|
خداوندا، سپاس ما را برای قرآن بپذير |
فقط خدا - فقط قران |
سوره شعراء - سوره 26 |
|
سوره شعراء |
|
مکی و شامل دويست و بيست و هفت آيه |
|
بنام خـداونـد بخشنده مهربان |
001- طسم.
002- اين آيات كتاب روشن است.
003- شايد خودت را بخاطر اينكه مردم ايمان نمیآورند هلاك كنی.
004- اگر بخواهيم آيهای از آسمان نازل ميكنيم كه گردنها در برابر آن از روی تواضع خم شود.
005- هيچ تذكر جديدی از طرف خدا برای آنها نيامد مگر اينكه از آن روگرداندند. 1
006- گفتند اين حرف دروغ است.
خبر چيزيكه مورد تمسخر آنان قرار ميگرفت برايشان خواهد آمد.
007- آيا به زمين نگاه نكردند كه انواع گياهان سودمند در آن روياندهايم.
008- يقينا در اينكار نشانهای وجود دارد ولی بيشتر آنها ايمان نمیآورند.
009- براستی خداوند تو قدرتمند و مهربان است.
10 و 11- وقتيكه خدا به موسی گفت پيش قوم ستمكار، قوم فرعون، برو و بگو آيا از كارهای خلاف و عذاب خدا نميترسند؟
012- موسی گفت خدايا، ميترسم حرف مرا قبول نكنند.
013- و دلتنگ شوم و زبانم گير كند. اين ماموريت را به هارون بده.
014- گناهی بگردن من دارند و ميترسم مرا بكشند.
015- خدا گفت اينطور نيست، تو و هارون آيات مرا پيش فرعون ببريد.
ما با شمائيم و به حرفهای شما گوش ميدهيم.
016- پيش فرعون برويد و بگوئيد ما فرستاده خدای جهانيان هستيم.
017- و ماموريم كه بنیاسرائيل را با ما بفرستی.
018- چون پيش فرعون رفتند، فرعون گفت آيا وقتی بچه بودی ما تو را بين خودمان بزرگ نكرديم؟
و سالها عمرت را بين ما نبودی؟
019- و جنايتی را كه كردی، كردی (آدم كشتی).
تو نمك نشناسی.
020- موسی گفت وقتی من گمراه بودم آن كار را كردم.
021- و چون ترسيدم از پيش شما فرار كردم.
سپس خدا بمن حكم داد و مرا رسول خود ساخت.
022- و نعمتی كه منت آن را بر من ميگذاری اين است كه بنیاسرائيل را برده خود ساختهای.
023- فرعون گفت صاحب اختيار مردم جهان چه كسی است؟
024- موسی گفت اگر يقين داشته باشيد ( خدا) صاحب اختيار آسمانها و زمين
و تمام چيزهائی است كه بين آنها وجود دارد.
025- فرعون به اطرافيانش گفت آيا نمی شنويد؟ ( كه چه حرفهائی ميزند).
026- موسی (در ادامه صحبتش) گفت صاحب اختيار شما و نياكان شما.
027- فرعون گفت اين پيغمبری كه پيش شما فرستاده شده ديوانه است.
028- موسی گفت اگر عقل داريد، خدا صاحب اختيار مشرق و مغرب و هر چه بين آنهاست ميباشد.
029- فرعون گفت اگر معبودی غير از من بگيری ترا زندانی ميكنم. 2
030- موسی گفت اگر چه معجزه آشكاری برايت بياورم؟
031- فرعون گفت اگر راست ميگوئی بياور.
032- موسی عصايش را انداخت، ناگهان مار بزرگی شد.
033- و دستش را از گريبان خارج كرد و در مقابل چشم بينندگان سفيد شد.
034- فرعون به بزرگان اطرافش گفت واقعاً اين ساحر دانائيست.
035- ميخواهد با جادويش شما را از سرزمينتان بيرون كند، شما چه ميفرمائيد؟ 3
036- گفتند مدتی به او و برادرش مهلت بده و عدهای را به شهرها بفرست تا جادوگران را جمع كنند.
037- هر جادوگر زبردستی را پيش تو بياورند.
038- جادوگران در روز معين و جای تعين شده جمعآوری شدند.
039- به مردم گفته شد آيا شما هم جمع ميشويد؟
040- تا اگر جادوگران پيروز شدند ما از آنها پيروی كنيم.
041- چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند اگر غلبه كنيم آيا مزدی داريم؟
042- فرعون گفت آری، در آنصورت شما از مقربان درگاه خواهيد بود.
043- موسی به جادوگران گفت آنچه را ميخواهيد بيندازيد، بيندازيد.
044- جادوگران طنابها و عصاهايشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون قسم ما پيروز ميشويم.
045- پس موسی عصايش را انداخت كه ناگهان تمام وسائل آنها را بلعيد.
046- در نتيجه جادوگران به سجده افتادند. 4
047- و گفتند ما به صاحب اختيار جهانيان ايمان آورديم.
048- صاحب اختيار موسی و هارون
049-
فرعون به آنها گفت آيا قبل از اينكه به
شما اجازه بدهم به او ايمان آورديد؟
5
موسی استاد بزرگ شماست كه به شما جادوگری
آموخته.
6
نتيجه كار خود را خواهيد فهميد.
دست و پايتان را برخلاف هم ميبرم و همه شما را به دار ميزنم. 7
050- جادوگران گفتند اشكالی ندارد، ما پيش خدايمان برميگرديم.
051- ما اميداريم كه خدايمان گناهان ما را ببخشد چون اولين افرادی هستيم كه ايمان میآوريم.
052- به موسی وحی كرديم كه بندگان مرا شبانه حركت بده چون شما تعقيب ميشويد.
053-
فرعون ماموران خود را برای جمع كردن نيرو
به شهرها فرستاد.
054-
و گفت اينها عده كمی هستند.
055-
اينها باعث خشم ما شدهاند.
056-
ولی ما آماده و محتاط هستيم.
57
و 58-
ما فرعونيان را از باغها و چشمه ها و از
گنجها و خانههای پرارزش خارج كرديم.
059-
به اين ترتيب آن را به بنیاسرائيل واگذار
كرديم.
060-
آنها موقع طلوع آفتاب به تعقيب
بنیاسرائيل پرداختند.
061- وقتی دو گروه همديگر را ديدند، ياران موسی گفتند ما دستگير شديم.
062- موسی گفت اينطور نيست، خدای من با من است و راه را بمن نشان ميدهد.
063- ما به موسی وحی كرديم كه با عصايت به دريا بزن، چون زد دريا شكافت و هر طرف مثل كوه بزرگی شد.
064- و سپاه فرعون را در آنجا به آنها نزديك كرديم.
065- و موسی و همه كسانی را كه با او بودند نجات داديم.
066- و سپاه فرعون را غرق كرديم.
067- در اين كار نشانهای وجود دارد، ولی بيشتر مردم ايمان نمیآورند.
068- و خدای تو توانا و مهربان است.
069- و داستان ابراهيم را برای آنها بخوان.
070- موقعيكه به پدر و قومش گفت چه چيزی را بندگی ميكنيد؟
071- گفتند بتهائی را میپرستيم و برای عبادت در خدمتشان هستيم.
072- ابراهيم گفت آيا وقتی از آنها كمك ميخواهيد صدای شما را ميشنوند؟ 8
073- يا نفعی يا ضرری به شما ميرسانند؟
074- گفتند ديديم كه پدرانمان اين كار را ميكردند. 9
75 و 76- ابراهيم گفت درباره آنچه كه شما بندگی ميكنيد و پدرانتان بندگی ميكردند چه نظری داريد؟
077- آنها دشمن من هستند، بجز صاحب اختيار مردم جهان. 10
078- آن كه مرا خلق كرد، مرا هدايت ميكند.
079- وجودی كه بمن غذا و آب ميدهد.
080- و وقتی مريض شوم مرا شفا ميدهد.
081- آن كه جان مرا ميگيرد و بعد مرا زنده ميكند.
082- آن كه اميدوارم روز جزا خطاهای مرا ببخشد.
083- خدايا بمن حكمت بده و مرا جزو افراد درستكار ساز.
084- و در ميان امتهای آينده مرا نيكنام گردان.
085- و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.
086- و پدرم را بيامرز، چون او گمراه است.
087- و روز قيامت مرا خوار نساز.
088- روزی كه مال و فرزند فايدهای ندارد.
089- مگر كسی كه دلی پاك پيش خدا بياورد.
090- بهشت به پرهيزكاران نزديك شده.
091- و جهنم برای گمراهان آشكار شده.
