|
خداوندا، سپاس ما را برای قرآن بپذير |
فقط خدا - فقط قران |
سوره قصص - سوره 28 |
|
سوره قصص |
|
مکی و شامل هشتاد و هشت آيه |
|
بنام خـداونـد بخشنده مهربان |
001- طسم.
002- اين آيات كتاب روشن و روشن كننده است.
003- داستان موسی و فرعون را برای افرادی كه ايمان دارند بحق بر تو ميخوانيم.
004- فرعون در سرزمين مصر قدرت يافت و مردم مصر را چند دسته كرد.
دستهای از آنها را ضعيف ميكرد، پسرانشان را ميكشت و دخترهايشان را زنده ميگذاشت.
او از خرابكاران بود.
005- ما خواستيم بر كسانی كه در زمين ضعيف شده بودند،
منت بگذاريم و آنها را پيشوايانی سازيم و آنها را وارث زمين كنيم.
006- و آنها را در زمين بقدرت برسانيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان،
همان چيزی را كه از آن ميترسيدند، نشان دهيم.
007- و به مادر موسی وحی كرديم كه به موسی شير بده،
و وقتی به حال او ترسيدی او را در دريا بينداز و نترس و غصه نخور.
ما او را بتو برميگردانيم و او را از پيغمبران ميسازيم.
008- خانواده فرعون موسی را از آب گرفتند تا دشمن و مايه غصه آنها شود.
چون فرعون و هامان و لشكريانش خطاكار بودند.
009- زن فرعون گفت اين بچه موجب شادی من و تو است، او را نكشيد، شايد برای ما مفيد باشد يا او را بفرزندی بپذيريم.
در صورتيكه توجه نداشتند كه چه ميكنند.
010- دل مادر موسی راحت شد. اگر به دل او نينداخته بوديم كه خاطر جمع باشد، نزديك بود مادر بودن خود را آشكار بكند.
011- مادر موسی به خواهر وی گفت دنبال او برو.
خواهرش رفت و از دور به او نگاه ميكرد و خانواده فرعون توجه نداشتند.
012- و قبلا شير دايهها را بر موسی حرام كرديم.
خواهر موسی به آنها گفت آيا خانوادهای را بشما معرفی بكنم كه او را برای شما نگهداری كنند و خيرخواه او باشند؟
013- به اين ترتيب موسی را به مادرش برگردانديم تا چشمش به او روشن شود و غصه نخورد و بداند كه
وعده خدا راست است ولی بيشتر افراد نميدانند.
014- چون موسی به حد بلوغ رسيد و قوی شد، به او حكمت و دانش داديم.
ما به نيكوكاران به اين طرز پاداش ميدهيم.
015- موسی وقتی خانوادهاش از او غافل بودند وارد شهر شد و دو نفر را ديد كه با هم زد و خورد ميكنند.
يکی از آنها از دسته او و ديگری دشمنش بود.
کسی كه از گروه او بود، عليه دشمنش از او كمك خواست و موسی او را با مشت زد و او را كشت.
موسی با خود گفت اين كار، كار شيطان بود. او دشمن گمراه كننده واضحی است.
016- و گفت خداوندا، من بخودم ظلم كردم. مرا بيامرز.
خدا او را آمرزيد. خدا آمرزنده و مهربان است.
017- موسی گفت خداوندا، بخاطر نعمتی كه بمن دادی ديگر هرگز پشتيبان گناهكاران نخواهم بود.
018- روز ديگر در حاليكه ميترسيد و مراقب بود، در شهر ميگشت.
ناگهان همان کسی كه ديروز از او كمك خواسته بود از او كمك خواست.
موسی به او گفت تو واقعاً گمراهی.
019- چون خواست به کسی كه دشمنشان بود حمله كند،
او گفت ای موسی، آيا ميخواهی همانطور كه ديروز يکی را کشتی مرا هم را بکشی؟
تو ميخواهی در زمين زورگو باشی و نميخواهی از اصلاح كنندگان باشی.
020- مردی از دورترين نقطه شهر در حالی كه ميدويد آمد و گفت ای موسی،
بزرگان دور هم جمع شدهاند و مشورت ميكنند كه تو را بكشند.
