|
خداوندا، سپاس ما را برای قرآن بپذير |
فقط خدا - فقط قران |
سوره كهف - سوره 18 |
|
سوره كهف |
|
مكی و شامل يکصد و ده آيه |
|
بنام خـداونـد بخشنده مهربان |
001- ستايش ( بزرگداشت ) فقط برای خداست كه قرآن را بر بندهاش ( محمد) نازل كرد
و هيچگونه انحرافی در آن قرار نداد.
002- قرآن كتابی است راست و استوار تا مردم را از عذاب سختی بر حذر دارد
و به افراد باايمانی كه كار درست ميکنند مژده بدهد كه پاداش نيکوئی دارند.
003- و هميشه در آن (در بهشت) ميمانند.
004- و كسانی را كه گفتند خدا فرزند دارد بيم دهد.
005- آنها و پدرانشان به حرفی كه ميزنند علمی ندارند.
حرفی كه ميزنند گناه بزرگی است.
آنها فقط دروغ ميگويند.
006- شايد اگر به اين حرف ايمان نياورند از شدت تاسف خودت را بخاطر آنها هلاك كنی.
007- ما تمام چيزهائی را كه روی زمين است برای زينت و زيبائی آن بوجود آوردهايم
تا مردم را امتحان کنيم كه كار كدامشان بهتر است.
008- ما تمام چيزهائی را كه روی زمين است بصورت بيابانی بدون گياه درمیآوريم.
009- آيا خيال كردهای كه اصحاب كهف (غار) و رقيم از آيات عجيب ما بوده است؟
010- وقتی چند جوان به غار پناه بردند و گفتند خداوندا، بما رحمتی كن و وسيله هدايت ما را در كارمان فراهم نما.
011- ما آنها را چند سال در غار بخواب برديم.
012- بعد آنها را از خواب بيدار كرديم تا معلوم گردانيم كدام دسته حساب مدتی كه خوابيدهاند را بهتر كردهاند.
013- ما خبر آنها را به درستی بتو ميگوئيم.
آنها جوانانی بودند كه به خداوندشان ايمان آوردند و ما هدايت آنها را زياد كرديم.
014- وقتی از خواب برخاستند به آنها قوت قلب داديم، در نتيجه گفتند خداوندِ ما خداوند آسمانها و زمين است.
معبود ديگری را غير از او بكمك نمیخوانيم، چون در آنصورت حرفی دور از حقيقت زدهايم.
015- اينها قوم ما هستند كه برای خود معبودهائی غير از خدا درست كردهاند.
چرا دليل روشنی برای حرف خود نميآورند؟
چه كسی ظالم تر از كسی است كه از قول خدا دروغ بگويد؟
016- به هم گفتند وقتی از آنها و چيزهائی كه غير از خدا ميپرستند كناره جوئی ميکنيد به غار پناه ببريد
تا خداوندتان رحمت خودش را بر شما زياد كند و گشايشی در كارتان فراهم كند.
017- خورشيد را میبينی كه موقع طلوع به طرف راست غارشان ميل ميکند
و موقع غروب بطرف چپ و آنها در وسط غار (جای وسيع آن) هستند.
اين از آيات خداست، كسی را كه خداوند هدايت كند، واقعاً هدايت شده
و كسی را كه گمراه كند، (مطابق قانونش بی راه گذارد) 2
كسی را پيدا نميکنی كه به او كمك و او را هدايت كند.
018- تو خيال ميکنی كه آنها بيدارند در صورتيکه خوابند.
آنها را اين پهلو آن پهلو ميکنيم و سگشان دو دست خود را بطرف آستانه غار دراز كرده بود.
اگر به حال آنها پی ميبردی دچار ترس شديد ميشدی و فرار ميکردی.
019- به اين ترتيب آنها را از خواب بيدار كرديم تا از هم بپرسند چقدر خوابيدهاند.
يکی از آنها گفت چقدر خوابيده بوديد؟
گفتند يک روز يا مقداری از روز.
گفتند خدا بهتر ميداند كه چقدر خوابيدهايد.
يک نفر را با پول به شهر بفرستيد و بايد ببيند چه غذائی پاك تر است تا از آن بخرد و برای شما بياورد
و بايد با ملايمت رفتار كند تا كسی از وضع شما آگاه نشود.
020- چون اگر آنها شما را پيدا كنند، سنگسارتان ميکنند
يا شما را به دين خود برميگردانند كه در اين صورت هرگز رستگار نميشويد.
