواهى بود. قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ 168. گفت: به راستى من دشمن كردار شمايم. قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ 169. پروردگارا، مرا و كسان مرا از آنچه انجام مىدهند رهايى بخش. رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ 170. پس، او و كسانش را همگى رهانيديم. فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ 171. جز پيرزنى كه از باقىماندگان [در خاكستر آتش] بود. إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ 172. سپس ديگران را سخت هلاك كرديم. ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ 173. و بر [سر] آنان، بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم؛ و چه بد بود باران بيم داده شدگان. 1 وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ 174. قطعا، در اين [عقوبت] عبرتى است، و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 175. و در حقيقت پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 176. اصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند. كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ 177. آنگاه كه شعيب به آنان گفت آيا پروا نداريد (از نافرمانی خدا حذر نميکنيد). إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ 178. من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم. إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ 179. از خدا پروا داريد (از نافرمانی خدا حذر کنيد) و فرمانم ببريد. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ 180. و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم، اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست. وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ 181. پيمانه را تمام دهيد؛ و از كم فروشان مباشيد. أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ 182. و با ترازوى درست بسنجيد. وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ 183. و از ارزش اموال مردم مكاهيد، و در زمين سر به فساد بر مداريد. وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ 184. و از آن كس كه شما، و خلق [انبوه] گذشته را آفريده است پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد). وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ 185. گفتند: تو واقعا از افسونشدگانى. قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ 186. و تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى؛ و قطعا تو را از دروغگويان مىدانيم. وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ 187. پس اگر از راستگويانى، پارهاى از آسمان بر [سر] ما بيفكن. فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ 188. [شعيب] گفت: پروردگارم به آنچه مىكنيد داناتر است. قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ 189. پس او را تكذيب كردند؛ و عذاب روز ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت. به راستى آن، عذاب روزى هولناك بود. فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. 190. قطعا در اين [عقوبت درس] عبرتى است؛ و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ 191. و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست ناپذير مهربان است. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ 192. و راستى، كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است. وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ 193. روح الامين آن را بر دلت نازل كرد؛ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ 194. تا از [جمله] هشداردهندگان باشى. عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ 195. به زبان عربى روشن، بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ 196. و [وصف] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است. وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ 197. آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست، كه علماى بنىاسرائيل از آن اطلاع دارند؟ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ 198. و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مىكرديم؛ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ 199. و پيامبر آن را برايشان مىخواند، به آن ايمان نمىآوردند. فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ 200. اين گونه در دلهاى گناهكاران، [انكار را] راه مىدهيم: كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ 201. كه به آن نگروند، تا عذاب پردرد را ببينند، لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ 202. كه به طور ناگهانى، در حالى كه بىخبرند بديشان برسد. فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ 203. و بگويند: آيا مهلت خواهيم يافت؟ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ 204. پس آيا عذاب ما را به شتاب مىخواهند؟ أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ 205. مگر نمىدانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم، أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ 206. و آنگاه آنچه كه [بدان] بيم داده مىشوند بديشان برسد، ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ 207. آنچه از آن برخوردار مىشدند به كارشان نمىآيد [و عذاب را از آنان دفع نمىكند]. مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ 208. و هيچ شهرى را هلاك نكرديم، مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود. وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ 209. [تا آنان را] تذكر [دهند]، و ما ستمكار نبودهايم. ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ 210. و شيطانها آن را فرود نياوردهاند. وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ 211. و آنان را نسزد و نمىتوانند [وحى كنند]. وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ 212. در حقيقت، آنها از شنيدن معزول [و محروم] اند. إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ 213. پس با خدا، خداى ديگر مخوان كه از عذاب شدگان خواهى شد. فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ 214. و خويشان نزديكت را هشدار ده. وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ 215. و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كردهاند، بال خود را فرو گستر. وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ 216. و اگر تو را نافرمانى كردند بگو: من از آنچه مىكنيد بيزارم. فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ 217. و بر [خداى] عزيز مهربان توكل كن، وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ 218. آن كس كه چون [به نماز] برمىخيزى تو را مىبيند. الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ 219. و حركت تو را در ميان سجده كنندگان [مىنگرد]. وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ 220. او همان شنواى داناست. إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 221. آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند؟ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ 222. بر هر دروغ زن گناهكارى فرود مىآيند، تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ 223. كه [دزدانه] گوش فرا مىدارند، و بيشترشان دروغگويند. يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ 224. و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند. وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ 225. آيا نديدهاى كه آنان در هر واديى سرگردانند؟ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ 226. و آنانند كه چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند. وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ 227. مگر كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته كرده، و خدا را بسيار به ياد آورده؛ و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفتهاند، يارى خواستهاند. و كسانى كه ستم كردهاند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ |
|
*
اين قسمت پاورقی يا توضيحات است و قسمتی
از قرآن نيست: 1. 173. و بر [سر] آنان، بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم؛ من متوجه نيستم [از آتش گوگرد] را مترجم برای چه اضافه کرده است. |
|
خداوندا، پروردگارا، سرور من، تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير |
لطفا آدرس اين وب سايت را به ديگران بدهيد که راهنمائی افراد به راه راست ثواب بسياری دارد
www.eHolyQuran.com
Hassan Zamanzadeh