سنّت پيغمبر  


 

در قرآن صحبتی از سنّت پيغمبر نيست.

 

در قرآن صحبت از سنّت (روش) خدا و سنت گذشتگان و افراد قبل وجود دارد.

در قرآن صحبت درباره وظيفه پيغمبر وجود دارد.

 

در باره سنت خدا آيات:

17:77 سوره اسراء

ين روشی است كه در مورد كسانی كه قبل از تو برای آنها پيغمبر فرستاديم اجرا شده و تغيری در روش ما پيدا نميکنی.‌"

33:38 سوره احزاب

"اشكالی بر پيغمبر در چيزی كه خدا برای او واجب كرده وجود ندارد.

اين سنت (روش) خدا است كه قبلا در ملل گذشته وجود داشته.  

فرمان خدا روی حسابی دقيق است."

33:62 سوره احزاب
"اين روش (سنت و طرز عمل) خدا در مورد كسانی است كه قبلا از دنيا رفتند وتغييری در سنت خدا پيدا نميکنی. "

35:43 سوره فاطر

"اينكار بسبب  تكبر آنها در زمين  و نقشه‌های بدی بود كه داشتند، در صورتيكه  نقشه بد فقط دامن طراحان آن را ميگيرد.

آيا غير از اين است كه انتظار كاری را ميكشند كه با گذشتگان شده؟

در طرز كار خدا هيچگاه تغييری پيدا نميکنی و هرگز در طرز كار خدا دگرگونی پيدا نميکنی.  "

40:85 سوره غافر

"وقتی عذاب ما را ببينند ديگر ايمان آوردنشان فايده‌ای برای آنها نخواهد داشت،

اين روش خداست كه در بين بندگانش اجرا شده.

آنجاست كه افراد ‌بی‌ايمان متوجه ميشوند كه ضرر كرده‌اند.

 48:23 سوره فتح

"اين سنت (روش و طرز كار) خداست كه قبلاً اجرا شده و تغييری در روش خدا پيدا نميكنی."

8:38 سوره انفال

"به افراد بی‌ ايمان بگو اگر از كارهای خود دست بردارند، سوابق آنها آمرزيده ميشود.

اگر باز كار خود را ادامه دهند، روش پيشينيان كه هلاكت است درباره آنها اجرا خواهد شد."

15:13 سوره حجر

"كه به رسالت پیغمبران و وحی ایمان نمی آوردند.  

روش گذشتگان هم همینطور بوده است. "

18:55 سوره كهف  را ببينيد.

"وقتی هدايت برای آنها آمد، هيچ چيز مانع ايمان آوردن و آمرزش خواستن آنها از خداوند نشد

مگر انتظار اينکه روشی كه درباره گذشتگان اجرا شده بود برای آنها بيايد يا عذاب روبرويشان قرار بگيرد."

 

درباره سنّت افراد قبل آيات:

3:137 سوره آل‌عمران

"قبل از شما سنت‌هايی وجود داشت كه گذشت.  

در زمين بگرديد و نگاه كنيد كه عاقبت كسانی كه منكر (خدا و پيغمبرانش) شدند چه بود. "

4:26 سوره نساء

"خدا ميخواهد برای شما توضيح دهد و شما را به روش كسانی كه قبل از شما بودند هدايت كند و توبه شما را بپذيرد.

خدا دانا و حكيم است ( دستورهايش از روی حكمت است). "

 

   سنّت يعنی روش، طرز كار

     پيغمبر اسلام (ص) پيغمبر خداوند بود و وظيفه داشت پيام خداوند را بطور روشن و صريح بمردم برساند

     و اينكار را انجام داد و خودش نيز مثل بقيه مردم وظيفه داشت تسليم حكم و نظر خدا يعنی مسلمان باشد و از قرآن پيروی كند.

 

درباره وظيفه پيامبری حضرت رسول آيه:

3:20 سوره آل‌عمران

"اگر با  تو بحث و بگومگو كردند بگو من خودم را تسليم خدا كرده‌ام. و پيروان من هم همينطور.

و به اهل كتاب و مشركان بگو آيا شما هم تسليم خدا شده‌ايد؟

اگر تسليم خدا شده‌اند، هدايت شده‌اند و اگر سرپيچی كردند وظيفه تو فقط رساندن پيام است.

خدا كارهای بندگانش را می بيند."

5:92 سوره مائده

"از خدا و پيغمبر اطاعت كنيد و مواظب باشيد.