92 و 93- به آنها گفته ميشود آنچه كه غير از خدا بندگی ميكرديد كجا هستند؟
آيا به شما يا خودشان كمك ميكنند؟
94 و 95- معبودهای آنها و گمراهان و لشكريان ابليس همگی پشت سر هم دمرو به جهنم افكنده ميشوند.
096- و در حالی كه با هم بحث ميكنند ميگويند،
097- به خدا قسم ما در گمراهی كاملا معلومی بوديم.
098- وقتی شما را با صاحب اختيار مردم جهان مساوی ميدانستيم.
099- فقط گناهكاران ما را منحرف كردند.
100و 101- ما شفيع و دوست صميمی كه بما كمك كند نداريم. 11
102- اگر عمر دوبارهای داشته باشيم فرد باايمانی خواهيم شد.
103- در اين كار نشانهای وجود دارد، ولی بيشتر آنها ايمان نمیآورند.
104- و خداوند تو توانا و مهربان است.
105- قوم نوح هم پيغمبران را قبول نداشتند.
106- وقتی برادرشان نوح به آنها گفت آيا از خدا نميترسيد؟
107- من برای شما رسول امينی هستم.
108- از نافرمانی خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
109- من از شما مزدی نميخواهم، مزد من بعهده صاحب اختيار جهانيان است.
110- از نافرمانی خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
111- گفتند آيا به تو ايمان بياوريم؟ در حاليكه افراد اوباش از تو پيروی ميكنند.
112- نوح گفت من از كارهائی كه ميكنند اطلاع ندارم.
113- اگر توجه داشته باشيد حساب آنها با خدای من است.
114- من افراد باايمان را از خود نميرانم.
115- من فقط بطور آشكار هشدار ميدهم.
116- گفتند ای نوح، اگر از اين حرفها دست برنداری سنگسار خواهی شد.
117- نوح گفت خدايا، قوم من حرف مرا قبول ندارند.
118- من و آنها را از هم جدا كن و مرا و افراد باايمانی را كه با من هستند نجات بده.
119- ما او و كسانی كه با او در كشتی پر بودند نجات داديم.
120- و بقيه را غرق كرديم.
121- در اين كار نشانهای وجود دارد، ولی بيشتر مردم ايمان نمیآورند.
122- خدای تو توانا و مهربان است.
123- قوم عاد هم پيغمبران را قبول نكردند.
124- وقتی برادرشان هود به آنها گفت آيا از نافرمانی خدا نميترسيد؟
125- من برای شما رسول امينی هستم.
126- از نافرمانی خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
127- من از شما مزدی نميخواهم، مزد من بعهده صاحب اختيار جهانيان است. 12
128- آيا بيهوده در هر جای بلندی نشانهای ميسازيد؟
129- و خانهها و قلعهها برای خود ميسازيد تا در دنيا هميشه بمانيد؟
130- و وقتی حمله ميكنيد ستمگرانه حمله ميكنيد؟
131- از نافرمانی خدا (از فساد و بيعدالتی) بترسيد و از من اطاعت كنيد.
132- و از خدائی بترسيد كه با آنچه كه ميدانيد به شما كمك كرده.
133 و 134- با چارپايان و فرزند و باغ و چشمه به شما كمك كرده.
135- من بر شما از عذاب روز بزرگ ميترسم.
136- گفتند نصيحت بكنی يا نكنی برای ما مساوی است. 13
137- اين طبيعت امتهای گذشته است.
138- ما عذاب نخواهيم شد.
139- او را به دروغگونی متهم كردند لذا ما آنها را هلاك كرديم.
در اين كار نشانهای وجود دارد، ولی بيشتر آنها مومن نبودند.
140- خدای تو توانا و مهربان است.
141- قوم ثمود هم پيغمبران را به دروغگوئی متهم کردند،
142- وقتی برادرشان صالح به آنها گفت آيا از نافرمانی خدا نميترسيد؟
143- من رسول امينی برای شما هستم.
144- بنابراين از نافرمانی خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
145- من از شما مزدی نميخواهم، مزد من بعهده صاحب اختيار كليه افراد بشر است. 14
146- آيا شما را با خاطری جمع در اينجا بحال خود ميگذارند؟
147 و 148- در باغها و چشمهها و زراعت و نخلهائی كه ميوه هايش رسيده و نرم است.
149- و خانههائی كه با مهارت از كوه برای خود ميتراشيد؟
150- از نافرمانی خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
151- و از دستور افراد متجاوز اطاعت نكنيد.
152- از دستور متجاوزانی كه در زمين فساد ميكنند و اصلاح نميكنند.
