|
Prepared by Hassan Zamanzadeh for
www.eHolyQuran.com
|
|
آيات قرآن مجيد
دستورات، فرمايشات، و راهنمائی های خداوند است برای يک يک
افراد بشر، تا با رعايت عدالت، در دنيائی پاک زندگی کنند. |
|
سوره حجر - سوره ۱۵ |
فقط خدا - فقط قرآن |
مکه - شامل ٩٩ آيه |
ترجمه فولادوند |
| به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 001. الف، لام، راء. اين است آيات كتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر. الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ 002. چه بسا كسانى كه كافر شدند آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند. رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ 003. بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان كند، پس به زودى خواهند دانست. ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ 004. و هيچ شهرى را هلاك نكرديم، مگر اينكه براى آن اجلى معين بود. وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ 005. هيچ امتى از اجل خويش نه پيش مىافتد و نه پس مىماند. مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ 006. و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است، به يقين تو ديوانهاى؛ وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ 007. اگر راست مىگويى، چرا فرشتهها را پيش ما نمىآورى؟ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ 008. فرشتگان را جز به حق فرو نمىفرستيم. و در آن هنگام ديگر مهلت نيابند. مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذًا مُّنظَرِينَ 009. بىترديد، ما اين قرآن را به تدريج نازل كردهايم، و قطعا نگهبان آن خواهيم بود. إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 010. و به يقين، پيش از تو [نيز] در گروههاى پيشينيان [پيامبرانى] فرستاديم. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ 011. و هيچ پيامبرى برايشان نيامد جز آنكه او را به مسخره مىگرفتند. وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ 012. بدين گونه آن [استهزا] را در دل بزهكاران راه مىدهيم. كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ 013. [كه] به او ايمان نمىآورند، و راه [و رسم] پيشينيان پيوسته چنين بوده است. لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ 014. و اگر درى از آسمان بر آنان مىگشوديم كه همواره از آن بالا مىرفتند، وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ 015. قطعا مىگفتند: در حقيقت ما چشم بندى شدهايم، بلكه ما مردمى هستيم كه افسون شدهايم. لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ 016. و به يقين ما در آسمان برجهايى قرار داديم، و آن را براى تماشاگران آراستيم. وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ 017. و آن را از هر شيطان رانده شدهاى حفظ كرديم. وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ 018. مگر آن كس كه دزديده گوش فرا دهد، كه شهابى روشن او را دنبال مىكند. إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ 019. و زمين را گسترانيديم، و در آن كوههاى استوار افكنديم، و از هر چيز سنجيدهاى در آن رويانيديم. وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ 020. و براى شما و هر كس كه شما روزى دهنده او نيستيد، در آن، وسايل زندگى قرار داديم. وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ 021. و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينههاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازهاى معين فرو نمىفرستيم. وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ 022. و بادها را بارداركننده فرستاديم، و از آسمان آبى نازل كرديم، پس شما را بدان سيراب نموديم؛ و شما خزانه دار آن نيستيد. وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ 023. و بىترديد، اين ماييم كه زنده مىكنيم، و مىميرانيم، و ما وارث [همه] هستيم. وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ 024. و به يقين، پيشينيان شما را شناختهايم، و آيندگان [شما را نيز] شناختهايم. وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ 025. و مسلما پروردگار توست كه آنان را محشور خواهد كرد؛ چرا كه او حكيم داناست. وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ 026. و در حقيقت انسان را از گلى خشك، از گلى سياه و بد بو آفريديم. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ 027. و پيش از آن، جن را از آتشى سوزان و بى دود خلق كرديم. وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ 028. و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بشرى را از گلى خشك، از گلى سياه و بد بو خواهم آفريد. وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ 029. پس وقتى آن را درست كردم، و از روح خود در آن دميدم، پيش او به سجده درافتيد. فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ 030. پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند. فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ 031. جز ابليس كه خوددارى كرد از اينكه با سجده كنندگان باشد. إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ 032. فرمود: اى ابليس، تو را چه شده است كه با سجده كنندگان نيستى قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ 033. گفت: من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك، از گلى سياه و بد بو آفريدهاى سجده كنم. قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ 034. فرمود: از اين [مقام] بيرون شو كه تو رانده شدهاى. قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ 035. و تا روز جزا بر تو لعنت باشد. وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ 036. گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده. قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ 037. فرمود تو از مهلت يافتگانى. قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ 038. تا روز [و] وقت معلوم. إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ 039. گفت: پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مىآرايم، و همه را گمراه خواهم ساخت. قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ 040. مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را. إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ 041. فرمود: اين راهى است راست [كه] به سوى من [منتهى مىشود]. قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ 042. در حقيقت، تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند. إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ 043. و قطعا وعده گاه همه آنان دوزخ است. وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ 044. [دوزخى] كه براى آن هفت در است، و از هر درى بخشى معين از آنان [وارد مىشوند]. لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ 045. بىگمان پرهيزگاران در باغها و چشمه سارانند. إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ 046. [به آنان گويند: ] با سلامت و ايمنى در آنجا داخل شويد. ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ 047. و آنچه كينه [و شائبههاى (هوس) نفسانى] در سينههاى آنان است بركنيم. برادرانه بر تختهايى روبروى يكديگر نشستهاند. وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ 048. نه رنجى در آنجا به آنان مىرسد، و نه از آنجا بيرون رانده مىشوند. لاَ يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِين 049. به بندگان من خبر ده، كه منم آمرزنده مهربان. نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ 050. و اينكه عذاب من عذابى است دردناك. وَ أَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ 051. و از مهمانان ابراهيم به آنان خبر ده. وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْراَهِيمَ 052. هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام گفتند. [ابراهيم] گفت: ما از شما بيمناكيم. إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ 053. گفتند: مترس، كه ما تو را به پسرى دانا مژده مىدهيم. قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ 054. گفت: آيا با اينكه مرا پيرى فرا رسيده است بشارتم مىدهيد، به چه بشارت مىدهيد؟ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ 055. گفتند: ما تو را به حق بشارت داديم؛ پس، از نوميدان مباش. قَالُواْ بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ 056. گفت: چه كسى، جز گمراهان از رحمت پروردگارش نوميد مىشود؟ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ 057. [سپس] گفت: اى فرشتگان [ديگر] كارتان چيست. قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ 058. گفتند: ما به سوى گروه مجرمان فرستاده شدهايم؛ قَالُواْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ 059. مگر خانواده لوط، كه ما قطعا همه آنان را نجات مىدهيم؛ إِلاَّ آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ 060. جز زنش را، كه مقدر كرديم او از بازماندگان [در عذاب] باشد. إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ 061. پس چون فرشتگان نزد خاندان لوط آمدند؛ فَلَمَّا جَاء آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ 062. [لوط] گفت: شما مردمى ناشناس هستيد. قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ 063. گفتند: [نه] بلكه براى تو چيزى آوردهايم كه در آن ترديد مىكردند. قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ 064. و حق را براى تو آوردهايم، و قطعا ما راستگويانيم. وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ 065. پس، پاسى از شب [گذشته] خانوادهات را حركت ده، و [خودت] به دنبال آنان برو، و هيچ يك از شما نبايد به عقب بنگرد، و هر جا به شما دستور داده مىشود برويد. فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ 066. و او را از اين امر آگاه كرديم، كه ريشه آن گروه صبحگاهان بريده خواهد شد. وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ 067. و مردم شهر شادى كنان روى آوردند. وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ 068. [لوط] گفت: اينان مهمانان منند، مرا رسوا مكنيد. قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ 069. و از خدا پروا كنيد (از نافرمانی خدا حذر کنيد)، و مرا خوار نسازيد. وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ 070. گفتند: آيا تو را [از مهمان كردن] مردم بيگانه منع نكرديم؟ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ 071. گفت: اگر مىخواهيد [كارى مشروع] انجام دهيد، اينان دختران منند [با آنان ازدواج كنيد]. قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ 072. به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند. لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ 073. پس، به هنگام طلوع آفتاب فرياد [مرگبار] آنان را فرو گرفت. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ 074. و آن [شهر] را زير و زبر كرديم، و بر آنان سنگهايى از سنگ گل بارانديم. فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ 075. به يقين در اين [كيفر] براى هوشياران عبرتهاست. إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ 076. و [آثار] آن [شهر هنوز] بر سر راهى [داير] برجاست. وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقيمٍ 077. بىگمان در اين براى مؤمنان عبرتى است. إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِينَ 078. و راستى اهل "ايكه" ستمگر بودند. وَإِن كَانَ أَصْحَابُ الأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ 079. پس از آنان انتقام گرفتيم، و آن دو [شهر اكنون] بر سر راهى آشكاراست. فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ 080. و اهل حجر [نيز] پيامبران [ما] را تكذيب كردند. وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ 081. و آيات خود را به آنان داديم، و[لى] از آنها اعراض كردند (قبول نکردند). وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ 082. و [براى خود] از كوهها خانههايى مىتراشيدند كه در امان بمانند. وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ 083. پس صبحدم فرياد [مرگبار] آنان را فرو گرفت. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ 084. و آنچه به دست مىآوردند به كارشان نخورد. فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ 085. و ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق نيافريدهايم. و يقينا قيامت فرا خواهد رسيد. پس به خوبى صرف نظر كن. وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ 086. زيرا پروردگار تو همان آفريننده داناست. إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ 087. و به راستى، به تو سبع المثانى [= سوره فاتحه] و قرآن بزرگ را عطا كرديم. وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ 088. و به آنچه ما دستههايى از آنان [= كافران] را بدان برخوردار ساختهايم، چشم مدوز، و بر ايشان اندوه مخور، و بال خويش براى مؤمنان فرو گستر. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ 089. و بگو من همان هشداردهنده آشكارم. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ 090. همان گونه كه [عذاب را] بر تقسيم كنندگان نازل كرديم: كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ 091. همانان كه قرآن را جزء جزء كردند [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ 092. پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ 093. از آنچه انجام مىدادند. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ 094. پس آنچه را بدان مامورى آشكار كن، و از مشركان روى برتاب. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِين 095. كه ما [شر] ريشخندگران را از تو برطرف خواهيم كرد. إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ 096. همانان كه با خدا، معبودى ديگر قرار مىدهند. پس به زودى [حقيقت را] خواهند دانست. الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ 097. و قطعا مىدانيم كه سينه تو از آنچه مىگويند تنگ مىشود. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ 098. پس با ستايش پروردگارت تسبيح گوى، و از سجده كنندگان باش. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ 099. و پروردگارت را پرستش كن، تا اينكه مرگ تو فرا رسد. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ |
||
|
خداوندا، پروردگارا، سرور من، تمنا ميکنم سپاس مرا بخاطر قرآن بپذير |
لطفا آدرس اين وب سايت را به ديگران بدهيد که راهنمائی افراد به راه راست ثواب بسياری دارد
www.eHolyQuran.com
Hassan Zamanzadeh