اگر قبول نكرديد بدانيد كه وظيفه پيغمبر فقط رساندن روشن پيام خدا است. "

5:99 سوره مائده

"وظيفه پيغمبر فقط ابلاغ حكم و نظر خدا است و خدا آنچه را آشكار ميكنيد و آنچه را مخفی ميكنيد ميداند. "

13:40 سوره رعد

"يا قسمتی از عذابی را كه به آنها وعده داده‌ايم به تو نشان ميدهيم يا قبل از آن تو را از دنيا ميبريم.

بنابراين وظيفه تو فقط رساندن پيام است و رسيدگی به حساب آنها به عهده ما است."

16:35 سوره نحل

"مشركان میگفتند اگر خدا میخواست ما و پدرانمان هیچ چیز را غیر از او بندگی نمیکردیم

و هیچ چیز را بدون حكم او حرام نمیکردیم. كسانی هم كه قبل از آنها بودند همین حرف را میزدند.  

آیا وظیفه پیغمبران چیزی غیر از رساندن آشكار پیام خدا است؟  "

16:82 سوره نحل

"( ای پیغمبر) اگر قبول نكردند وظیفه تو فقط رساندن آشكار پیام است.           "

29:18 سوره عنكبوت

"اگر قبول نكنيد، امتهای قبل از شما هم قبول نكردند.

وظيفه پيغمبر فقط رساندن آشكار پيام الهی است.  "

36:17 سوره يس

"وظيفه ما فقط رساندن پيام واضح خداست. "

42:48 سوره شوری

"اگر قبول نكردند ما تو را برای حفاظت از افراد نفرستاده‌ايم.

وظيفه تو فقط رساندن پيام است و وقتی ما از طرف خودمان رحمتی به انسان بچشانيم بخاطر آن شاد ميشود

و اگر بعلت كارهائی كه كرده مصيبتی به او برسد ناسپاسی ميكند. چون انسان طبيعتاً نا سپاس است. "

64:12 تغابن

"از خدا و پيغمبرش اطاعت كنيد. اگر از اينكار خودداری كنيد، وظيفه پيغمبر ما فقط رساندن آشكار رسالت ماست."

   آيات ذکر شده دستورات و نظريات خداوند است در قرآن مجيد در مورد وظيفه پيغمبر حضرت محمد (ص).

   در اين آيات خداوند بطور واضح تشريح ميکند که وظيفه پيغمبر ابلاغ و رساندن وحی بود و قانونگذار نبود.

   پيغمبر (ص) مسلمان و تسليم محض حكم و نظر خدا بود و حرفی برخلاف قرآن نميزد و كاری برخلاف آن نميكرد.

در اين باره آيت زير را بخوانيد:

3:20 سوره آل‌عمران

     "اگر با تو بحث و بگومگو كردند بگو من خودم را تسليم خدا كرده‌ام. و پيروان من هم همينطور.
     و به اهل كتاب و مشركان بگو آيا شما هم تسليم خدا شده‌ايد؟
     اگر تسليم خدا شده‌اند، هدايت شده‌اند و اگر سرپيچی كردند وظيفه تو فقط رساندن پيام است.

     خدا كارهای بندگانش را می بيند. "
6
:14 سوره انعام

"بگو آيا غير از خدا كه آفريننده آسمانها و زمين است ياوری برای خود بگيرم؟ 

در صورتيكه او بديگران غذا ميدهد و كسی به او غذا نميدهد.

بگو به من دستور داده شده كه بيشتر از همه تسليم حكم و نظر خدا باشم و از مشركين نباشم. "

6:71 سوره انعام

"بگو آيا غير از خدا چيزی را كه نفع و ضرری برای ما ندارد به كمك بخوانيم

و بعد از اينكه خدا ما را هدايت كرد به حال اول برگرديم؟

مثل كسی كه شيطان‌ها با وسوسهُ خود او را گمراه و در زمين سرگردان كرده‌اند

در صورتيكه دوستانی دارد كه او را به راه صحيح دعوت ميكنند كه پيش ما بيا.

بگو هدايت خدا، هدايت واقعی است و بما دستور داده شده كه تسليم صاحب اختيار جهانيان باشيم. "

6:163 سوره انعام

"شريكی ندارد و به من دستور اينكار داده شده و من بيشتر از همه مسلمان (تسليم حكم و نظر خدا) هستم. " 

27:91 سوره نمل

"بگو امر شده‌ام كه خدای اين سرزمين كه آنرا محترم ساخته بندگی كنم، هر چيزی مال او است

و مأمورم كه از كسانی باشم كه تسليم حكم و نظر او هستند."