021- به اين ترتيب مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده خدا درست است و شكی درباره قيامت وجود ندارد.
وقتی مردم درباره كارشان با هم بگومگو ميکردند، گفتند بنائی در جای ايشان بسازيم.
خداوندشان به وضع آنها دانا تر است.
كسانی كه حرفشان به كرسی نشست گفتند مسجدی در جای آنها ميسازيم.
022- بعضی ميگويند سه نفر بودند و سگشان چهارمی آنها بود،
بعضی ميگويند پنج نفر بودند و سگشان ششمی آنها بود.
بدون دليل حرف ميزنند، بعضی ميگويند هفت نفر بودند و سگشان هشتمی آنها بود.
بگو خدا عده آنها را بهتر ميداند.
فقط عده كمی تعداد آنها را ميدانند.
درباره آنها بحثی ظاهری بكن و از هيچکس درباره آنها نظرخواهی نكن.
23- هرگز نگوئيد: من فردا اينکار را ميکنم.
24- مگر اينکه بگوئيد: اگر خدا بخواهد.
وقتی فراموش كردی، خداوندت را بخاطر بياور و بگو:
ممكن است خداوند مرا به كاری بهتر از اين كاری كه تصميم دارم بكنم هدايت كند.
025- در غارشان سيصد و نه سال قمری ماندند.
026- بگو خدا بهتر ميداند كه چقدر خواب بودند.
غيب آسمانها و زمين متعلق به اوست.
چقدر بينا و شنوا است.
مردم ياوری غير از او ندارند و او كسی را در قانونگذاری شريک خود نميکند.
027- هر قدر از كتاب خداوندت كه به تو وحی شده بخوان. 3
سخنان او تغير ناپذير است و غير از او هرگز پناهی پيدا نميکنی.
028- با كسانی باش كه صبح و شب در دعا خداوندشان را ميخوانند و رضايت او را ميخواهند.
چشمانت را بخاطر زينت دنيا از چنين افرادی برنگردان و
از كسی اطاعت نكن كه قلبش را از ياد خودمان غافل كردهايم
و از دلخواه خود پيروی ميکند و كار او روی افراط است.
029- بگو حق از خداوندتان ميباشد. هر كه بخواهد ايمان بياورد و هر كه بخواهد كافر شود.
ما آتش جهنم را برای كافران آماده كردهايم كه سرا پردهاش آنها را در بر ميگيرد.
اگر كمك بخواهند با آبی مثل فلز گداخته كه صورت را بريان ميکند به آنها كمك ميشود.
چه آب بد و چه منزل بدی است.
030- كسانی كه ايمان آوردند و كار درست كردند بدانند
كه ما پاداش كسانی را كه كار درست كردهاند از بين نمی بريم. 4
031- آنها بهشتهائی دارند كه در آنها نهرها روان است و با دستبندهای طلا مزين ميشوند
و حرير سبز نازك و كلفت می پوشند و بر تختها تکيه ميزنند.
بهشت چه پاداش خوب و چه استراحتگاه خوبی است.
032- برای آنها مثلی بزن. حكايت دو مرد كه به يکی از آنها دو باغ انگور داديم
كه با درختان خرما احاطه شده بود و بين آنها هم كشتزاری وجود داشت.
033- هر دو باغ محصول خود را ميدادند و چيزی فروگذار نميکردند.
وسط آن دو باغ هم نهری روان كرديم.
034- همه محصول آن مال او بود.
يک روز در حال صحبت با دوستش گفت مال من بيشتر از مال تو است
و از نظر نفرات هم از تو نيرومند تر هستم.
035- و در حاليکه به خودش ظلم ميکرد وارد باغش شد و گفت فكر نميکنم اين باغ هيچوقت از بين برود.
036- و فكر نميکنم كه قيامت برپا شود.
حتی اگر پيش خداوندم برگردانده شوم، جائی بهتر از اين خواهم داشت.
037- دوستش به او گفت آيا منكر خدائی هستی كه ترا از خاك و بعد از نطفه آفريد و بالاخره از تو مردی ساخت؟ 5
038- ولی من ميگويم خدا صاحب اختيار من است و احدی را شريک خداوندم نميسازم
(از فرمان هيچکس جز او بدون چون و چرا اطاعت نميکنم).