فرار كن من خير تو را ميخواهم.
021- موسی با حالت ترس در صورتيكه مراقب بود از شهر خارج شد و گفت خداوندا، مرا از شر قوم ستمكار نجات بده.
022- چون بطرف شهر مدين رو آورد، گفت اميد است كه خداوندم مرا به راه راست هدايت كند.
023- و چون به آب مدين رسيد، عدهای از مردم را يافت كه به حيوانات خود آب ميدهند و پشت سر آنها دو زن را ديد
كه گوسفندان خود را عقب ميزنند. موسی به آنها گفت چه ميكنيد؟
گفتند ما به گوسفندان خود آب نميدهيم، تا وقتی كه چوپانهای ديگر خارج شوند
و پدرمان پيرمرد سالخوردهای است.
024- موسی گوسفندان آنها را آب داد.
بعد بطرف سايه برگشت و گفت خداوندا، من به هر خيری كه برای من بفرستی احتياج دارم.
025- يکی از آنها، كه با حيا راه ميرفت، پيش او آمد
و گفت پدرم از تو دعوت ميكند تا مزد اينكه گوسفندان ما را آب دادی بتو بدهد.
چون موسی پيش او آمد و داستان زندگی خود را برايش شرح داد او گفت نترس، از دست قوم ظالم نجات پيدا كردهای.
026- يکی از آنها گفت پدر! او را اجير كن.
چون بهترين مرد، قدرتمند و امين است كه ميتوانی استخدام کنی.
027- او به موسی گفت ميخواهم يکی از اين دو دخترم را در مقابل اينكه هشت سال برای من كار کنی همسر تو كنم.
اگر ده سال را تمام کنی با ميل خودت كردی، نميخواهم بر تو سخت بگيرم.
اگر خدا بخواهد مرا از افراد درستكار خواهی يافت.
028- موسی گفت اين قرار دادی بين من و تو باشد.
هر كدام از دو مدت را كه تمام كردم ظلمی بمن نخواهد شد و خدا بر قرار دادی كه ميبنديم وكيل است.
029- چون موسی مدت را به پايان رساند و با خانوادهاش حركت كرد، از طرف كوه طور آتشی ديد.
به خانوادهاش گفت صبر كنيد.
من آتشی ديدم، شايد از آن خبری برای شما بياورم يا گل آتشی بياورم تا گرم شويد.
030- چون پيش آتش آمد، از طرف راست بيابان در جائی مبارک،
از درخت ندا آمد كه ای موسی، من خدا هستم، صاحب اختيار تمام مردم جهان. 1
031- عصايت را بينداز.
وقتی موسی عصا را انداخت و ديد كه مثل ماری حركت ميكند، پا به فرار گذاشت و پشت سر خود را هم نگاه نكرد.
خدا گفت ای موسی، برگرد و نترس.
تو در امان هستی.
032- دستت را در گريبانت ببر تا بدون هيچ گونه مرضی سفيد بيرون آيد و دست خود را برای رهائی از ترس به خود بچسبان.
اين دو تا دليل (معجزه) از خداوند تو برای فرعون و درباريان او ميباشد.
آنها قوم نافرمانی هستند.
033- موسی گفت خداوندا، من يكنفر از آنها را كشتهام، ميترسم مرا بكشند.
034- برادرم هارون از من بهتر حرف ميزند، او را بكمك من بفرست تا مرا تصديق كند.
ميترسم آنها مرا بدروغگوئی متهم كنند.
035- خدا گفت بازوی تو را بوسيله برادرت قوی ميكنيم و به شما قدرت ميدهيم
و با آيات (معجزات) ما بر شما دست نخواهند يافت.
شما و پيروان شما بر آنها غلبه خواهيد كرد.
036- چون موسی معجزات روشن ما را برای آنها آورد گفتند اين سحری است ساختگی.
ما از پدرانمان چنين چيزی نشنيده بوديم.
037- موسی گفت خداوند من کسی را كه از طرف او برای شما هدايت آورده
و کسی را كه خانه آخرت متعلق به او است بهتر ميشناسد.
ستمكاران موفق نميشوند.