153- گفتند حتماً تو را جادو كردهاند.
154- تو آدمی مثل ما هستی، اگر راست ميگوئی معجزهای بيار.
155- صالح به آنها گفت اين يك شتر است كه سهمی از آب دارد و شما هم در روز معلوم سهمی داريد.
156- آزاری به او نرسانيد چون دچار عذاب روزی بزرگ ميشويد.
157- ولی آنها شتر را كشتند و بعد پشيمان شدند.
158- در نتيجه دچار عذاب شدند. در اين كار نشانهای وجود دارد.
بيشتر آنها مومن نبودند.
159- و خدای تو توانا و مهربان است.
160- قوم لوط هم پيغمبران را تكذيب كردند.
161- وقتی برادرشان لوط به آنها گفت آيا نميترسيد؟
162- من رسول امينی برای شما هستم.
163- از اطاعت نكردن از دستور خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
164- من از شما بخاطر رسالتم مزدی نميخواهم، مزد من به عهده صاحب اختيار جهانيان است.
165- آيا از بين تمام انسانها سراغ مردها و پسرها ميرويد؟
166- و همسرانی را كه خدا برايتان خلق كرده ترك ميكنيد؟
شما آدمهای متجاوزی هستيد.
167- گفتند ای لوط، اگر از اين حرفها دست برنداری اخراجت ميكنيم.
168- لوط گفت من از كار شما نفرت دارم.
169- خدايا من و خانوادهام را از كارهائی كه ميكنند نجات بده.
170 و 171- ما او و همه خانوادهاش را غير از زنی كه جزو هلاك شدگان بود نجات داديم.
172- و ديگران را نابود كرديم.
173- بارانی بر آنها بارانديم كه هشدارش به آنها داده شده بود. باران بدی بود.
174- در اين كار نشانهای است، ولی بيشتر آنها به آن ايمان نداشتند.
175- خدای تو توانا و مهربان است.
176- اصحاب “ايكه“ نيز پيغمبران را تكذيب كردند.
177- وقتی شعيب به آنها گفت آيا از اطاعت نكردن دستورهای خدا نميترسيد؟
178- من رسول امينی برای شما هستم.
179- از اطاعت نكردن از دستورهای خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
180- من از شما مزدی نميخواهم، مزد من بعهده صاحب اختيار جهانيان است.
181- پيمانه را كامل بدهيد و كم فروشی نکنيد.
182- و با ترازوی درست وزن كنيد.
183- و جنس مردم را كم ندهيد و در زمين فساد نكنيد.
184- و از نافرمانی خدائی كه شما و افراد قبل از شما را آفريد بترسيد.
185- گفتند تو جادو شدهای.
186- تو آدمی مثل ما هستی. فكر ميکنيم كه تو دروغگوئی.
187- اگر راست ميگوئی تكههائی از آسمان بر سر ما بينداز.
188- شعيب گفت خدای من از كارهائی كه ميكنيد بهتر از همه اطلاع دارد.
189- بنابراين حرفهای او را باور نكردند.
لذا دچار عذاب روز ابر آتشبار شدند. واقعاً آن عذاب روزی بزرگ بود.
190- در اينكار نشانهای وجود داشت، ولی بيشتر آنها مومن نبودند.
191- و خدای تو توانا و مهربان است.
192- نزول قرآن از طرف صاحب اختيار تمام افراد بشر است.
193 تا 195- جبرئيل آن را به زبان عربی روشن ( واضح ) بر قلب تو نازل كرده تا از هشدار دهندگان باشی. 15
196- در كتابهای گذشتگان نيز بوده است.
197- آيا چون علماء بنیاسرائيل آن را ميدانند برای آنها علامتی نيست؟
198- اگر آن را بر بعضی از افراد غير عرب نازل ميكرديم.
199- و پيغمبر آن را برای آنها ميخواند به آن ايمان نمیآوردند.
200- ما آن را اينطور وارد قلب افراد گناهكار ميکنيم.
201- گناهكاران به آن ايمان نمیآورند تا موقعی كه عذاب دردناك را ببينند.
202- عذاب ناگهانی بر آنها وارد ميشود و آنها متوجه آمدن آن نمیشوند.
203- وقتی آمد، ميگويند آيا مهلتی به ما داده ميشود؟
204- آيا ميخواهند عذاب ما زودتر سراغ آنها بيايد؟
205- بگو اگر ما سالهائی آنها را بهره مند سازيم.