039- چرا وقتی داخل باغت شدی نگفتی اين چيزيست كه خدا خواسته و هيچ نيروئی نيست جز بوسيله خدا؟
اگر مرا از نظر مال و فرزند كمتر از خودت میبينی
040- شايد خدا بمن چيزی بهتر از باغ تو بدهد و از آسمان بلائی بر باغ تو نازل كند
و باغت بصورت زمينی خشك و صاف و بيحاصل درآيد.
041- يا آبش فروكش كند و ديگر نتوانی آن را بدست بياوری.
042- و بلا بر آن نازل شد و داربستهايش درهم شكست و بخاطر خرجی كه برای آن كرده بود،
دستهايش را بهم ميماليد و ميگفت كاش كسی را شريک خداوندم نميساختم.
043- كسانی غير از خدا وجود نداشتند كه به او كمك كنند و خودش هم نميتوانست كمكی بخود بكند.
044- آنجا متوجه شد كه كمك كردن فقط از آن خداست و بهترين پاداش و عاقبت خوش هم در اختيار اوست.
045- برايشان زندگی دنيا را مثل بزن كه مانند آبيست كه از آسمان نازل كرديم و گياهان زمين بزرگ شدند
و در هم فرو رفتند و بعد خشک و خرد شدند و باد آنها را پراكنده كرد. خدا قادر به هر كاری است.
046- مال و فرزند زينت زندگی دنيا است.
ولی اعمال صالح كه نتيجه اش هميشه باقی است در پيش خداوندت بهترين پاداش و دلخواه را دارد.
047- روزی كه كوهها را به حركت درآوريم و زمين را صاف و هموار ببينی
و همه آنها را جمع کنيم و كسی را از قلم نيندازيم.
048- و صف بسته به خداوندت عرضه شوند، به آنها گفته ميشود
همانطور كه اولين بار شما را خلق كرديم اكنون پيش ما آمديد.
ولی شما خيال ميکرديد كه قراری برای شما نگذاشتهايم.
049- و نامه اعمال گذاشته شود و گناهكاران را می بينی كه از آنچه در آن است هراسان ميباشند
و ميگويند وای بر ما اين چه جور پروندهای است؟!
هيچ عمل كوچك و بزرگی نيست مگر به حساب آمده و فرو گذار نشده و هر كاری كه كردهاند
حاضر می يابند و خداوند تو به كسی ظلم نميکند.
050- وقتی را ياد آوری كن كه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده کنيد.
همه سجده كردند غير از ابليس كه جن بود.
او از دستور خداوندش اطاعت نكرد.
آيا باز او و فرزندانش را بجای من دوست و ياور خود ميگيريد؟ در صورتيکه او دشمن شما است.
برای ظالمها شيطان جانشين بدی است.
051- من آنها را هنگام خلقت آسمانها و زمين و خلقت خودشان شاهد نساختم و گمراه كنندگان را مددكار خود نگرفتم.
052- روزيکه خداوند گويد آنهائی را كه فكر ميکرديد شريک من هستند صدا بزنيد.
آنها را صدا ميزنند ولی به ندای آنها پاسخی داده نميشود.
بين آنها پرتگاهی قرار داده ايم.
053- گناهكاران آتش جهنم را می بينند و گمان ميکنند كه در آن می افتند و راهی برای برگشتن از آن پيدا نميکنند.
054- ما دراين قرآن هر گونه مثلی برای هدايت مردم زدهايم ولی انسان بيشتر از هر چيزی اهل بگومگو است.
055- وقتی هدايت برای آنها آمد، هيچ چيز مانع ايمان آوردن و آمرزش خواستن آنها از خداوند نشد
مگر انتظار اينکه روشی كه درباره گذشتگان اجرا شده بود برای آنها بيايد يا عذاب روبرويشان قرار بگيرد.
056- ما پيغمبران را برای بشارت دادن (درباره عاقبت كارهای خوب) و ترساندن (از عاقبت كارهای بد) ميفرستيم
و افراد كافر بباطل بگومگو ميکنند تا با آن حق را پايمال كنند
و آيات مرا و بيمی را كه از عاقبت كار بدشان به آنها داده شده به مسخره گرفتند.
057- کيست ظالم تر از كسی كه آيات خدا به او گفته شود و او از آن روگردان باشد و كارهائی را كه كرده فراموش كند؟
ما بر دلهايشان پردهای افكندهايم كه نفهمند و گوششان را سنگين ساختهايم (كه حقيقت را نشنوند).
اگر آنها را براه صحيح دعوت كنی هيچگاه هدايت نمیشوند.
058- خداوند تو آمرزنده و صاحب رحمت است.