27:92 سوره نمل

"و قرآن بخوانم.

هر كس راه صحيح را شناخت،

بنفع خودش شناخته و هر كس راه را گم كرد من مسئول او نيستم.

من فقط از كسانی هستم كه هشدار ميدهند. "  

39:12 سوره زمر

"امر شده‌ام كه بيش از همه تسليم خدا باشم. "

40:66 سوره زمر

"بگو من از بندگی كسانی كه غير از خدا بکمک ميخوانيد نهی شده‌ام

چون دليل‌های روشنی از خداوندم برای من آمده و امر شده‌ام كه تسليم (خداوند)  صاحب اختيار همه مردم جهان باشم. "

    پيغمبر هرگز دروغ نميگفت و واقعاً تسليم حكم و نظر خدا بود و حرفی برخلاف قرآن نميزد و كاری برخلاف قرآن نميكرد.

در مورد پيروی پيغمبر (ص) از قرآن آيه:

6:50 سوره انعام

"( ای پيغمبر) بگو من بشما نميگويم كه گنجهای خدا پيش من است و غيب نميدانم و بشما نميگويم كه من فرشته‌ام.

من فقط از آنچه به من وحی ميشود پيروی ميكنم. بگو آيا كور و بينا با هم مساوی هستند؟ آيا فكر نميكنيد؟  "

7:203 سوره اعراف

"وقتی آيه‌ای برای آنها نياوری ميگويند چرا آيه‌ای انتخاب نكردی؟

بگو من فقط از آنچه از خداوندم بمن وحی ميشود پيروی ميکنم.  

اين قرآن برای افراد باايمان وسيله بينش و راهنمائی و رحمتی از طرف خداوند شما است. "

10:15 سوره يونس

"وقتی آيات روشن ما بر آنها خوانده ميشود، كسانی كه اميد ديدار ما را ندارند،

ميگويند قرآنی غير از اين بياور يا آن را عوض كن.

بگو من حق ندارم از طرف خودم آن را عوض كنم.

من فقط از آنچه به من وحی ميشود پيروی ميكنم.

من از عذاب روز بزرگ ميترسم كه كاری بر خلاف دستور خداوندم بكنم. "

46:9 سوره احقاف را ببينيد كه ميفرمايد: 

    "من از آنچه بمن وحی ميشود (يعنی از قرآن) پيروی ميكنم."

آيا اين آيات در مورد وظيفه پيغمبر (ص) شکی باقی ميگذارد؟

در آيه 6:106 سوره انعام  -   10:109 سوره يونس  -   33:2 سوره احزاب و

45:18 سوره جاثيه خداوند به پيغمبر (ص) ميفرمايد:

"از آنچه از خداوندت بتو وحی ميشود (يا شده) پيروی كن."

پيغمبر (ص) همانطور كه ديديم مسلمان يعنی تسليم محض حكم و نظر خدا بود

و كاری برخلاف قرآن يعنی آنچه به او وحی شده بود يا ميشد نميكرد و حرفی برخلاف قرآن نميزد.

 

از قول پيغمبر در حديث اول و پنجم باب آخر كتاب فضل علم اصول كافی نقل شده است كه فرمود:

"آنچه موافق كتاب خدا بود (از هر کسی كه باشد) بگيريد و هرچه برخلاف كتاب خدا بود (از هر کسی كه باشد) ترک كنيد.

و "ای مردم آنچه از قول من بشما گفته شد كه موافق كتاب خدا باشد من گفته‌ام و آنچه مخالف كتاب خدا باشد من نگفته‌‌ام."
 

آيه 4:127 و 4:176 سوره نساء ميفرمايد "درباره زنان و کلاله (برادر و خواهری كه از برادر و خواهر خود ارث ميبرد)

از تو فتوی (اظهار نظر) ميخواهند بگو خدا درباره آن فتوی ميدهد."

 حالا چگونه ديگران فتوی ميدهند با خودشان است.

برداشت هر کسی از قرآن برای خودش معيار و ملاك عمل قرار دارد نه برای ديگران.

هر کسی برداشت و نظر خود را از قرآن بايد نظر خود بگويد نه حكم خداوند:

دين و حكم و نظر خدا چيزی است كه از آيات قرآن بدست می ‌آيد.

آيه 18:26 سوره كهف ميفرمايد:

"خدا کسی را در قانونگذاری شريك خود نميكند"


آيا هنوز بايد ما ندانيم که حقيقت دين چيست؟

 

برگشت به فهرست مطالب