خداوندا، سپاس ما را برای قرآن بپذير

فقط خدا - فقط قران     

 سوره طه  - سوره 20 

 

   سوره طه  

 اين سوره را بشنويد

مکی و شامل يكصد و سی و پنج آيه

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

   

001-  طه.

002 قرآن را بر تو نازل نكرديم كه بزحمت بيفتی.   

003 قرآن  فقط تذكری برای کسی است كه از خدا ميترسد.   

004 از جانب وجودی نازل شده كه زمين و آسمانهای بلند را خلق كرده.    

005 خداوند رحمانی که بر عرش قرار گرفته.    

006 هر چه در آسمانها و زمين و بين آنها و زير زمين است مال او است.    

007 اگر بلند حرف بزنی او راز پنهان و مخفی ‌تر از آن را ميداند.       

008 خدائی که، معبودی غير از او وجود ندارد.  اسم‌های نيكوئی دارد.     

       (کسی كه انسان بنده او شود و در مقابلش احساس با ابراز كوچکی كند و از فرمانش بدون چون و چرا اطاعت نمايد)

009 آيا داستان موسی برای تو آمده؟   

010 وقتی آتشی ديد و به خانواده‌اش گفت اندکی بمانيد.

       من آتشی می بينم. شايد گل آتشی برای شما بياورم يا در كنار آن راهنمائی پيدا كنم.

011 چون نزديك آتش آمد ندا داده شد كه ای موسی،     

012 من خدای تو هستم، كفشت را درآر، تو در سرزمين مقدس طوی هستی.

013 و من ترا انتخاب كرده‌ام، پس به آنچه بتو وحی ميشود گوش كن.    

014 من خدا هستم.

       معبودی غير از من وجود ندارد.  

       پس مرا بندگی كن و نماز را برای بخاطر داشتن من بر پا دار.        1

015 قيامت خواهد آمد.

       ميخواهم وقت آنرا مخفی كنم تا به هر كس جزای كارهائی كه ميكند داده شود.      

016 كسی كه به آن ايمان ندارد و دنبال هوس خود ميرود ترا از توجه به آن باز ندارد،

       چون آنوقت هلاك خواهی شد.

017 ای موسی، اين كه در دست تو است چيست؟     

018 موسی گفت اين عصای من است.

       بر آن تكيه ميكنم و با آن برای گوسفندانم برگ درختان را ميريزم. استفاده‌های ديگری هم از آن ميكنم.

019 خدا گفت ای موسی آنرا بينداز.    

020 تا موسی آنرا انداخت مار بزرگی شد كه بسرعت حركت ميكرد.      

021 خدا گفت آنرا بگير و نترس، آنرا به حالت اولش در ميآوريم.     

022 و دستت را توی گريبانت كن بدون اينكه مرضی داشته باشد سفيد بيرون ميآوری.

       اين آيه ( نشانه و معجزه) ديگری است. 

023 برای اينكه از آيات (معجزات) بزرگ خودمان مقداری بتو نشان دهيم.     

024 پيش فرعون برو چون او طغيان كرده.    

025 موسی گفت خداوندا بمن حوصله بده.     

026 و كار مرا آسان نما.    

027 گره از زبانم بگشا.     

028 تا حرفم را بفهمند.     

29 و 30 و از خانواده‌ام برادرم هارون را دستيار من ساز.    

031 پشت مرا بوسيله او محكم كن.    

032 او را در كار من شريك كن.      

033 تا ترا زياد ستايش كنيم.      

034 و ترا زياد ياد كنيم.      

035 چون تو نسبت به ما بينائی.     

036 خدا گفت آنچه خواستی بتو داده شد.      

037 و ما بار ديگر بر تو منت نهاديم.     