اگر خدا بعلت كارهائيکه ميکردند آنها را موأخذه مينمود، در عذاب آنها عجله ميکرد
ولی برای هلاك آنها زمانی تعين شده كه راه فراری از آن پيدا نميکنند. 6
059- اين ها شهرهائی است كه چون ظلم كردند نابودشان كرديم و برای نابود كردن آنها مدتی تعين نموديم.
060- موقعی را ياد آوری كن كه موسی به همسفر جوانش گفت
تا به محل بهم رسيدن دو دريا نرسم يا مدت درازی صرف آن نكنم، از اين مسافرت دست برنميدارم.
061- چون به محل برخورد دو دريا رسيدند، ماهی خود را فراموش كردند و ماهی راهش را در دريا پيش گرفت و رفت.
062- وقتی از آن محل گذشتند موسی به جوان گفت غذايمان را بياور.
ما در اين سفر رنج زيادی کشيده ايم.
063- جوان گفت آيا متوجه شدی كه وقتی ما به صخره پناه برديم من ماهی را فراموش كردم
و فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد و ماهی بطور عجيبی به دريا رفت.
064- موسی گفت اين همان جائی است كه دنبالش ميگشتيم.
بنابراين جستجوكنان از راهی كه رفته بودند به عقب برگشتند.
065- و يکی از بندگان ما را يافتند كه به لطف خودمان به او علمی ياد داده بوديم.
066- موسی به او گفت آيا اجازه ميدهی كه من دنبال تو بيايم تا مقداری از علمی كه بتو آموختهاند بمن بياموزی؟ 7
067- او گفت تو نميتوانی در كنار من صبر داشته باشی.
068- چگونه ميتوانی در مورد چيزی كه از آن اطلاعی نداری صبر كنی؟
069- موسی گفت اگر خدا بخواهد مرا در اين كار صبور خواهی يافت و از دستور تو سرپيچی نميکنم.
070- او گفت اگر دنبال من بيائی نبايد درباره چيزی سئوال كنی تا خودم درباره آن حرف بزنم.
071- با اين شرط براه افتادند تا اينکه سوار كشتی شدند. آن مرد كشتی را سوراخ كرد.
موسی به او گفت آيا كشتی را سوراخ كردی كه اهل آن را غرق كنی؟
واقعاً كار زشتی كردی.
072- او گفت آيا به تو نگفتم كه تو نميتوانی طاقت بياوری؟
073- موسی گفت بخاطر قولی كه فراموش كردم مرا مؤاخذه نكن و در كار من سخت گيری نكن.
074- باز راه افتادند تا به جوانی برخوردند او آن جوان را كشت.
موسی گفت آيا آدم بيگناهی كه كسی را نكشته بود كشتی؟
واقعاً كار زشتی كردی.
075- او گفت آيا به تو نگفتم كه طاقت ديدن كارهای مرا نداری؟
076- موسی گفت اگر بعد از اين از تو درباره چيزی سئوال كردم
ديگر با من همراهی نكن چون از جانب من معذور خواهی بود.
077- و به راه افتادند تا به شهری رسيدند و از اهالی آن غذا خواستند اما آنها از مهمان كردن ايشان خودداری كردند.
آنگاه در شهر ديواری پيدا كردند كه ميخواست خراب شود. او آن را درست كرد.
موسی گفت اگر ميخواستی، برای اينکار از آنها مزدی ميگرفتی.
078- او به موسی گفت اكنون موقع جدائی بين من و تو است.
من حالا تاويل چيزهائی را كه نتوانستی در مقابل آن صبر كنی بتو ميگويم.
079- اما كشتی مال افراد تهیدستی بود كه با آن در دريا كار ميکردند ( و خرج خانواده خود را تامين ميکردند)
خواستم آنرا خراب كنم (كه به دريا نروند) چون پشت سر آنها پادشاهی بود
كه هر كشتی را بزور ميگرفت (خواستم كشتی را از دست ندهند).
080- اما جوان، پدر و مادرش آدمهای باايمانی بودند.
ترسيدم پدر و مادرش را به طغيان و كفر بكشد.
081- خواستيم كه خدا فرزند بهتری به آنها بدهد كه پاكتر و مهربانتر از او باشد.
082- اما ديوار در شهر مال دو جوان يتيم بود و زير آن گنجی متعلق به آنها بود و پدرشان آدم درستكاری بود.
خداوند تو خواست كه آنها به حد بلوغ و قدرت برسند و گنجشان را به لطف خداوندت درآورند.