038- فرعون گفت ای بزرگان قوم، برای شما معبودی ( کسی كه از او بدون چون و چرا اطاعت كنيد ) غير از خودم نمیشناسم.
ای هامان آجر درست كن و كاخی بلند برای من بساز تا من بخدای موسی پی ببرم.
من فكر ميكنم او دروغگو است.
039- او و لشكريانش در زمين بنا حق تكبر داشتند و خيال ميكردند آنها را پيش ما بر نميگردانند.
040- ما او و لشكريانش را گرفتيم و بدريا انداختيم.
نگاه کن عاقبت كار ستمگران چه بود.
041- آنها را پيشوايانی ساختيم كه مردم را به آتش جهنم ميخواندند و روز قيامت کسی به آنها كمك نميكند.
042- لعنت را در اين دنيا دنبال آنها فرستاديم و روز قيامت زشت رو خواهند بود.
043- پس از نابود كردن پيشينيان به موسی تورات را داديم كه برای مردم وسيله بينائی و هدايت و رحمت باشد،
شايد متوجه شوند.
044- وقتی مأموريت را به موسی داديم.
تو در قسمت غربی كوه طور و شاهد نبودی.
045- ولی نسلهائی بوجود آورديم و مدتی طولانی بر آنها گذشت
و تو ميان مردم مدين ساكن نبودی كه آيات ما را بر آنها تلاوت کنی.
ولی مائيم كه پيغمبران را ميفرستيم.
046- آنوقت كه موسی را صدا زديم، تو كنار كوه طور نبودی ولی اين رحمتی از خداوند تو است
تا قومی را كه قبل از تو پيغمبری برای آنها نيامده از عاقبت كارهای خلاف بترسانی، شايد متوجه شوند.
047- اگر بعلت كارهائی كه ميكردند مصيبتی به آنها وارد ميشد ميگفتند خداوندا،
چرا پيغمبری برای ما نفرستادی تا از آيات تو پيروی كنيم و از افراد باايمان باشيم؟
048- ولی وقتی حق از طرف ما برای آنها آمد گفتند چرا معجزاتی كه بموسی داده شده به او داده نشده؟
آيا قبلا منكر معجزاتی كه بموسی داده شده بود نشدند؟
گفتند (تورات و قرآن) دو جادو هستند كه از هم پشتيبانی ميكنند و گفتند ما هيچكدام را قبول نداريم.
049- بگو اگر راست ميگوئيد كتابی از طرف خدا بياوريد
كه از اين دو كتاب (تورات و قرآن) بهتر راهنمائی كند تا من از آن پيروی كنم.
050- اگر حرف تو را قبول نكردند، بدان كه آنها از دلخواه خود پيروی ميكنند.
چه کسی گمراه تر از کسی است كه بدون هدايت الهی از دلخواه خود پيروی كند؟
خدا ستمكاران را هدايت نميكند.
051- ما برای آنها سخنان را بهم پيوستيم، شايد متوجه شوند.
052- كسانی كه قبلا به آنها كتاب داديم به آن ايمان میآورند.
053- وقتی بر آنها خوانده ميشود ميگويند به آن ايمان آورديم.
آن حقيقتی از طرف خداوند ما ميباشد. ما قبلا هم تسليم خدا ( مسلمان) بوديم.
054- پاداش آنها بعلت صبری كه داشتند دوبار داده ميشود.
آنها بدی را با نيکی پاسخ ميگويند و از آنچه روزی آنها ساختهايم انفاق ميكنند.
055- وقتی سخن بيهودهای ميشنوند، از آن رو بر ميگردانند.
ميگويند كارهای ما مال ما و كارهای شما مال شما است، سلام بر شما.
ما خواهان افراد نادان نيستيم.
056- تو هر کسی را كه دوست داشته باشی نميتوانی هدايت کنی، 2
ولی خدا هر كس را كه بخواهد هدايت ميكند. او هدايت شدگان را بهتر میشناسد.
057- گفتند اگر با تو از راه صحيح پيروی كنيم ما را از سرزمينمان بيرون ميكنند.
آيا آنها را در حرم امنی جا ندادهايم كه هر نوع محصولی به آن آورده ميشود؟
اين رزقی از طرف ما است، ولی بيشتر آنها نميدانند.