038 وقتی به مادرت آنچه وحی شد وحی كرديم. 
039 كه او را در صندوقی بگذار و آن را در دريا بينداز تا دريا آن را به ساحل اندازد
          و دشمن من و دشمن او آن را بگيرد. و محبت خودم را بر تو افكندم تا زير نظر من ساخته شوی.
040 وقتی كه خواهرت پيش آنها رفت و به آنها گفت آيا كسی را به شما معرفی بكنم كه او از تو نگهداری كند؟
       در نتيجه تو را به مادرت برگردانديم تا چشمش بتو روشن شود و غصه نخورد و كسی را كشتی
       و ما تو را از غم نجات داديم و تو را به انواع مختلف امتحان كرديم و سالهائی بين مردم مدين ماندی.
       بعد در زمان مقرر آمدی.
041 من تو را برای خودم ساخته‌ام. 
042 تو و برادرت آيات (معجزات) مرا ببريد و در ياد كردن من كوتاهی نكنيد. 
043 پيش فرعون برويد چون او طغيان كرده است.
044 و با او به نرمی صحبت كنيد شايد متوجه شود يا بترسد.        2
045 گفتند خداوندا، ما ميترسيم بر ما پيشدستی يا طغيان كند.
046 خدا گفت نترسيد. من با شما هستم، ميشنوم و می‌بينم. 
047 پيش او برويد و بگوئيد ما فرستادگان صاحب اختيار تو هستيم، بنی‌اسرائيل را با ما بفرست و آنها را عذاب نكن.
       ما برای تو معجزه‌ای از طرف صاحب اختيارت آورده‌ايم.

       سلام بر كسی كه از راهنمائی پيروی كند.
048 بما وحی شده كه عذاب شامل كسی ميشود كه منكر شود و سرپيچی كند. 
049 فرعون گفت ای موسی، صاحب اختيار شما كيست؟ 
050 موسی گفت صاحب اختيار من كسی است كه به هر چيزی خلقت آن را عطا كرده و بعد آن را هدايت كرده.
051 فرعون گفت وضع نسلهای گذشته چه ميشود؟

052 موسی گفت علم آن در كتابی پيش خدای من است. خدای من اشتباه و فراموش نميكند.          

053-  او وجودی است كه زمين را محل آسايش شما ساخته و در آن راه‌هائی بوجود آورده

       و از آسمان باران را نازل كرده، پس بوسيله آن انواع گياهان جفت جفت (نر و ماده) بوجود آورده‌ايم.        

054-  خودتان از آن بخوريد و حيوانات خود را در آن بچرانيد.

       در اين مطلب نشانه‌هائی برای افرادعاقل وجود دارد.

055 شما را از زمين خلق كرديم و به آن برميگردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون ميآوريم.        

056-  تمام آياتمان را به فرعون نشان داديم ولی او منكر آنها شد و قبول نكرد.       

057-  و گفت ای موسی، آيا آمده‌ای كه با سحر خود ما را از سرزمين خودمان بيرون كنی؟  3           

058-  ما هم سحری مثل سحر تو برايت ميآوريم. وقتی و جائی صاف و هموار بين ما و خودت

       برای آن تعيين كن كه ما و تو از آن تخلف نكنيم. 

059-  گفت وقت آن روز جشن باشد، بشرط اينكه مردم قبل از ظهر جمع شوند.         

060-  فرعون رفت و نقشه‌های خود را كشيد، بعد آمد.        

061-  موسی به ساحران گفت وای بر شما، بر خدا به دروغ افترا نزنيد كه خدا شما را با عذابی نابود ميكند.

       هر كه افترا بزند در كار خود نوميد ميشود.             

062-  ساحران بين خود به بگومگو پرداختند و آهسته با هم صحبت كردند.            

063-  گفتند اين دوتا ساحرند و ميخواهند با سحر خود شما را از سرزمين خودتان بيرون كنند و دين عالی شما را از بين ببرند.

064-  طرح‌هائی را كه كشيده‌ايد يكی كنيد و در يك صف به مبارزه برخيزيد.

       امروز هر كسی كه غلبه كند موفق است.           

065-  گفتند ای موسی، تو اول مياندازی يا اول ما بيندازيم؟           

066-  موسی گفت شما بياندازيد. وقتی آنها طنابها و عصاهای خود را انداختند با جادوئی كه كرده بودند

       بنظر موسی رسيد كه آنها با سرعت راه ميروند.      

067-  موسی در دلش احساس ترس كرد.      

068-  گفتيم نترس تو پيروزی.         

069-  آنچه در دست تو است بينداز تا هر چه درست كرده‌اند ببلعد.

       كاری كه كرده‌اند كار ساحر است و ساحر هر جا برود موفق نميشود.  

070-  ساحرها به سجده افتادند و گفتند به خدای هارون و موسی ايمان آورديم.          