اينکارها را از طرف خودم نكردم. اين تاويل كارهائی بود كه نتوانستی در مقابل آن صبر كنی. 8
083- درباره ذوالقرنين از تو سئوال ميکنند. 9
بگو درباره او مطلبی بشما خواهم گفت.
084- ما او را در زمين به قدرت رسانديم و وسيله هر كاری را به او داديم.
085- او راهی را دنبال كرد.
086- تا به محل غروب خورشيد رسيد و بنظرش رسيد
كه خورشيد در چشمه گل آلود تيره رنگی غروب ميکند و در آنجا قومی را پيدا كرد.
به او گفتيم ای ذوالقرنين، آنها را عذاب ميکنی يا روش خوبی درباره آنها پيش ميگيری؟
087- ذوالقرنين گفت اگر كسی ظلم كند او را عذاب ميکنم و بعد پيش خدايش برگردانده ميشود
و خدا او را مجازات سختی خواهد كرد.
088- اما كسی كه ايمان آورده و كار درست كند پاداش خوبی دارد و دستور آسانی در حق او صادر ميکنيم.
089- بعد دنبال راه ديگری رفت
090- تا به محل طلوع خورشيد رسيد.
ديد كه خورشيد بر مردمی طلوع ميکند كه پوششی غير از خورشيد برای آنها قرار نداده بوديم.
091- به اين ترتيب رفتار ميکرد و ما از آنچه پيش او بود خبر داشتيم.
092- بعد دنبال راه ديگری رفت.
093- تا بين دو كوه رسيد و قومی را آنجا پيدا كرد كه زبان نمی فهميدند.
094- گفتند ای ذوالقرنين، ياجوج و ماجوج در زمين فساد ميکنند.
آيا امكان دارد مالی در اختيار تو بگذاريم كه بين ما و آنها سدی بسازی؟
095- او گفت قدرتی كه خدای من به من داده بهتر است.
با نيروی بدنی خودتان به من كمك کنيد تا بين شما و آنها سد محكمی بسازم.
096- برای من قطعات آهن بياوريد تا وقتيکه بين دو كوه را مساوی كرد.
گفت بدميد تا وقتيکه آنرا گداخته كرد.
گفت برای من مس مذاب بياوريد تا روی آن بريزم.
097- بدينسان ياجوج و ماجوج نتوانستند از آن بالا بروند يا سوراخی در آن بوجود آورند.
098- گفت اين از لطف خداوند من است.
اما چون وعده خداوند من بيايد آنرا با خاك يکسان ميکند.
وعده خداوند من راست است.
099- آنها را ميگذاريم تا در آن روز در هم بلولند و در صور دميده ميشود و همه آنها را جمع ميکنيم.
100- و آنروز جهنم را به كافران نشان ميدهيم.
101- كافرانی كه چشمشان از ياد من در پرده بود و قدرت شنيدن حقيقت را نداشتند.
102- آيا افراد بیايمان خيال كردند كه ميتوانند بجای من، بندگان مرا اولياء خود بگيرند؟
ما جهنم را برای افراد بیايمان آماده كردهايم.
103- بگو آيا شما را از پر ضررترين كارها آگاه بكنم؟
104- آنان كسانی هستند كه كوشش آنها در زندگی دنيا از بين رفته و خيال ميکنند كار خوبی ميکنند.
105- آنها افرادی هستند كه منكر آيات خداوندشان و ملاقات او شدند.
در نتيجه كارهايشان از بين رفته و روز قيامت ارزشی برای آنها قائل نمیشويم.
106- بعلت كفری كه ورزيدند و آيات و پيغمبران مرا مسخره كردند جهنم جزای آنهاست.
107- كسانيکه ايمان آوردند و كار درست كردند باغهای بهشت محل پذيرائی آنهاست.
108- هميشه در آن ميمانند و دنبال تغيير مكان نميگردند.
109- بگو اگر دريا برای نوشتن كلمات خدای من مرکب شود، حتما دريا تمام ميشود قبل از اينکه سخنان خدای من به آخر برسد،
اگر چه دريائی مثل آنرا هم بكمك بياوريد.
110- بگو من فقط بشری مثل شما هستم. 10
بمن وحی ميشود كه معبود شما
(كسی
كه در مقابل او احساس
يا
ابراز كوچكی بکنيد و از دستورهايش
بدون چون و چرا پيروی کنيد)
معبودی است
يگانه.