058- اهالی شهرهای زيادی را كه وسائل زندگی مردم آن را سرمست كرده بود نابود كرديم.
اين خانههای آنها است كه بعد از آنها فقط عده کمی ساكن آن شدند و ما وارث آن بوديم.
059- خداوند تو مردم شهرها را نابود نميكند مگر اينكه فرستادهای در مركز آن بفرستد كه آيات ما را بر مردم تلاوت كند.
ما فقط شهرهائی را كه اهل آن ظالم هستند نابود ميكنيم.
060- چيزهائی كه بشما داده شده، وسيله استفاده و زينت زندگی دنيا است.
در صورتيكه پاداشی كه پيش خدا است بهتر و ماندنی تر است.
آيا نمی فهميد؟
061- آيا كسيكه وعده پاداش نيك به او دادهايم و به آن ميرسد مثل کسی است
كه او را از وسائل زندگی دنيا بهره مند كردهايم و روز قيامت احضار ميشود؟
062- روزی كه خدا آنها را صدا ميزند و به آنها ميگويد كسانی كه خيال ميكرديد شريك من هستند كجايند؟
063- كسانيكه قرار عذاب آنها ثابت شده ميگويند خداوندا،
اينها كسانی هستند كه ما گمراهشان كرديم همانطور كه خودمان گمراه بوديم.
ما از آنها بيزاری ميجوئيم و به تو پناه ميبريم.
آنها ما را بندگی نميكردند.
064- به آنها گفته ميشود شريكان خودتان را صدا بزنيد.
آنها را صدا ميزنند ولی آنها جوابی به ايشان نميدهند و عذاب را می بينند و آرزو ميكنند كه كاش هدايت ميشدند.
065- روزيكه خدا آنها را صدا ميزند و ميگويد جواب دعوت پيغمبران را چه داديد؟
066- در آن روز تمام خبرها از يادشان ميرود و از هم سئوال نميكنند.
067- اما کسی كه توبه كرده و ايمان آورده و كار صحيح كرده، اميد است كه رستگار باشد.
068- خداوند تو هر چه را بخواهد میآفريند و انتخاب ميكند.
آنها اختياری ندارند.
خدا پاك و بالاتر از چيزهائيست كه شريك او ميسازند.
069- خداوند تو آنچه را در دل مخفی ميكنند و آنچه را آشكار ميكنند ميداند.
070- او خدا است.
معبودی (کسی كه بنده و مطيع محض او باشيد) غير از خدا وجود ندارد.
در دنيا و آخرت ستايش به او اختصاص دارد.
فرمان هم متعلق به اوست و بسوی او برگردانده ميشويد.
071- بگو نظر شما چيست؟
اگر خدا شب را تا روز قيامت طولانی سازد، آيا معبودی غير از خدا وجود دارد كه روشنائی را برای شما بياورد؟
آيا نمیشنويد؟
072- بگو اگر خدا روز را تا روز قيامت طولانی كند چه نظری داريد؟
آيا معبودی غير از خدا هست كه شب را برای اينكه در آن استراحت كنيد برای شما بياورد؟
آيا نمی بينيد؟
073- يکی از رحمتهای خدا اين است كه شب و روز را برای شما قرار داد كه در شب استراحت كنيد
و در روز به دنبال روزی برويد تا شكرگزاری كنيد.
074- روزی كه خدا ايشان را صدا ميزند و ميگويد شريكهائی كه برای من تصور ميكرديد كجا هستند؟
075- از بين هر ملتی شاهدی جدا ميكنيم و ميگوئيم دليل خود را بياوريد و خواهند دانست كه حق متعلق به خدا است.
آنچه بهم ميبافتند برای آنها وجود ندارد.
076- قارون از قوم موسی بود و به آنها ظلم ميكرد و گنجهائی به او داده بوديم
كه حمل كليدهای (صندوقهای) آن برای افراد نيرومند هم سخت بود.
وقتی قومش به او گفتند خودت را گم نكن چون خدا افراد مغرور را دوست ندارد.
077- و با آنچه خدا بتو داده دنبال خانه آخرت برو و سهم خود را هم از دنيا فراموش نكن و
همانطور كه خدا بتو نيکی كرده تو هم نيکی بكن و در زمين دنبال فساد نگرد،
چون خدا عوامل فساد را دوست ندارد.