071-  فرعون به آنها گفت آيا قبل از اينكه به شما اجازه بدهم به او ايمان آورديد؟             4

      او استاد شما است كه به شما سحر ياد داده است.       5

      دست و پايتان را بر خلاف هم ميبرم و شما را بر تنه درختان خرما دار ميزنم   6    

          و خواهيد دانست كه عذاب كداميك از ما شديدتر و طولانی‌تر است.       

072-  جادوگرها گفتند هرگز تو را بر دليل‌های روشنی كه برای ما آمد و بر كسی كه ما را آفريد ترجيح نمی‌دهيم.

      هر كاری ميخواهی بكن.

      تو فقط در زندگی دنيا حكم ميكنی.         

073-  ما به خدايمان ايمان آورده‌ايم تا اشتباه ما و جادوئی را كه ما را به آن مجبور كردی بيامرزد.  

            خدا بهتر و ماندنی‌تر است.        

074-  هر كس گناهكار پيش خدايش بيايد جهنم سزاوار او است.

       در آن نه ميميرد و نه زنده ميماند.           

075-  كسانی كه باايمان پيش خدا بيايند و كار صحيح انجام داده باشند درجات عالی دارند.        7          

076-  بهشت‌های جاودانی كه نهرها در آن روان است و هميشه در آن خواهند بود.

       اين پاداش كسی است كه پاك  بوده است.

077-  ما به موسی وحی كرديم كه بندگان مرا موقع شب حركت بده و راه خشكی برای آنها در دريا باز كن.

       نه از اينكه فرعون به تو برسد بترس، نه از غرق شدن.    

078-  فرعون با لشكريانش آنها را تعقيب كردند.

       دريا آنها را در خود غرق كرد.   

079-  فرعون قوم خود را گمراه كرد و هدايت نكرد.    

080-  ای بنی‌اسرائيل، ما شما را از دست دشمنتان نجات داديم و در طرف راست كوه طور با شما قرار گذاشتيم

       و “من و سلوی” (نوعی خوردنی) را برای شما فرستاديم.      

081-  از خوردنيهای پاكی كه روزی شما كرده‌ايم بخوريد و در آن طغيان نكنيد.

       چون غضب من بر شما نازل ميشود و هر كس مورد غضب من قرار گيرد نابود ميشود.     

082-  من كسی را كه توبه كند و ايمان بياورد و كار صحيح بكند و راه صحيح را بشناسد می ‌آمرزم.     

083-  و گفتيم ای موسی، چه چيز باعث شد كه قبل از قومت پيش ما بيائی؟      

084-  موسی گفت قوم من دنبال من هستند.

       خداوندا، من برای آمدن پيش تو عجله كردم تا از من راضی شوی. 

085-  خدا فرمود ما بعد از تو قومت را امتحان کرديم و سامری آنها را گمراه کرد.     

086-  موسی خشمگين و اندوهناک پيش قوم خود برگشت و گفت ای قوم من، آيا خدايتان به شما وعده خوبی نداده بود؟

       آيا مدت جدا بودن من از شما طولانی شد؟ 

          يا خواستيد که غضب خدايتان بر شما نازل شود که از وعده من تخلف کرديد؟    

087-  گفتند با ميل خود از وعده تو تخلف نکرديم.

       ولی مقداری از وسائل زينتی که از قوم فرعون داشتيم انداختيم و سامری هم انداخت.

088-  و سامری برای آنها مجسمه گوساله ای ساخت که صدای گوساله داشت

       و گفتند اين معبود شما و معبود موسی است. موسی آن را فراموش کرده بود.    

089-  آيا نمی بينند که گوساله جوابی به آنها نميدهد و نفع و ضرری برای آنها ندارد؟        

090-  در صورتيکه هارون قبلا به آنها گفته بود که ای قوم من،

       شما بوسيله آن امتحان شده ايد و خدای شما خداوند رحمان است.

       از من پيروی کنيد و از فرمان من اطاعت کنيد.      

091-  گفتند تا موسی برگردد ما آن را عبادت ميکنيم.      

92 و 93-  موسی گفت ای هارون، چه چيز از تو جلوگيری کرد که وقتی آنها گمراه شدند از من پيروی نکنی؟

       آيا از فرمان من سرپيچی کردی؟ 

094-  هارون گفت ای فرزند مادرم، ريش و موی سرم را نگير.