كسی كه اميد ملاقات صاحب اختيار خود را دارد 11
بايد كار صحيح بكند و در بندگی كردن صاحب اختيار خود هيچکس را شريک او نسازد
(اربابی جز خدا نگيرد و مطيع محض و بدون چون و چرای دستورهای هيچکس جز خدا نباشد).
| اين سوره را بشنويد | سوره قبلی | سوره بعدی | فهرست سوره ها |
پاورقی های اين سوره
|
كسانی كه به آيات خدا ايمان نمیآورند خدا آنها را هدايت نمیکند و عذاب پردردی دارند. خدا كافران را هدایت نمیکند. |
2 |
|
مسلمان
بايد تا انجا که ميتواند قرآن بخواند تا بفهمد چه کارهائی بايد بکند |
3 |
|
خدا وعده دروغ نميدهد ولی پاداش خدائی احتياج به كار درست و درستكاری دارد. |
4 |
|
مقاله جنين شناسی در قرآن را بفارسی و انگليسی در اين سايت بخوانيد علقه – (مانند کرم کوچک که بجائی می چسبد و آويزان است.) و مضغه ( شبيه گوشت نيمه جوئيده.) تا حدود 300 سال پيش که ميکروسکوپ کشف شد و بوسيله آن نطفه در رحم مادر برای اولين بار ديده شد، آويزان بودن بچه مثل کرم کوچک در رحم مادر قابل فهم برای بشر نبود. پزشکان بعد از کشف ميکروسکوپ حدود 300 سال پيش در داخل رحم مادر اين پديده را برای اولين بار ديدند که بچه در ابتدا در رحم مادرعينا مثل کرم کوچکی است که از ديواره آن آويزان است! و بعد (بعد از مرحله علقه) بشکل گوشت کوچکِ نيمه جوئيده در ميايد! يکی از جراحان مشهور فرانسوی (Dr. Maurice Bucaille) بعد از بررسی در اين مورد و موارد ديگر، زبان عربی را ياد گرفت و قرآن را با کنجکاوی هر چه بيشتر خواند و مسلمان شد. او نشرياتی درباره معجزات پزشکی قرآن نوشته و کتابی بسيار خواندنی در اين مورد منتشر کرده خواندن اين کتاب را به يک يک جويندگان راه علم و حقيقت و تمام مسلمانان جهان شديدا توصيه ميکنم. اين کتاب را در اين سايت بخوانيد. The Bible The Quran and Science لازم به ياد آوری نيست که مطالب نوشته شده توسط اين فرد نظريات يک آدم معمولی نيست. Dr. Maurice Bucaille يکی از مشهور ترين جراهان دنياست که نظرياتش قابل قبول و احترام دانشمندان جهان ميباشد. جلدی از اين کتاب چندی پيش توسط يکی ديگر از دانشمندان و مترجمين قرآن مجيد و جراح بنام و امام جمعه (مسجد ايمان - لوس انجلس، کاليفرنيا) جناب آقای دکتر گيلانی که افتخار آشنای با ايشان باعث خوشحالی زياد من است بمن داده شد. (حسن زمان زاده) |
5
|
|
می بينيم اين مهلت برای ايمان آوردن است تا عذاب رفع شود و مهلت پيامبری يك پيامبر نيست. |
6 |
|
او علم لدنی نداشت و به او آموخته شده بود. علم لدنی علمی است که شخص از کسی نياموخته باشد. |
7 |
|
اين بنده خدا علم لدنی نداشت و اجرا كننده دستور خدا بود و كارها را از طرف خودش نميكرد. |
8 |
|
دو نظر در مورد اينکه ذوالقرنين کيست وجود دارد. عده ای ميگويند ذوالقرنين همان اسکندر است ولی تاريخ نشان ميدهد که اسکندر فقط بطرف شرق رفت، اين مورد با آيه های 18:86 و 18:89 و 18:90 مقايرت دارد. نظر دوم اين است که ذوالقرنين کورش پادشاه ايران است. او مطابق آيه های ذکر شده، هم بطرف شرق رفت، هم بطرف غرب نام و کارهای کورش پادشاه ايران در تورات هم ذکر شده است. |
9
|
|
هر
چه پيغمبر
(ص)
بگويد من بشری
مثل شما هستم
زن
دارم،
بچه دارم،
غذا ميخورم،
|
10
|
|
منظور رسيدن به حضور خداوند است در روز قيامت برای ديدن جزا و پاداش اعمال. اين حضور به چه صورت است نميدانيم. |
11 |