078- قارون گفت آنچه بمن داده شده بعلت علم خودم بوده.
آيا نميدانست كه خدا نسلهائی را قبل از او هلاك كرده بود كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟
از گناهكاران درباره گناهشان سئوالی نميشود.
079- قارون آراسته با زيورهای خود به ميان قومش رفت.
كسانی كه دوستدار زندگی دنيا بودند گفتند
كاش ما هم ثروتی مثل آنچه كه به قارون داده شده داشتيم.
او سهم بزرگی از مال دنيا دارد.
080- كسانی كه حقيقت را ميدانستند گفتند وای بر شما، پاداش الهی برای کسی كه ايمان آورده و كار درست كرده بهتر است
و فقط افراد با استقامت به آن ميرسند.
081- ما قارون و خانهاش را در زمين فرو برديم و غير از خدا كسانی وجود نداشتند كه به او كمك كنند
و خودش هم نميتوانست كاری برای خود بكند.
082- كسانی كه ديروز آرزوی اين را داشتند كه جای او بودند ميگفتند وای،
مثل اينكه خدا روزی را برای هر يك از بندگانش كه بخواهد فراخ يا تنگ ميسازد.
اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود ما را هم در زمين فرو ميبرد.
مثل اينكه افراد بی ايمان رستگار نميشوند.
083- اين خانه آخرت است. آن را برای كسانی ساختهايم كه در زمين خواهان برتری و فساد نيستند.
پايان كار بنفع افراد پرهيزكار است.
084- هر كس كارخوب بكند پاداشی بهتر از آن دارد
و کسی كه كار بدی بكند مجازات بدكاران فقط به اندازه كاری كه ميكردند خواهد بود.
085- کسی كه رساندن قرآن را بر تو واجب كرد تو را به معاد برميگرداند.
بگو خداوند من کسی را كه هدايت آورده و کسی را كه در گمراهی آشكاری است بهتر ميشناسد.
086- تو اميد نداشتی كه قرآن جز به لطف خداوندت بتو وحی شود. 3
بنابراين پشتيبان افراد بیايمان نباش.
087- تو را از آيات خدا بعد از اينكه بتو نازل شد باز ندارند
و مردم را به راه خداوندت دعوت كن و از افراد مشرك نباش.
088- و با خدا معبود ديگری را مخوان. 4
معبودی (کسی كه انسان در مقابل او احساس يا ابراز كوچکی بكند و از دستورهايش بدون چون و چرا پيروی کند)
غير از خدا وجود ندارد.
هر چيزی از بين رفتنی است غير از ذات او.
حكم كردن ( فقط) مال اوست و بسوی اوبرگردانده ميشويد.
| اين سوره را بشنويد | سوره قبلی | سوره بعدی | فهرست سوره ها |
پاورقی های اين سوره
|
البته خداوند صاحب اختيار تمام جهان ميباشد. جهانی که لا اقل شامل 50 ميليارد کهکشان هست که يکی از آنها کهکشان ما است که شامل 200 ميليارد منظومه شمسی است. ولی وقتی صحبت از عالمين ميکند منظور تمام افراد بشر می باشد و( رب العالمين) يعنی ارباب و صاحب اختيار همه مردم جهان . به بحث "عالمين" و "حمد" و "رب" در قسمت مقدمه ( کلمات اساسی قرآن که دانستن آنها برای فهم درست قرآن لازم است ) مراجعه کنيد. |
1
|
|
چون انسان از معلومات و اعتقادات ديگران اطلاع ندارد ولی خدا از آن اطلاع دارد. می بينيم که پيغمبر خدا (ص) هم نميتواند هرکسی را که خواست هدايت کند. لذا مسلمان اين واقعيت را ميداند و از بی ايمانی بعضی از افراد و فکر نکردنشان درباره حقيقت دين ناراحت نميشود. |
2
|
|
پيغمبر (ص) چنين اميدی نداشت |
3 |
|
مسلمان واقعی هم کسی را غير از خدا بکمک نميخواند. البته منظور از آن کمک خواستن از انسان های زنده نيست. |
4 |