       من ترسيدم بگوئی بين بنی اسرائيل تفرقه افکندی و مراقب دستور من نبودی.

095-  موسی به سامری گفت اين چه کاری است که کردی؟     

096-  سامری گفت من چيزی ديدم که آنها نديدند.

       بنابراين من يک مشت از رد پای فرستاده (خدا)، (جبرئيل) برداشتم و آن را در پيکر (گوساله) انداختم.

       نفس من اين کار را برای من خوب جلوه داد.    

097-  موسی به او گفت  برو. جزای تو اينست که تا زنده ای (به هر کس نزديک نو آمد) بگوئی: بمن دست نزنيد.

       و برای تو قراری است که از آن تخلف نميشود.

       به معبود خودت که وقتت را صرف عبادتش کردی نگاه کن که آن را ميسوزانيم و توی دريا ميپاشيم.    

098-  معبود شما فقط خداست که معبودی جز او وجود ندارد و همه چيز را ميداند.

       (کسی که در مقابلش احساس و ابراز کوچکی کنيد و بدون چون و چرا از دستورها و نظرهای او پيروی کنيد)

099-  ما بدينطريق آنچه را که صورت گرفته بود برای تو ميگوئيم و قرآن را از طرف خودمان بتو داديم.   

100-  کسانی که از آن روگردان شوند روز قيامت بار گناه خود را حمل ميکنند.     

101-  هميشه در آن (حال) ميمانند. روز قيامت بار بدی را با خود حمل ميکنند.    

102-  روزی که در صور دميده شود گناهکاران را با چشم کبود جمع ميکنيم.    

103-  آهسته با هم صحبت ميکنند و ميگويند فقط ده روز در قبر مانديد.     

104-  ما آنچه را ميگويند بهتر از همه ميدانيم.

       وقتی آن کس که بهتر از همه نظر ميدهد ميگويد فقط يک روز در قبر مانديد.      

105-  درباره کوهها از تو سئوال ميکنند. بگو خدای من آنها را از هم ميپاشد.    

106-  و زمين را صاف و هموار ميسازد.    

107-  بطوريکه هيچ کجی و برجستگی در آن نمی بينی.    

108-  روزی که بدون کوچکترين سرپيچی از دعوت کننده پيروی ميکنند و صداها بخاطر خداوند رحمان پائين ميآيد

       و فقط صدای آهسته ای ميشنوی.     

109-  در آن روز شفاعت سود ندارد مگر از کسی که خدا به او اجازه دهد و به حرف زدنش راضی باشد.      

110-  آنچه در جلوی آنها و آنچه پشت سرشان است ميداند ولی آنها به علم خدا احاطه ای ندارند.    

111-  صورت ها در آن روز در مقابل خدای زنده و جاويد خاضع ميشود و آنکه ظلم کرده از لطف خدا نااميد ميشود.   8  

112-  و کسی که کار صحيح ميکند و ايمان دارد، از اينکه به او ظلمی شود و از بين رفتن پاداشش نميترسد.      

113-  ما اينطور به تو قرآنی به زبان عربی نازل کرديم و در آن انواع هشدارها را داديم.

             شايد از نافرمانی و عذاب خدا بترسند يا برای آنها توجهی بوجود آورد.        9

114-  فرمانروای حقيقی خداست که والا و برتر است.  

       قبل از اينکه وحی قرآن تمام شود، در خواندن آن عجله نکن و بگو خدايا علم مرا زياد کن.     10     

115-  ما قبلا با آدم عهد بستيم.

       او عهد و پيمان خود را فراموش کرد و ما او را صاحب اراده نيافتيم.    

116-  وقتی را يادآوری کن که به فرشتگان گفتيم به آدم سجده کنيد.

      همه سجده کردند غير از شيطان که از سجده کردن خودداری کرد.     

117-  ما گفتيم ای آدم، اين شيطان دشمن تو و همسرت ميباشد.

       شما را از بهشت بيرون نکند که دچار زحمت ميشوی.    

118-  تو در بهشت نه گرسنه ميمانی نه برهنه.     

119-  و دچار تشنگی و سوزش آفتاب هم نميشوی.     

120-  اما شيطان او را وسوسه کرد و گفت ای آدم،

       آيا ميل داری تو را به درخت زندگی ابدی و فرمانروائی بی پايان راهنمائی کنم؟    

121-  در نتيجه اين وسوسه آدم و همسرش از آن خوردند و آلات جنسی آنها برايشان آشکار شد.