206- و عذابی كه به آنها وعده داده شده برای آنها بيايد.
207- چيزهائی كه از آن بهره مند بودند كاری برای آنها نميكند.
208- هر شهری را كه هلاك كرديم، هشدار دهندگانی داشت.
209- كه به آنها تذكر بدهند. ما ظالم نبودهايم.
210- قرآن را شياطين نازل نكردهاند.
211- سزاوار آنها هم نيست كه چنين كاری بكنند و نميتوانند بكنند.
212- آنها از شنيدن آن محروم هستند.
213- ( ای پيغمبر ) با خدا معبود ديگری را بکمک نخوان، چون از كسانی ميشوی كه دچار عذاب شدهاند. 16
214- به خويشان نزديك خود هشدار بده.
215- و بال فروتنی را برای مومنينی كه از تو پيروی ميكنند فرود آور (با آنها مهربان باش).
216- اگر از تو اطاعت نكردند، بگو من از كارهائی كه ميكنيد بيزارم.
217- و به خداوند توانا و مهربان توكل كن.
218 و 219- خدائی كه تو را موقعی كه برميخيزی و آمدن و رفتن تو را هم در ميان سجده كنندگان می بيند.
220- چون او شنوا و دانا است.
221- آيا بشما خبر بدهم كه شياطين بر چه كسانی نازل ميشوند؟
222- آنها بر هر دروغگوی گناهكاری نازل ميشوند.
223- كه به شياطين گوش ميدهند و بيشتر آنها دروغگو هستند.
224- گمراهان از شاعران پيروی ميكنند.
225- آيا نمیبينی كه آنها در هر وادی سرگردان هستند.
226- و حرفهائی ميزنند كه عمل نميكنند.
227- مگر شاعرهائی كه ايمان آوردند و كار درست كردند و زياد خدا را ياد كردند
و پس از اينكه مورد ظلم قرار گرفتند، كمك خواستند و ظلم كنندگان خواهند دانست به كجا برگردانده ميشوند.
| اين سوره را بشنويد | سوره قبلی | سوره بعدی | فهرست سوره ها |
پاورقی های اين سوره
|
هميشه همينطور بوده است. |
1 |
|
در تمام طول تاريخ بشری اغلب قدرتمندان همين حرف را زده اند و آن را اجرا کرده اند |
2 |
|
هميشه مثل اين تهمت ها به افراد زده شده است |
3 |
|
چون فرق سحر و معجزه را ميدانستند. |
4 |
|
اغلب قدرتمندان ميخواهند ايمان و اعتقاد افراد هم به اجازه آنها باشد. |
5 |
|
از اين تهمت ها به افراد زده اند و ميزنند. |
6 |
|
اغلب قدرتمندان از اين تهديد ها کرده اند و اجرا هم نموده اند. |
7 |
|
به بت پرستان امروزی هم بايد همين حرف را زد |
8 |
|
بت پرستان امروزی هم همين حرف را ميزنند |
9 |
|
البته خداوند صاحب اختيار تمام جهان ميباشد. جهانی که لا اقل شامل 50 ميليارد کهکشان هست که يکی از آنها کهکشان ما است که شامل 200 ميليارد منظومه شمسی است. ولی وقتی صحبت از عالمين ميکند منظور تمام افراد بشر می باشد و( رب العالمين) يعنی ارباب و صاحب اختيار همه مردم جهان . به بحث "عالمين" و "حمد" و "رب" در قسمت مقدمه ( کلمات اساسی قرآن که دانستن آنها برای فهم درست قرآن لازم است ) مراجعه کنيد. |
10
|
|
علی (ع) امام اول شيعيان و خليفه چهارم اهل سنت و صحابی بزرگ پيغمبر (ص) هم در آخرين خطبه 186 تا 195 نهج البلاغه ميفرمايد: " در صور دميده ميشود ... و شفيعی که شفاعت کند و دوستی که دفاع کند و عذاب را دفع کند وجود ندارد." |
11
|
|
مسملمان کار را برای خدا ميکند و از مردم مزدی نميخواهد |
12 |
|
امروز هم همين حرف را ميزنند |
13 |
|
مسلمان برای کار دينی خود از کسی مزدی نميخواهد |
14 |
|
جبرئيل
آن را بر قلب پيغمبر فرود می آورد |
15 |
|
مسلمان هم کسی غير از خدا را به کمک نميخواهد |
16 |