      بنابراين شروع کردند با برگهای بهشت آن را بپوشانند. آدم از فرمان خداوندش سرپيچی کرد و گمراه شد.

122-  بعد خدا او را برگزيد و توبه او را پذيرفت و او را هدايت کرد.    

123-  خدا گفت همگی از بهشت پايين برويد. بعضی از شما دشمن بعضی خواهيد بود.

      چون از جانب من هدايتی برای شما بيايد، هر کس از هدايت من پيروی کند گمراه و بدبخت نميشود.

124-  کسی که از تذکر من روگردان شود زندگی سختی خواهد داشت و روز قيامت او را کور محشور (زنده) ميکنيم.

125-  ميگويد خدايا چرا مرا کور محشور (زنده) کردی در صورتيکه من بينا بودم؟

126 خدا گويد، همانطور که وقتی آيات ما برای تو آمد، آنها را فراموش کردی، امروز هم تو فراموش ميشوی.

127 ما کسی را که زياده روی کند و به آيات خداوندش ايمان نياورد اينطور مجازات ميکنيم.

      قطعاً عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است.

128 آيا برای هدايتشان کافی نيست که متوجه شوند اقوام زيادی را پيش از آنان نابود کرديم.

       اقوامی که حالا اينها در خانه آنان راه ميروند.

       در اينکار نشانه هائی برای خردمندان است.  

129 اگر سخنی که خدا قبلا گفته بود نبود و مدت معينی قرار داده نشده بود، عذاب لازم ميشد.  

130 بر آنچه ميگويند صبر داشته باش و

       قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن و قسمتی از شب و اطراف روز با ستايش خداوندت او را تسبيح کن،

       شايد راضی شوی.   

131 به نعمتهائی که به عده ای از آنها داده ايم چشم ندوز، اينها زينت زندگی دنياست تا آنها را با آن بيازمائيم.

       روزی خدايت بهتر و بادوام تر است.     

132 خانواده ات را به نماز امر کن و بر آن پايدار باش.

       ما از تو روزی نميخواهيم.

       روزی ترا هم ما ميدهيم.

      عاقبت خوب مال پرهيزکاران است.    

133 گفتند چرا پيغمبر برای ما معجزه ای از جانب خدايش نمی آورد؟

       بگو آيا در کتابهای گذشته دليل روشن برای آنها نيامد؟     

134 اگر ما قبل از فرستادن پيغمبر آنها را نابود ميکرديم، حتماً ميگفتند خداوندا،

       چرا پيغمبری برای ما نفرستادی تا قبل از اينکه ذليل و خوار شويم از آيات تو پيروی کنيم؟     

135-  بگو همه منتظرند پس شما هم انتظار بکشيد.

       بزودی خواهيد دانست که چه کسی اهل راه راست است و راه صحيح را شناخته است.

 
اين سوره را بشنويد

Home Page

سوره قبلی سوره بعدی فهرست سوره ها

 

پاورقی های اين سوره

 

پروردگار ميفرمايد: نماز را برای اين بخوان که ياد من باشی و کار خلافی نکنی

1

 

مسلمان نيز بايد با ديگران به نرمی و ملايمت صحبت کند شايد متوجه حرفهايش بشوند و از عاقبت بد کارهای غلط خود بترسند.

2
 

امروزه هم برای بستن دهان حق گويان هر نوع تهمتی به آنها ميزنند.

3
 

می بينيم از نظر ديکتاتوران ايمان آوردن افراد هم بايد به اجازه آنها باشد.

4
 

می بينيم که برای بستن دهان حق گويان به تهمت متوسل ميشوند.

5
 

می بينيم که هر گونه تهديدی ميکنند و اگر قدرت داشته عمل هم ميکنند.

6
 

درجات عالی با کار صحيح و ايمان بدست ميايد نه با خواهش ديگران.

7
 

فرود مياورد، پائين مياورد

8
 

اگر قرآن قابل فهم نباشد چگونه با آن خلافکاران از عاقبت کارهای بد خود بترسند؟

9
 

پيغمبر (ص)  همه چيز را نميدانست. چون در آن صورت زياد شدن علم او معنی نداشت

10